Yizhan
13 stories
𝘐 𝘏𝘢𝘵𝘦 𝘠𝘰𝘶 de ukiyostory
ukiyostory
  • WpView
    Leituras 35,074
  • WpVote
    Votos 6,754
  • WpPart
    Capítulos 39
─نام فیکشن:࿐🥀I Hate You🥀࿐࿔ ─کاپل: ییـــژان ─ژانر: امپرگ، اسمات، ازدواج تعیین شده ─نویسنده: ɪɴꜰɪɴɪᴛʏʟᴍ44 ─مترجم: Hani🍓💫 ─روز آپ: شنبه ─وانگ ییبو بدنام ترین و بی رحم ترین پسر دانشگاه و شیائو ژان یه پسر شاد و سرزنده و آروم! وانگ ییبو نه تحمل شیائو ژان رو داره و نه دلش میخواد حتی یک بار هم که شده اسمش رو از زبونش بشنوه! توی این دنیا از هیچکـس و هیچ چیز به اندازهی پسری به نام شیائو ژان و لبخند درخشانش متنفر نیست. شیائو ژان هیچوقت دلیل این تنفر رو نفهمید. بارها سعی کرد تا باهاش حرف بزنه اما هربار رفتار سرد وانگ ییبو باعث وحشتـش میشد. واقعا احساسی که وانگ ییبو داره تنفـر محضه یا یه تئوری دیگه پشت این نفرت هست که هیچکس حتی شیائو ژان هم خبر نداره؟ ➥All rights reserved to the original author and we are just translator of this work and permission to translating has already got.
+mais 8
⚓forgotten|ازیادرفــته⚓ de Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Leituras 8,087
  • WpVote
    Votos 1,982
  • WpPart
    Capítulos 68
📌وضعیت: پایان یافته.🕯️💜📚 ⏳آغاز: ۶ نوامبر ۲۰۲۵ ⌛پایان: ۵ دسامبر ۲۰۲۵. ⏰بازنویسی: --- ⟨چگونه پیدایت کنم، وقتی به‌ یاد نمی‌آورم چگونه گُم‌ات کرده‌ام؟!⟩ یک وصیت‌نامه، یک شرطِ ناممکن. او باید با کسی ازدواج کند که روزی دشمنش بود، و تا پیش از گذشت یک سال، فرزندی از عشقشان متولد شود. اما هیچ‌کس نمی‌دانست عشق، درست در میان اجبار و انکار، چطور ریشه می‌دواند... در میان بوی تلخ نارنج و قلب‌هایی که از هم می‌ترسند. #S_M_H #ییبو‌تاپ #آنگست #هپی‌اند #امگاورس
BJYX de mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Leituras 35,848
  • WpVote
    Votos 7,942
  • WpPart
    Capítulos 62
Top rankings: #1 bjyxszd ;) #2 Mystery #2 Wangxian #1 Wangyibo _BJYX_ " هشدار: این داستان قلب شما را خواهد شکست" 🎴ژانر: یاکوزا/ مافیا/ انگست/ جنایی/ معمایی/ رمنس 🎴کاپل: ییژان، کوانچنگ 🎴فصل اول: پایان یافته 🎴فصل دوم : در حال آپ S2 Description: 【شش ماه از مرگ وانگ ییبو، شینیگامی معروف، می گذره. کشور به وضعیت نسبتا با ثباتی برگشته و پلیس چین، دوران طلایی خودش رو سپری می کنه. اما در این میان، هیچکس از وضعیت مامور شیائو ژان، کسی که افتخار کشتن شینیگامی به نام اون ثبت شده، خبر نداره... 】 S1 Description: 【شیائو ژان، مامور رده SS پلیس چین، کسی که تمام عمرش رو صرف پیدا کردن قاتل معروف، " شینیگامی" و از بین بردن حلقه های مافیایی و یاکوزاها کرده، حالا باید با بزرگترین چالش زندگی خودش رو به رو بشه: " وانگ ییبو" یاکوزای سرد و ساکتی که با ورودش به زندگی ژان، اون رو وارد مسیری بدون بازگشت می کنه...】 ♨️Writer: KN ♨️Telegram channel: @ukiyostory
last refuge  de PedeNanaz
PedeNanaz
  • WpView
    Leituras 98
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Capítulos 1
نام داستان: last refuge «آخرین پناه» تعداد پارت : وانشات وضعیت:تمام شده ژانر: عاشقانه، تناسخ، گی، هپی اند کاپل: ییژان نویسنده: «pershia» سلام عزیزم دارم برات نامه می نویسم، آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه😔 کاش منو تو لباس دامادی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود ؟!ژان عشق من، دارم میرم🥺 --------------------- اگه یه فرصت دیگه بهت داده بشه و بتونی به زندگی برگردی قول میدی که دیگه اون اشتباه رو تکرار نکنی و دست معشوقه ات را بگیری و بری یه گوشه برای خودتون زندگی کنید؟! -------------------- ییبو به اطرافش نگاه کرد و با خوشحالی گفت: -«وای ژان عزیزم، ما برگشتیم به همون روز» ژان در حالی که اشک هاش سرازیر شده بود با هق هق گفت: +« اره عزیزم ما برگشتیم» #yizhan
Heart Cafe ( کـــــافه دل) de PedeNanaz
PedeNanaz
  • WpView
    Leituras 86
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Capítulos 2
نام داستان: Heart Cafe (کــــافه دل ) تعداد پارت: وانشات ژانر: عاشقانه، بی ال کاپل: ییژان نویسنده: pershia ...روزها به همین منوال می‌گذشت و عشق بین ژان و ییبو هر لحظه بیشتر شکوفه می‌داد. ژان که حالا نویسنده‌ای مشهور شده بود، بیشتر وقتش رو توی کافه "کـــــــــافهٔ دل" می‌ گذروند و در کنار ییبو، ایده‌های جدید برای داستان‌ هاش پیدا می‌کرد. ییبو هم که همیشه حامی و مشوق ژان بود، با عشق و علاقه به حرف‌ هاش گوش می‌داد و نظراتش رو باهاش در میون میذاشت. بعضی وقتا، ژان و ییبو که از شلوغی و هیاهوی شهر خسته می شدن. و به آرامش و به خلوت دو نفره نیاز پیدا می کردن، تصمیم می‌ گرفتن که برای چند روزی از شهر و شلوغی دور بشن و به یه جای آروم و دنج سفر کنن. اونا یه کلبه کوچیک توی دل جنگل پیدا کرده بودن که هر وقت دلشون می‌گرفت، به اونجا پناه می‌ بردن. توی اون کلبه، هیچ‌چیزی جز صدای پرنده‌ها و خش‌ خش برگ‌ها شنیده نمی‌شد.
[COMPLETED] •⊱ Switched ⊰• (WangXian YiZhan) de EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Leituras 34,369
  • WpVote
    Votos 6,992
  • WpPart
    Capítulos 59
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن Switched کاپل: وانگشیان/ییژان ژانر: دنیای موازی، رمنس، فانتزی، کمدی نویسنده: shorimochi مترجم: kimcotton و (_KittenHoney (@smilic "به نظرتون چی میشه اگه یه بازیگر وارد دنیای فانتزی بشه و یه شخصیت فانتزی وارد دنیای واقعی؟ شیائو ژان توانایی انجام کارهای زیادی رو داره؛ خوانندگی،رقصیدن،بازیگری،آشپزی، نقاشی کشیدن ولی قطعا بلد نیست با تذهیبگرا بجنگه و ارتشی از جسد رو احضار کنه! و مهمتر از همه چطور میتونه دور و ور وانگ ییبوی فانتزی باشه وقتی میدونه که این مرد از ۱۵ سالگیش بهش فکر میکرده؟ وی ووشیان میتونست قسم بخوره که همین چند دقیقه پیش اون بیرون بود، و داشت با قبیله ی ون که خونه اش رو ازش گرفته بودن میجنگید،اما وقتی چشم هاشو باز کرد وارد سرزمین رویاها شده بود جایی که عکسها حرکت میکردن،کالسکه ها فلزی بودن و مردم اونقدر پولدار بودن که داخل یه ظرف زیبای چینی پی پی میکردن. همیچنین، چرا لان ژانی که جلوی روش بود بیشتر وقتا لبخند میزد و پر حرف بود؟" ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
𓂃Beneath the Cherry Blossoms⋱ de Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Leituras 3,212
  • WpVote
    Votos 607
  • WpPart
    Capítulos 12
زیـر شکوفـه‌های گیـلاس [تمام شده] ⨳ کـاپل: ییـجان ⨳ ژانـر: تاریخی، عاشقانه، درام-سیاسی، اسمات ⨳ تایپ: 𝖿︎𝖺𝗇︎𝖿︎𝗂𝖼︎/𝖻︎𝗃︎𝗒𝗑︎ 🌸خلاصـه: شیائو جان پیشکشی از سرزمینی دور، وارد قصری می‌شه که سال‌هاست سکوت، بی‌اعتمادی و بازی‌های سیاسی در اون سایه انداخته. با وقار و آرامشش، بدون اینکه خودش بدونه، نگاه امپراتور وانگ رو به خودش جلب می‌کنه. امپراتور، مردی سرد و دقیقه؛ کسی که پشت نقاب سیاست زندگی کرده و هیچ‌وقت به احساسات بهایی نداده. اما حضور این غریبه‌ی ناشناس، چیزی رو درون اون بیدار می‌کنه؛ چیزی که سال‌هاست خاموش مونده بود. در دل توطئه‌ها، رقابت‌های درباری و دشمنانی که پشت لبخندها پنهان شدن، شاید همین غریبه همه‌چیز رو تغییر بده. نه فقط برای امپراتور، بلکه برای سرنوشت یک امپراتوری.
CAVE OF MEMORIES  de 2027nia
2027nia
  • WpView
    Leituras 50,096
  • WpVote
    Votos 8,423
  • WpPart
    Capítulos 102
*غار خاطرات* فکر کنم اولین نمونه فارسی ریکشن باشه این فقط یه روز عادی تو دنیای تهذیبگری بود...یا درواقع اینطور به نظر میومد؛ البته قبل از اینکه خواب آلودگی عجیبی به سراغشون بیاد و دنیا جلو چشمشون سیاه بشه.
[You Are My Destiny]~(Yizhan) de Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Leituras 74,220
  • WpVote
    Votos 17,575
  • WpPart
    Capítulos 88
اسم: تو سرنوشت منی! کاپل: ییژان [ییبو تاپ] ژانر: رومنس، انگست، اکشن، امگاورس، یه چسه درام، اسماااات، امپرگ بخشی از داستان: مچ ظریف فرمانده ش رو گرفت و مجبورش کرد توی چشم های شعله ورش نگاه کنه: - اصلا مهم نیست که از من خوشت میاد یا نه، تو امگای منی و امگای من هم باقی میمونی! امگا پوزخندی زد و گفت: - رودل نکنی یه وقت! اینکه تو یه آلفایی دلیل بر قدرتمند تر بودنت نیست! میدونی که به راحتی آب خوردن میتونم کاری کنم جلوم زانو بزنی! آلفا با لحنی که غرور ازش می‌بارید گفت: نظرت چیه امتحان کنیم؟ منم چیزی دارم که میتونم باهاش تو رو کاملا خلع سلاح کنم! امگا غرید و دستش رو وحشیانه از دست بزرگ آلفا بیرون کشید: - تمومش کن! حق نداری با من اینجوری رفتار کنی! به اندازه ی کافی از دستت عذاب کشیدم! دیگه نمیتونم بیشتر از این بهت باج بدم! عقب‌گرد کرد و به سمت در رفت که دوباره توی چنگال آلفا گرفتار شد و صدای تهدید آمیزش رو شنید: - کافیه اون دستگیره رو لمس کنی تا تبدیلت کنم به موجودی که از دیدنش لذت ببرم! ~~~~~~ به خدا قسم نمی‌دونم این دفعه چندمیه که این بیوی بفاک رفته رو ویرایش میکنم/: فقد بدونین تو همه هشتکای فیکشن رتبه ۱,۲,۳ و.. رو داشتیم فقد گشادیم میاد برای بار n ام لیستشون کنم.... نویسنده: Glass ادیتور و بازگرداننده: Midoria ────────
Hold Me Tight _ Yizhan de Pd_bun
Pd_bun
  • WpView
    Leituras 32,945
  • WpVote
    Votos 5,612
  • WpPart
    Capítulos 64
Name : Hold Me Tight محکم بغلم کن Couple Yizhan_ Verse Genre : slice of life _romance _ smut وانگ ییبو‌ قبل اینکه اون قرصا رو بخوره نجات داده میشه . اون مرد بهش اطمینان میده مواظبشه و همه تلاششو برای پیشرفت ییبو می‌کنه اما دلیل شیائوجان برای کمک چیه؟ وقتی احساسات هر دوتاشون تغییر کنه میتونن باهاش کنار بیان؟ +مگه با زندگیت چیکار کردم ؟ _تو زندگیمو طلایی کردی خورشید کوچولوی من! _سعی میکنی منو عصبانی کنی درحالیکه میدونی من تو عصبانیت کنترلمو از دست میدم؟