user16994630's Reading List
16 stories
it's all 'bout SEX :::... by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 755,143
  • WpVote
    Votes 109,799
  • WpPart
    Parts 74
همه چیز درباره ی سکسه! ::::.... ما ، دو تا بیمارِ جنسی ایم. چی میتونه از سکسِ ما جذاب تر باشه؟ :) ~~~ ~~ موقع سکس اکثراً باتم زیرِ بدنِ تاپ قرار میگیره... ولی فقط کمی تفکر و واقع بینی لازمه تا هر دوی اونها به این اعتراف کنند که در واقع ، این شخصِ باتمه که روی تخت به تاپ سلطنت میکنه! :) ~~~ ~~ ژانر : ( روانشناسی جنسی / سمات / فاکینگ کمدی / رمنتیک / درام / اکشن / ... ) کاپلز : اصلی ◀ یونمین - تهکوک فرعی ◀ نامجین
stalker|kookmin by park_Karina2006
park_Karina2006
  • WpView
    Reads 256,175
  • WpVote
    Votes 29,497
  • WpPart
    Parts 65
﹝استاکر﹞ *یک پیام جدید از ناشناس مشکیه بیشتر بهت میاد کاپل: کوکمین ژانر: اسمات ، مدرسه ای ، فیک چت ، هارش وضعیت: در حال اپ نویسنده: پارک کارینا
𝐃𝐀𝐑𝐊 𝐌𝐈𝐍𝐃 | ذهن تاریک by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 46,684
  • WpVote
    Votes 4,508
  • WpPart
    Parts 45
ذهن تاریک[ ویکوک] کامل شده [ سد اند] Genre : mystery, crime, angst, romance , dram داستان نگاشتن دوباره تاریخ به دست وکیل کهنه کار دادگستری سئول علی رغم تمامی فسادها و بی عدالتی هایی که گریبان پرونده جدید او را گرفته، می‌تواند جلوی اعدام پسری را بگیرد که پنهانی دوستش دارد؟ کیم تهیونگ می‌تواند سیلی محکمی به تمام کسانی که اتهام قتل را به پسر جوان و معصوم نسبت دادند ، بزند؟ آيا وجدان ها میتوانند دوباره از گور برخاسته، زنده شوند؟ آیا دست سنگین و ناپیدای سرنوشت که اینطور بی شرمانه چهره بی نور پسر را با سرخی خون سیلی زده؛ میتواند برای او معجزه بیافریند ؟ ذهن تاریک عاشقانه ای در دل تاریک ترین زندان‌ها و کثیف ترین اتهام ها
"It's 2017" AU by Lililoxu
Lililoxu
  • WpView
    Reads 38,914
  • WpVote
    Votes 5,701
  • WpPart
    Parts 24
تهیونگ بعد از تلاش های فراوان موفق میشه که توئیتر ورژن جدید نصب کنه اما وقتی وارد برنامه میشه میفهمه که یه چیزی این وسط درست نیست! این تداخل زمانی چجوری پیش میره؟ -AU-
Daddy or baby ? by daddyu
daddyu
  • WpView
    Reads 208,941
  • WpVote
    Votes 9,142
  • WpPart
    Parts 58
بیبی بوی /بیبی گرل/کیتن /ددی /مامی.... فانتزی دوس داری ؟؟! 🌈دنبال کینکای ددی و بیبی میگردی؟🔞 این بوک مجموعه همه ایناس 🦋 بیا و از خوندنشون لذت ببر بیب ;)
᭝‌ 𝐌𝐚𝐫𝐬𝐡𝐦𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 22,555
  • WpVote
    Votes 3,152
  • WpPart
    Parts 18
،، وضعیت: پایان یافته𓏲 ⤎ در یکی از خیابان‌های واشنگتن‌دی‌سی، زندگی پارک جیمین داشت عالی پیش می‌رفت. هر روز صبح با برادرش سر و کله می‌زد و بعد توی دانشگاه مجبور بود دوست‌هاش رو تحمل کنه. اما پسر بزرگ‌تر همسایه جدیدشون، جئون جونگ کوک حسابی چشم جیمین رو گرفته بود. جیمین نقشه داشت مخ پسر همسایه جذابش رو بزنه اما عکس‌های لختی که خواهر جادوگرِ جونگ کوک ازش گرفته بود یک تهدید جدی براش محسوب می‌شد! جیمین باید از شرم تبدیل به یک غارنشین می‌شد یا با جونگ کوکی که عوضی‌تر از خواهرش بود سر و کله می‌زد؟ ⋅───╼─╾───⋅ "چرا انقدر از اذیت کردن من لذت می‌بری جئون؟" "واقعا این‌طوره؟" "سعی نکن زیرش بزنی. هر دفعه که جلوت دست و پامو گم می‌کنم از نیش بازت می‌تونم اینو بفهمم." "اوو کامااان... شاید همه این‌ تصادف‌ها به این خاطره که ما سرنوشت هم هستیم و تو... هیچوقت نمی‌تونی ازم فرار کنی!" ᝰ Couple: ⤷ Kookmin ⤷ Taegi ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Comedy ⤷ Smut ⤷ Fluff
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  by purple-prince
purple-prince
  • WpView
    Reads 51,998
  • WpVote
    Votes 3,891
  • WpPart
    Parts 27
نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من
Łuŋa fºresŧ | Vkook by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 18,462
  • WpVote
    Votes 3,074
  • WpPart
    Parts 18
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل به اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که از اومدنش پشیمون شده بود ،تصمیم گرفت روی یه سنگی بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم و قدم هایی سنگین، . چشمش که به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی افتاد، نفسش بند اومد. به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. قسمتی از فیک: «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
Pinky by adyasii
adyasii
  • WpView
    Reads 13,167
  • WpVote
    Votes 1,548
  • WpPart
    Parts 26
Couple: VKook Genre : Full Smut, Comedy, Fluff Writer : Adya , Ghzal Up: دوشنبه‌ها شرخری کار ساده‌ای نبود؛ ولی تهیونگ ازش لذت می‌برد. به‌خصوص وقتی که بی‌دردسر پول مشتری‌هاش رو زنده می‌کرد؛ اما همه‌چیز وقتی سخت شد که به‌جای یک آدم عادی، یک موجود صورتی وحشی جلوش پرید و گازش گرفت‌.
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 152,222
  • WpVote
    Votes 13,606
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... این فیک کاملا تابو شکن هست. قراره جذابیت تاکسیک های داستان های دیگه رو دور بندازید و واقعیت پشت این چهره هارو ببینید. و معنای واقعی عشق رو متوجه بشید. پس لطفا قضاوتش نکنید NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!