New
99 stories
'In the arms of the butterfly' | Kookv by nabie_2024
nabie_2024
  • WpView
    Reads 43,683
  • WpVote
    Votes 4,926
  • WpPart
    Parts 42
وقتی قلب مادرت بین مرگ و زندگی می‌زنه، حاضری برای نجاتش تا کجا پیش بری؟ کیم تهیونگ پسری با ترس از تنهایی که درگیر سخت‌ترین انتخاب زندگیشه، وقتی زنی مرموز و به‌ظاهر ناجی دست کمک به سمتش دراز می‌کنه، نمی‌دونه قراره با امضای یه قراردادِ ساده وارد دنیایی بشه که پر از دروغه. تهیونگ برای نجات مادرش، پا روی غرور و آرامش زندگیش می‌ذاره اما وارد دنیایی میشه که توش مرز بین نجات و نابودی خیلی باریکه. یه قرارداد... یه بازی خطرناک... و مردی که قلبش مثل یخ سرده... در میون همه‌ی این تهدید‌ها، احساساتی شکل می‌گیره که سرنوشت چهار مهره رو تغییر میده. ------- Genre: Romance, Harsh, Angst, Smut, Revenge Writer: Nabie
love Wins  by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 29,900
  • WpVote
    Votes 2,436
  • WpPart
    Parts 15
چی میشه اگه رئیس جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب بخواد یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی بگیره؟ این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستاش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 62,914
  • WpVote
    Votes 7,747
  • WpPart
    Parts 28
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
Cold king by Vkook_2309
Vkook_2309
  • WpView
    Reads 102,702
  • WpVote
    Votes 8,480
  • WpPart
    Parts 45
نویسنده: ماریا پادشاهی در دنیای مدرن کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که به تازه گی ولیعهد شده بود و بسیار سرد و خشن بود ، با رایحه ای از جنس مشک و بوی دریا در دل یک صبح زمستانی سرد ولی زیبا ، جئون جونگکوک امگای به شدت حساس که تازه پا به سن ۲۲ سالگی گذاشته و برخلاف بقیه هیچ نشانی از جفتش روی بدنش بروز نکرده و هیچ حسی هم نمیکنه که جفتی داره و از این موضوع به شدت غمگینه تا اینکه.... ژانر: اسمات ، درام ، عاشقانه، پادشاهی ، امگاورس کاپل: تهکوک ، یونگمین آپ: آخر هفته ها
Daisy  by Mina__vn
Mina__vn
  • WpView
    Reads 21,445
  • WpVote
    Votes 4,212
  • WpPart
    Parts 43
_برای مردن زیادی قشنگی، باهات چیکار کنم عروسک؟ چانلیکس -جنایی ، انگست ، ترسناک ، رمنس ، اسمات لی یونگ‌بوک، سوپر مدلی که لقب پرنس ران وی رو داره به طور اتفاقی شاهد نمایشی بعد از قتل میشه؛ جسدی که شبیه به یه اثر هنری میمونه و قاتلی که در حین خلقش، چهره بی نقص پرنس رو میبینه. در این صورت اون باید از سر راه برداشته بشه؟ انگار قاتل هنرمند فکر دیگه ای برای عروسکش داره.‌..
𝗦𝗮𝘆 𝗦𝗼𝗺𝗲𝘁𝗵𝗶𝗻𝗴 𝗔𝗻𝗴𝗲𝗹 by Artemiskz
Artemiskz
  • WpView
    Reads 82,890
  • WpVote
    Votes 9,024
  • WpPart
    Parts 48
«من رو با اسم‌های مختلفی صدا می‌زنن؛ هیونجین، هوانگ، قاتل، شیطان، شکارچی! تو کدوم رو دوست داری؟» ・ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖣𝖺𝗋𝗄 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾︲𝖤𝗇𝖾𝗆𝗂𝖾𝗌 𝗍𝗈 𝖫𝗈𝗏𝖾𝗋𝗌︲ 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍︲𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺︲𝖳𝗁𝗋𝗂𝗅𝗅𝖾𝗋︲𝖢𝗋𝗂𝗆𝖾︲𝖲𝗆𝗎𝗍︲𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒 ִ ・ 𝖬𝖺𝗂𝗇 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 ִ ・ 𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌 : 𝖢𝗈𝗆𝗉𝗅𝖾𝗍𝖾𝖽 ִ ・ 𝖮𝗋𝗂𝗀𝗂𝗇𝖺𝗅 𝗏𝖾𝗋 : 𝖠𝖻𝖺𝖽𝗂𝗌 ִ #1 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑 ㅤ┈┈ ៸៸ نوشته‌ای شکل گرفته میون جنگل، همراه با زوزه‌ی گرگ‌های درنده. به اسارت گرفته شدنِ فرشته‌ توسط شیطانی انعطاف‌ناپذیر؛ آغشته به درد، شکنجه و انتقام‌. ﹔«𝖸𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗂𝗇𝖾, 𝖠𝗇𝗀𝖾𝗅.»
My Alpha Enemy by mohimm
mohimm
  • WpView
    Reads 31,223
  • WpVote
    Votes 2,983
  • WpPart
    Parts 49
*به پیر به پیغمبر هپی اندهههههههه چی میشه اگر یه الفای مغروری که امگاهارو یه وسیله برای رفع نیازش میبینه به امگایی بربخوره که از همه الفا ها متنفره؟ "_تمیزش کن +مطمئنم خودت از پسش بر میای _همین الان گندی که زدی رو درست میکنی،تازه نیازی به دستمال هم نداری ، زبونت میتونه مشکل رو حل کنه +من کمک کردن به معلولین جسمی رو دوست دارم ولی متاسفانه نمیتونم به معلولین ذهنی کمکی بکنم،بهتره خودت دلا بشی و لیسش بزنی اگر تمیز بودن کفشت برات مهمه " ژانر: 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦 کاپل اصلی:minsung کاپل فرعی:chanmin,hyunlix
 Son of the moon&sun by haneyVerse
haneyVerse
  • WpView
    Reads 19,818
  • WpVote
    Votes 1,810
  • WpPart
    Parts 14
فرزند ماه و خورشید. [کامل شده] فلیکس پسر بامزه و لجبازی هست که از بچگی پیش دوتا پدر سخت‌گیرش بزرگ شده. آنها به فلیکس از بچگی اجازه‌ی بیرون رفتن از خانه و دیدن دنیای بیرونی را نداده‌اند. ولی یه روز با اصرار زیاد فلیکس بالاخره او را به مدرسه‌ای که در ظاهر لوکس و با امکانات ولی در واقع پر از گرگ های گرسنه هست،می‌فرستند. couple: hyunlix. genre: bl-angst-smut-powerbottom- fantasy-school life-enemies to lovers. author: Leehoney شروع: ۱۴۰۴/۵/۱ پایان: ۱۴۰۴/۵/۳۱
Blossom Of Blood (Hyunlix) by callmealita_
callmealita_
  • WpView
    Reads 11,728
  • WpVote
    Votes 1,173
  • WpPart
    Parts 35
هیونجین: این حرف رو نمیزنم چون تو یه امگایی. محافظت از تورو وظیفه‌م می‌دونم، چون تو... امگای منی. فلیکس: تا ابد و یک روز عاشقت میمونم هیونجین. هیچ‌کس نمی‌دونه وسعت قدرت شاه سایه‌ها که به‌تازگی تاج و تخت رو تصاحب کرده تا چه حد می‌تونه پیش بره. بعضی‌ها می‌گن اون توانایی داره به سایه‌هایی که دورش می‌پیچن فرمان بده و هر کاری که بخواد رو به‌دست اون‌ها انجام بده. بعضی دیگه باور دارن سایه‌ها باهاش حرف می‌زنن و افکار دشمن‌هاش رو توی گوشش زمزمه می‌کنن. در هر حال، فلیکس که از نادیده گرفته شدن خسته‌ست نقشه‌ای برای رسیدن به قدرت توی سرش داره: پسر باید شاه سایه‌ها رو اغوا کنه، باهاش ازدواج کنه... بعد بکشتش و تاج رو مال خودش کنه. اما فلیکس تنها کسی نیست که دنبال مرگ پادشاهه. توی دنیایی پر از خیانت و دسیسه، اون باید از حمله‌ آدم‌کش‌هایی که توی سایه‌ها کمین کردن جون سالم به‌در ببره، در حالی که هم‌زمان نقش وفادارترین همراه شاه رو بازی می‌کنه-حداقل تا زمانی که وقتش برسه. و توی تمام این بازی خطرناک، فقط یک اشتباه کافیه؛ مثلاً اینکه دلش برای پسرِ سایه‌ای بلرزه... بالاخره، چه کسی بهتر از یک هم‌دست حیله‌گر و شرور می‌تونه شریک واقعی شاه سایه‌ها باشه Name : Blossom Of Blood Couple: Hyunlix, Secret Genre(s) : Omegaverse, Romance, Supernatural,
SugerDaddy by Magicalpen1
Magicalpen1
  • WpView
    Reads 1,948
  • WpVote
    Votes 377
  • WpPart
    Parts 35
همه چیز از یک شب سرد شروع شد،شبی که قرار بود در خاطر بماند،اما اتفاقی شوم آنرا برهم زد،باکشته شدن عروسش همه چیز به پایان رسید و حالا تنها شاهد پسری به نام فلیکس بود