🤍
4 stories
⚜️𝕲𝖊𝖓𝖊𝖗𝖆𝖑⚜️ oleh blumer83
blumer83
  • WpView
    Membaca 449,815
  • WpVote
    Suara 44,362
  • WpPart
    Bagian 37
"Compelet" - با من ازدواج کن ژنرال. - این یه دستوره سرورم؟! چی میشه اگه بیشترین اختیار رو در کشور داشته باشین اما نتونین کاری انجام بدین به خاطر تبعیض‌های جنسیتی؛ کیم تهیونگ به عنوان یه شاهزاده که امگا متولد شده تا قبل از ازدواج هیچ اختیاری برای امور کشور نداره به خاطر قانون «امگاها حق سلطنت ندارن» شما بودین چیکار می‌کردین؟ کاپل: کوکوی کاپل فرعی: یونمین ژانر: رمنس، سلطنت مدرن، امگاورس، ازدواج اجباری، انگست 🥇#عاشقانه #royal 🥈#taehyong 🏅 Writer: blumer
My candy 🍭  oleh writerMisha
writerMisha
  • WpView
    Membaca 195,010
  • WpVote
    Suara 21,706
  • WpPart
    Bagian 32
Fiction: my candy 🍭 کامل شده کاپل : kookv ژانر : فلاف ، رمنس ، اسمات خلاصه: جئون جونگ کوک مبارز قفس آزاد کره معروف به ماشین کشتار وقتی برای تمرینات میره به یک کلبه جنگلی ، شبی که داره بارون سختی میگیره ، یک مرد با بچه پشت در خونه میان و ازش کمک میگیرن . کیم تهیونگ ، یکی از تاپ وکیل های کره برای بدست اوردن قلب جی کی ، تا کجا پیش میره ؟ Misha (( این فیک آمپرگ ، خیانت و خشونت نداره ، با خیال راحت از شیرینی کوک وی لذت ببر )) 💜💖🍭
Before you (I thought I had it all) | KookV oleh cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Membaca 372,688
  • WpVote
    Suara 35,498
  • WpPart
    Bagian 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
✧HOME✧ oleh timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Membaca 645,231
  • WpVote
    Suara 62,826
  • WpPart
    Bagian 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook