تیتی
101 stories
Slaves Of Pleasure by moonknghit
moonknghit
  • WpView
    Reads 39,566
  • WpVote
    Votes 4,360
  • WpPart
    Parts 33
عشق کلمه ی عجیبیه ...یه معنای ساده داره ولی به هزاران شکل مختلف ظاهر میشه ... دختری که همیشه از این کلمه ضربه خورده ... پسری که تازه معنای واقعی این کلمه رو فهمیده ... مانوول وارث یه گروه قدیمیه که برای انجام اولین ماموریت مستقلش به محبوب ترین مکان دنیا میره و با جئون جونگکوک آشنا میشه ...یه پسر گی که تازه با دوست پسرش کات کرده و...
𝙇𝙤𝙫𝙚 𝙎𝙘𝙖𝙣𝙖𝙡 | KTH [Completed]  by sam_hanoul
sam_hanoul
  • WpView
    Reads 15,442
  • WpVote
    Votes 1,619
  • WpPart
    Parts 19
"من میخوامش! با تمام وجود این عشقو میخوام! و هیچکس نمیتونه ازم بگیرتش!" وقتی ویژوال بزرگ ترین بوی بند جهان، گرفتار عشق یه خبرنگار میشه... [تکیمل شده]
Marlboro by byjeymin
byjeymin
  • WpView
    Reads 9,223
  • WpVote
    Votes 997
  • WpPart
    Parts 14
میا و جونگکوک... خواهر و برادری که یه راز بزرگ توی سینه دارن. اونا رابطه ی خوبی با هم ندارن. زخم و کینه تمام قلبشون رو گرفته. اما این زخم ها به خاطر حرفایی نبود که به زبون آوردن، به خاطر حرف هایی بود که هرگز بهم نگفتن! Romance, Business, Dark, Smut آپ تایم: به محض رسیدن شرط
Icy Heart ( Completed ) by morkaa34
morkaa34
  • WpView
    Reads 21,068
  • WpVote
    Votes 2,009
  • WpPart
    Parts 29
چرا همیشه باید افراد بی‌گناه خودشون رو فدا ی عزیزانشون کنند که مبادا خطری جون عزیزانشون رو تهدید کنه و اون خطر مرز بین نفرت و عشقشون باشه نفرتی که دوطرفه هست اما ........ ممکن مرز این دو حس غیرقابل تعریف شکسته بشه ?؟ اسم مرز بین نفرت و عشق چیه؟ گناه کار واقعی کیه ؟
᭝‌ 𝐒𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐢𝐭𝐲 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 26,208
  • WpVote
    Votes 3,380
  • WpPart
    Parts 74
،، وضعیت: پایان‌یافته𓏲 ⤎ زمانی که مین تیا از فشار زندگی نکبت‌بارش می‌خواست به زندگی خودش خاتمه بده، یک سانحه توی نظام هستی به وجود اومد. شاید تیا از درون مرد اما جسم اون هنوز زنده بود! یک سفرِ روح، شخصی رو از گذشته به آینده کشوند و در جسم اون زنده کرد. پارک تانیایی که توی تاریخ به زنی بی‌رحم مشهور بود حالا در جسم ضعیفی چشم باز کرده بود تا سرنوشتش رو کامل کنه. شاید تانیا دلش می‌خواست زندگی جدیدی رو شروع کنه اما خون یک نفر روی دست‌هاش سنگینی می‌کرد و به قتل متهم بود. عشق چطور؟ جونگ کوک می‌تونست قلب سرد اون رو گرم کنه؟ ⋅───╼─╾───⋅ جونگ‌کوک با انگشت شست مشغول نوازش گونه نرمم که به خاطر اشک‌ نسبتا مرطوب شده بود، شد. خشکی لب‌هام باعث می‌شد طعم بوسه‌ای که داشت بهم هدیه می‌داد مزه درد و عجز بگیره. - می‌ترسم از روزی که مجبور باشم این لب‌های باریک و این آغوش امن رو رها کنم و برم. با چشم‌هایی که تنها به لب‌هام خیره بود و چونه‌ام رو نگه داشته بود، زمزمه کرد: - نترس به خاطر اینکه حق همچین کاری رو بهت نمی‌دم... هر جا تو باشی من هم همون‌جا هستم چون ستاره همیشه کنار ماهِ تیره‌اش می‌درخشه! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Min Tia ⤷ Park Jimin x Kim Hara ⤷ Luhan x Park Tanya ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Fantasy ⤷ Historical ⤷ Mystery ᝰ UP: یک‌بار در هفته
You Are My Savior by Annie_tsh
Annie_tsh
  • WpView
    Reads 17,433
  • WpVote
    Votes 1,025
  • WpPart
    Parts 30
زندگی به عنوان یه ستاره ی جهانی معروف و زیبا و یه عالمه پول و محبوبیت باید خیلی رویایی باشه نه؟ البته نه تا وقتی که از کیم ته هی سوال رو بپرسین. اون قطعا قرار نیست به این سوال جواب مثبت بده. ولی شاید با اعتراف عاشقانه بهترین دوستش جئون جونگکوک خدایان اونقدرا هم از ته هی متنفر نیستن. نه؟ ته هی می تونه با وجود عذاب وجدان درون قلبش عاشق کسی بشه؟ این داستان دووم آوردن، زندگی کردن و عاشق شدنه. یه داستانی پر از عقیده های شخصی رایتر. ژانر: استریت، اسلایس آو لایف، رمنس، اسمات، طنز،
Glass of tears✨ by shmimsmh
shmimsmh
  • WpView
    Reads 38,228
  • WpVote
    Votes 3,998
  • WpPart
    Parts 36
ژانر:اسمات .خشونت.درام.هیجانی.راز آلود کاپل: jungkook & girl من در گیر یه بازی شدم بازی ای که خودم توش نقشی نداشتم ولی تاوانشو با کل بچگی و نوجوونی دادم و هنوزم ادامه داره من شدم اسباب بازی دست پسر عمارت برای چی؟! کاش خودم میدونستم اون مرد جوری نقشه کشیده بود که من فکر کنم هیچ کجا بهتر ازین نمیتونستم زندگی کنم... اما اگه واقعیت چیزی نبوده باشه که کل زندگیم فکر میکردم چی؟ اون موقع چی میشه؟؟؟ . . -صدات در نیاد...نمیخوای که کل دانشگاه بفهمن تو هرزه کوچولوی منی میخوای؟؟
* Dawn After Dark ( طلوع بعد از تاریکی ) * by nana_is_here
nana_is_here
  • WpView
    Reads 14,614
  • WpVote
    Votes 982
  • WpPart
    Parts 29
[ من گفتم سقوط درد نداره چون تو اون کسی بودی که من رو از بلندترین پرتگاه به پایین هل داد! قلبم رو با چاقو هزار تکه کن اما لطفا مواظب باش چاقو به دستت آسیب نزنه! ] * یونا دختری که پدر و مادرش رو در کودکی در حادثه ی تصادف از دست میده و مادربزرگ پیرش سرپرستی اون رو به عهده میگیره..‌ اما زندگی با یونا مهربون نیست و اون قبل از اینکه به سنِ قانونی برسه آخرین عضو از خانوادش یعنی مادربزرگش رو هم از دست میده... دولت اون رو به یه یتیم خونه در سئول منتقل میکنه و خیلی طول نمی‌کشه از اینکه یه راهبه به اسم میا اون رو به سرپرستی میگیره و با خودش به کلیسا میبره... یونا تمامِ ویژگی های یه دختر خوب و معصوم رو داره ولی چی میشه اگر تصمیم بگیره به یه آدمِ اشتباه دل ببنده؟! " به هر حال همیشه دخترای خوب متعلق به پسرای بد هستن" ____________________________________ 🏷 اتفاقات، حوادث ، رویدادها ، سازمان ها و قوانین این داستان ممکن است با واقعیت مطابقت نداشته باشد.
lost by jeonkeyhaan
jeonkeyhaan
  • WpView
    Reads 2,488
  • WpVote
    Votes 146
  • WpPart
    Parts 10
بخشی از فیکشن : "توی این شیش سال تغییر نکردی...دنبال چی میگردی؟پول؟...اون از شیش سال پیش اینم از الان ، به جایی رسیدی که افتادی دنبال مردای متاهل" ... "به تو ربطی نداره ولی بخاطر اینکه دور برت نداره بهت میگم...اگه میدونستم تو اینجایی پامو تو صد کیلومتری سئول نمیزاشتم چه برسه به خودش" ... "دال من نمیتونم! تحملش برام سخت شده...اگه نتجه شیش سال تلاشم برای خوب شدنش بازم...اگه بازم..." ... پسرک دست دوستش رو گرفت و گفت "از این به بعد بجای خدافظی از کلمه بعدا میبینمت استفاده کن...اینطوری حس میکنم دیگه نمیتونم ببینمت" ... "نباید هر کسی رو بابا صدا کنی خانوم خوشگله...پدرت از این موضوع ناراحت میشه کار درستی نیست" وضعیت : در حال پخش ژانر : کسب و کار ، عاشقانه ، خانوادگی ، جنایی
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 80,383
  • WpVote
    Votes 6,898
  • WpPart
    Parts 44
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها