Atrikj's Reading List
6 stories
Centroid' Sope || "season 1" by _roshana_
_roshana_
  • WpView
    Reads 8,175
  • WpVote
    Votes 1,276
  • WpPart
    Parts 34
مین یونگی از خیلی چیزها توی زندگیش مطمئن نیست. در واقع زندگی جوری باهاش تا کرده که به اجبار، باورش به خیلی چیزها رو از دست بده.. شب‌هاش رو، روی پشت بومی پر ستاره صبح می‌کنه و روز‌هاش با دویدن به دنبال آینده‌ای نامعلوم سپری می‌شه.. آینده‌ای که مرد، اون رو متعلق به خودش نمی‌دونه و لا به لای تمام ناباور‌ی‌هاش، عمیقاً به این حقیقت باور داره که، زندگی‌ای رو زندگی می‌کنه که حقش نیست.. اما توی یکی از همین روز‌های پر تنش، اتفاقی پسری سر راهش قرار می‌گیره که تمام افکارش رو زیر رو می‌کنه. باور‌های داشته و نداشته‌اش رو به زیر علامت سوالِ غول‌پیکری می‌‌کشونه و در آخر یونگی می‌مونه و زندگی‌ای که دیگه به هیچ‌وجه مثل سابق نمیشه.. برشی از متن داستان: «زمان زیادی طول کشید، اما من بلاخره فهمیدم با اومدنت، تعادل رو به زندگیم برگردوندی. مثل مرکز ثقل، نبودنت زندگیم رو از هم می‌پاشونه هوبای من.» -------------------------------- نام: سنتروید/نقطه‌ی مرکزی-تکیه‌گاه ژانر: درام،رومنس، روزمره کاپل: سپ وضعیت: فصل اول کامل شده. فصل دوم: در حال آپ!!
The red line | خط قرمز  by Unknown_author111
Unknown_author111
  • WpView
    Reads 10,263
  • WpVote
    Votes 1,342
  • WpPart
    Parts 33
نام: خط قرمز | The red line کاپل: سپ،تهکوک،نامجین،هوپمین ژانر: تاریخی، عاشقانه، رازآلود خلاصه: اوایل قرن نوزدهم بود و در امتداد شروع یک نسل نوین؛ به خصوص کشور انگلیس که مردمانش با پیشرفت های ناچیز خود را فرهیخته خطاب می‌کردند. حکومت دیکتاتوری حاکم نبود؛ البته برای اکثر مردم. آن دسته‌ی دیگر نیز مورد خشونت زیادی واقع می‌شدند زیرا در آن دوران سلطه هموفوبیک ها در تاریخ به اوج خود رسیده بود‌. در انگلستانِ آن دوران، حکومت سختگیرانه‌ای همه چیز را زیر نظر داشت و کسانی که برخلاف عرفِ غالب قدم برمی‌داشتند، بهای سنگینی می‌پرداختند. یونگی، مأموری که وظیفه اجرای این قوانین سخت را داشت، ناگهان خود را در میان همان افرادی می‌بیند که همیشه تعقیبشان می‌کرد. این برخورد ناخواسته، چالشی عمیق در باورهایش ایجاد میکند و او را وادار می‌کند تا تمام اعتقاداتش را زیر سوال ببرد. آیا در این میان، زمان نادرست است یا انسان‌های اطرافش؟ وضعیت: درحال تایپ
REVENGE 'VKOOK' by TKMIJUNG
TKMIJUNG
  • WpView
    Reads 1,061
  • WpVote
    Votes 176
  • WpPart
    Parts 12
انتقام. " پس از مرگ‌ مشکوک‌ و اندوه‌بار‌ خواهرش در ماموریتی از سازمان DIA ، در سکوت، میان باران به خود قول داد تا روزی جان هر فردی را که در مرگ‌ خواهر‌ عزیز تر از جانش‌ دست داشته است، به وحشتناک‌ ترین‌ روش‌ ممکن‌ بگیرد. اما‌ جونگکوک‌ِ بیچاره فکرش‌ را هم نمیکرد‌ که دل به کسی‌ ببند که به بی‌رحمانه‌ ترین شکل ممکن‌ خواهرش‌ را‌ در اعماق‌ مرگ‌ رها‌ کرده بود. مقصر واقعی چه کسی بود؟ ⛓️⚖️♟️" ──────────────────── نگاه لرزانش‌ بین چشمان نافذ فرمانده اش‌ در چرخش بود ‌. " بدون من برگرد تهیونگ.." " دوباره با اسم صدام کن!" Genres: Romantic | Crime | Military | Mystery| smut Couple:vkook - yoonmin Writer: mahya
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,281,611
  • WpVote
    Votes 87,691
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
مافیای صورتی‌/ The pink mafia🔞🔥 by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 163,055
  • WpVote
    Votes 15,028
  • WpPart
    Parts 44
اسم: مافیای صورتی🔞 ژانر: مافیای/ خشن/ عاشقانه/ اسمات ___________________ کیم نامجون رئیس باند آر ام به شدت از رقیبش متنفره از نظر اون جین اصلا مافیا نیست و به درد خونه داری میخوره. کیم سوکجین رئیس باند پینک آرجی دشمن قدیمی نامجون به خاطر گذشته و زخمی که نامجون بهش زده دنبال هر راهیه که تلافی کنه. . نامجون: عوضی صورتی پوش بهتره با زبون خوش محموله ام برگردونی وگرنه آتیشت میزنم. سوکجین: تند نرو کیم بهتره نیست واسه شروع معذرت خواهیت کفشام با زبونت واکس بزنی شاید تصمیمم عوض شد و بهت رحم کردم. . . و اما حالا کیم تهیونگ و کیم جونگکوک 5 ساله توی مهد کودک باهم همکلاسی شدن و پدراشون بعد از سال ها دوباره دیداری تازه کردن. _اشم من جونتوتیه. +شلام منم کیم تهلونگم. _هه هه تو همون پسله ی بیلیختی که حتی نمیتونه اشمش دُلُشت بده. +ساکت شو کیم جونتوک پاپام دُفته باهات حلف نژنم. پسر جیغ کشید. _اشمم جونتوته نه جونتوت. کاپل اصلی : تهکوک/ کوکوی (ورس) و نامجین. کاپل فرعی: ؟ (فصل دوم در حال آپ...) _________________ توی این فیک از اسم اعضای بی تی اس استفاده شده و هیچ گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا نداره💜.
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] by kimsevil
kimsevil
  • WpView
    Reads 241,272
  • WpVote
    Votes 33,438
  • WpPart
    Parts 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
+22 more