roro8050's Reading List
90 stories
Wild | وایلد  by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 270
  • WpVote
    Votes 81
  • WpPart
    Parts 1
" #Wild 🌪 ~Couple : Kookv ~Ganer : Smut • Romance • Fakechat •Dram • Boxing ~ Writer : Aloura ~Start : Coming Soon ... _ تموم جونم رو با خودت بردی ! لعنتی تو میدونستی که من جز تو کسی رو ندارم و رفتی .. بهت گفته بودم که تنها دارایی من تویی ؛ باور نکرده بودی. + متاسفم _ تاسف تو چهار سال از عمر منو برنمیگردونه. 
The Real Mistress by jeon__teatea
jeon__teatea
  • WpView
    Reads 475
  • WpVote
    Votes 47
  • WpPart
    Parts 3
+ جونگکوک لطفا باور کن منو، من قصد نداشتم برادرمو بکشم، باور کن، من-من فقط دوستت دارم، قاتل نیستم _ تمام شواهد بر علیه توعه لونا و من هیچ وقت بهت علاقه نداشتم، من فقط ازت سواستفاده کردم چون خانواده تو قدرت منو محکم تر میکرد و همین طور استعدادت به من برای حکومتم کمک میکرد ولی باید میفهمیدی که حتی اگه انگشتت هم به تهیون من برخورد کنه میشکنمش +... جونگکوک،من-من... تهیون تو منو میشناسی، من بهت اسیب نمیزنم تو منو باور میکنی مگه نه؟ تهیون سرشو داخل گردن جونگکوک فرو برد _ میبینی! برادرتم شناخته تو رو، سرباز ها ببریدش و برای اعدام اماده اش کنید ژانر : تاریخی، دراما،امگاورس، انگست، عاشقانه، شاید اسمات کاپل : کوکته، کوکوی، یونمین، سپ، نامجین، جنلیسا روز اپ: نامنظم امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید💙
Second Chance by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 29,699
  • WpVote
    Votes 3,728
  • WpPart
    Parts 46
اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
𝐀𝐦𝐞𝐭𝐡𝐲𝐬𝐭ᴷᵒᵒᵏᵛ by OfManySouls
OfManySouls
  • WpView
    Reads 252,669
  • WpVote
    Votes 16,627
  • WpPart
    Parts 45
بذارین اینجوری بگم بهتون... می‌خوام با کسی آشنا شم که وقتی باهاش نبودم، نفسم بگیره و دلم طاقت نیاره. یکی که روحمو بشکافه... که هر اتم از بدنش برام عزیز باشه. کسی که وقتی بهش رسیدم و طعمِ بودن باهاشو چشیدم، تازه متوجه شم که چقدر تا اون لحظه تشنه بودم... کسی که با دیدنش قلبم یک‌ در میون بزنه... حتی بعضاً نزنه! کسی که بودن باهاش اونقدر هیجان‌انگیز باشه که وقتی برگشتم و به گذشته‌م نگاه انداختم، هیچ پشیمونی‌ای نداشته باشم و به خودم بابت اون زندگی آفرین بگم... اینجوریه که می‌چسبه بهم پدر! کاپل‌ها: کوکوی، نامجین، سوپمین ژانر: امگاورس، رمنس، اسمات
𝗗𝗼𝗺𝗶𝗻𝗮𝗻𝘁 𝗢𝗺𝗲𝗴𝗮🐺༢  by ItcRhw
ItcRhw
  • WpView
    Reads 46,490
  • WpVote
    Votes 6,559
  • WpPart
    Parts 24
- 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Romance, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖠𝗋𝗋𝖺𝗇𝗀𝖾𝖽 𝖬𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍 جونگ‌کوک تنها امگای خاندان آلفامحور جئون و ننگ خانواده‌ش، برای حفظ اعتبارش مجبور می‌شه با تهیونگ، یه امگای سنتی و مطیع‌، ازدواج کنه و کاری غیرممکن انجام بده: تهیونگ رو حامله کنه و یه وارث آلفا بیاره! حالا دو امگایی که هیچ شباهتی به‌هم ندارن توی یه ازدواج اجباری گیر افتادن . . . هر وقت تو واتپد فول بشه، Pdfـش تو تلگرام آپ می‌شه✨ 𝖨'𝗆 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗋𝖾𝗌𝗉𝗈𝗇𝗌𝗂𝖻𝗅𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗧𝗿𝗮𝗻𝘀𝗹𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻!
𝐏𝐚𝐫𝐚𝐧𝐨𝐢𝐚[𝐊𝐕] by nickhedvnia
nickhedvnia
  • WpView
    Reads 86,105
  • WpVote
    Votes 5,226
  • WpPart
    Parts 24
«داره بهم سخت می‌گذره، الان بیست ساله که داره سخت می‌گذره. باید چیکار کنم؟ می‌خوای ماشین رو بردارم و با هم، بریم ته دره؟ یا میخوای، یه وزنه من دست بگیرم و یکی هم به تو بدم، بعد، بریم وسط دریا تا غرق بشیم؟ می‌خوای فردا شب، مست کنیم و بعد، از پنجره‌های قدی همین خونه، بپریم؟ اگه تو باشی، از مردن نمی‌ترسم. اگه تو باشی، دیگه اینجا چیزی برای از دست دادن، نیست.» •.Status: ongoing •.Couple: Kookv •.Rating: NC-17 •.Tags: Romance, Smut, Angst, mystery, Dram
In the arms of the butterfly| Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 52,632
  • WpVote
    Votes 5,383
  • WpPart
    Parts 45
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
Inure by CravinMont
CravinMont
  • WpView
    Reads 2,095
  • WpVote
    Votes 262
  • WpPart
    Parts 35
«دستش را دراز کرد، انگار می‌توانست با لمس، کسی را از تاریکی بیرون بکشد. اما تنها چیزی که گرفت، خلأیی بود که بیشتر او را پایین کشید.» "-دکتر...؟ گرگ مرد غرش اروم و تو گلویی کرد بدون تغییر دادن پوزیشنش. +اینطور صدام نکن...." "درون افکارش جنگ بود، جنگ بین کسی که میخواست باور کنه چیز هایی که دوستش داشت و مطابق میلش بود واقعیه و کسی که میخواست واقعیت هارو ببینه هر چند تلخ باشند. با صدا شدنش توسط لیا از افکارش بیرون اومد. +مشتری اومده تهیونگ ، برو سفارششو بگیر. " inure(ɪˈnjʊə,ɪˈnjɔ) : accustom (someone) to something, especially something unpleasant. «عادت دادنِ (کسی) به چیزی، مخصوصاً چیزی ناخوشایند.» -دو فصلی- Genre: Psychological / Mystery / Crime / DarkRomance / Drama / Tragedy / Omegaverse / Smut / mpreg Toxic-relationships Couples: KOOKV / MINV writer: Cravin Mont PDF(Full part) : telegram channel (bio)
𝐕𝐚𝐥𝐡𝐚𝐥𝐥𝐚[𝐊𝐕] by nickhedvnia
nickhedvnia
  • WpView
    Reads 47,596
  • WpVote
    Votes 6,356
  • WpPart
    Parts 34
«محبت و عشق، از اول هم برای آدمی مثل تو زیاد بود. لیاقت تو غرق شدن بین شیشه‌های الکل و خوابیدن با کسایی بود که فرداش، اسمت هم یادشون می‌رفت." جونگ‌کوک با کلماتش، چاقویی تیز رو روی بدن تهیونگ کشید و زخمی عمیق به جا گذاشت‌؛ زخمی که بوی خونش، اون‌ها رو خفه کرد و رنگ سرخش، مثل پارچه‌ای ضخیم مانع دیدن شد. "توهم لیاقتت زندگی به جای کسیه که مرده. لیاقتت اینه که تا آخر عمر، به اسم خودت، صدا زده نشی و با اینکه زنده‌ای ولی مثل یه خاطره بد چال بشی و لال بمونی.» •.Status: ongoing •.Couple: Kookv •.Rating: NC-18 •.Tags: Romance, Smut, Angst, Age difference, Dram
بوی خاک بعد از باران  / Kookv by kimiikimi
kimiikimi
  • WpView
    Reads 199,287
  • WpVote
    Votes 27,029
  • WpPart
    Parts 35
پایان یافته* *FICTION* بوی خاک پس از باران من فقط قرار بود یه امگای آنتی آلفا باشم که در نهایت با یه بتای خوشگل ازدواج میکنه و یه گروه ضد آلفا راه میندازه...❦︎ ولی نمیدونم چیشد که یهو.....༒︎ 𝒏𝒂𝒎𝒆 : 𝑠𝑚𝑒𝑙𝑙 𝑜𝑓 𝑠𝑜𝑖𝑙 𝑎𝑓𝑡𝑒𝑟 𝑟𝑎𝑖𝑛 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑘𝑖𝑚𝑖 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑡𝑎𝑒𝑘𝑜𝑜𝑘,𝑜𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠𝑒,𝑠𝑚𝑢𝑡,𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑡𝑖𝑐 *Complete *