hyunlix
166 histórias
My Little mafia  de elnaz_45
elnaz_45
  • WpView
    Leituras 344
  • WpVote
    Votos 49
  • WpPart
    Capítulos 6
هیونجین یه مافیا 27 ساله هست و برادرش مینهو که 30. فلیکس یه مافیا که زیاد کارش توی مافیا خوب نیست و پدر و مادرش، ازش متنفرن و پدرش اگه فلیکس یه کار غلط ازش سر بزنه تا در حد مرگ کتکش میزنه. و برادر ناتنی بزرگتر فلیکس که اسمش جیسونگ هست. و پدر و مادرشون عاشقه جیسونگ هستن.
𝑯𝒂𝒓𝒎𝒐𝒏𝒊𝒐𝒖𝒔[𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] de Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Leituras 81,924
  • WpVote
    Votos 14,637
  • WpPart
    Capítulos 53
_ دیشب خوب خوابیدی؟ دقیقه ای بعد هیونجین با صدای بلند، فلیکس رو مخاطب قرار داد. _ مگه میشه تو لالایی بخونی و من خوب نخوابم؟ فلیکس از داخل سرویس بهداشتی، متقابلا فریاد زد و لبخند بزرگ هیونجین که حالا روی لباش نقش بسته بود رو ندید. _ ولی من خوب نخوابیدم دوباره بلند گفت تا صداش به فلیکس برسه. این یکی از عادتاشون بود. صحبت کردن توی هر شرایطی! _ چرا؟ _ چون شاهزاده لی کنارم خوابیده بود و من انقدر هیجان داشتم که تا صبح نفسهاشو شمردم! 🎵🎵🎵🎵🎵 Completed ❄︎ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝙃𝙮𝙪𝙣𝙡𝙞𝙭, 𝙈𝙞𝙣𝙨𝙪𝙣𝙜, 𝙨𝙚𝙘𝙧𝙚𝙩! ❄︎ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘿𝙧𝙖𝙢, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙢𝙪𝙩 ❄︎ 𝙐𝙥 𝙙𝙖𝙮𝙨: 𝙚𝙫𝙚𝙧𝙮 𝙢𝙤𝙣𝙙𝙖𝙮𝙨 ❄︎ 𝘼𝙜𝙚 𝙡𝙞𝙢𝙞𝙩𝙖𝙩𝙞𝙤𝙣: +18
Oneshots de liximaya
liximaya
  • WpView
    Leituras 428
  • WpVote
    Votos 41
  • WpPart
    Capítulos 5
"وانشات های هیونلیکس" Written by maya
𝘁𝗵𝗶𝗿𝗱 𝗼𝗳 𝗗𝗲𝗰𝗲𝗺𝗯𝗲𝗿  de HYUNLIXDEJAVU
HYUNLIXDEJAVU
  • WpView
    Leituras 4,983
  • WpVote
    Votos 795
  • WpPart
    Capítulos 27
• سوم دسامبر بعضی کارهات باعث می شدند من بیشتر از قبل بهت فکر کنم، یا شاید بهتره بگم "بعضی کار هات باعث می شدند، من تورو بیشتر از یک دوست ببینم!" . • این داستان به صورت نامه است. • پارت های داستان کوتاهه. ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ʜʏᴜɴʟɪx - sᴇᴄʀᴇᴛ ɢᴇɴʀᴇ: ʟᴇᴛᴛᴇʀ, ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴅᴀɪʟʏ ʟɪғᴇ
HEY YOU... de itsnurashi
itsnurashi
  • WpView
    Leituras 237
  • WpVote
    Votos 33
  • WpPart
    Capítulos 3
«هی تو... تویک فرشته ای مگه نه؟ فرشته ای که اومدی روی زمین و وارد زندگیم‌ شدی تا باعث بشی ادامه بدم» . . . ژانر: ریل لایف - رمنس روز های اپ: فعلا نمیدانم این فیکشن تلفیقی از واقعیت و تصورات دلولو بنده هست*
{Goodbye for Now, Ongoing (Thursdays) } de _HyunLixArea_
_HyunLixArea_
  • WpView
    Leituras 1,474
  • WpVote
    Votos 179
  • WpPart
    Capítulos 20
╰┈┈ 🔖𝗡𝗮𝗺𝗲: Goodbye for Now ╰┈┈👬🏻𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:Hyunlix, Chanmin ╰┈┈🎞️𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐃𝐫𝐚𝐦, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 ╰┈┈📝𝘄𝗿𝗶𝘁𝗲 𝗡𝗮𝗺𝗲: HAMI
blue life- de Accceendio
Accceendio
  • WpView
    Leituras 168
  • WpVote
    Votos 18
  • WpPart
    Capítulos 1
فیبکس، پسری ساکت که داخل یه کافه کار میکنه و رئیسش دوست صمیمیشه فیلکس دوستای زیادی داره اما آیا میتونه به حرفای همشون اعتماد کنه؟ - Couple: hyunlix, minsung, chanin Ganre: درام، قسمتی از زندگی‌، انگست، جنایی، دارک، تراژدی و شاید سد اند Up: every Friday
TINNITUS  de moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Leituras 118,489
  • WpVote
    Votos 11,402
  • WpPart
    Capítulos 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
LoveTime de VilliEPaRk
VilliEPaRk
  • WpView
    Leituras 16,508
  • WpVote
    Votos 1,780
  • WpPart
    Capítulos 30
هیونجین، دانش‌آموز انتقالی، جای خالی کنار فلیکس را می‌بیند و فکر نمی‌کند همین دیدار کوتاه، با کشمکش‌های بچگانه، نخستین قدم‌ها برای دوستی‌ای آرام و غیرمنتظره شود. « یه راه داره که شاید مامان بابام راضی بشن که باهات بیام بیرون.. امم...مگر این که بهشون بگم تو دوست پسرمی! » هیونجین رنگش پرید و با چشمای درشت به فلیکس نگاه کرد « تو... تو الان چی گفتی؟ » Couple : Hyunlix Genre : Romantic, Dram, High school, Slice of Life Writer : ViOleT
Regret de asal8888
asal8888
  • WpView
    Leituras 189
  • WpVote
    Votos 36
  • WpPart
    Capítulos 5
ژانر : امگاورس ، درام ، هپی اند ، اسمات همه انسان ها دارای چند چهره و چند شخصیت هستن این باعث به وجود اومدن طوفان فکری میشه تو ذهنمون گاهی خود خوری میکنیم گاهی پشیمون میشیم و .... همیشه تصمیماتی که با عقل گرفته میشه بهترین تصمیم نیست .......