Taehkook 2
4 stories
𓂃The Mission Trap [KookV]⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 12,079
  • WpVote
    Votes 1,411
  • WpPart
    Parts 9
تلـه‌ی مأمـوریت [تمام شده] ⨳ کـاپل: کوکـوی ⨳ ژانـر: امگاورس، رومنس، پلیسی، اسمات ⨳ تایپ: کوکوی 🐾خلاصـه: تهیونگ، امگای غالبی که از لحظه‌ی ورودش به پایگاه هونگان، جذب فرمانده‌ای آروم با رایحه‌ی شکلاتی می‌شه؛ کسی که برخلاف قانون طبیعتشون، جفت حقیقیش نیست. توی دنیایی که قلب گرگ‌ها فقط برای جفتشون به تلاطم میفته، این کشش نادر، تهیونگ رو گیج کرده. چی می‌شه اگه اعتراف تهیونگ درست وسط یکی از مأموریت‌هایی باشه که دارن با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کنن؟
LITTLE MIRACLE🦋 by taekook_fantazie
taekook_fantazie
  • WpView
    Reads 200,831
  • WpVote
    Votes 7,888
  • WpPart
    Parts 67
A baby who need's mother love and care unites two souls forever....let's step into the story. If you are a fluffy family drama lover yes you are in a right place. Welcome my dear taekookers..read the intro before story
"Stranger with My Daughter" by jungkook_0_99
jungkook_0_99
  • WpView
    Reads 201,765
  • WpVote
    Votes 8,325
  • WpPart
    Parts 62
Kim Taehyung is a cold, homophobic single father who lost his wife in an accident. All he lives for now is his 5-year-old daughter, Areum, who looks just like him. Jeon Jungkook is a poor but kind-hearted engineering student, raised with love by his han yoo joo and his father lee junhoo and elder brother yoongi Their worlds collide at a vacation resort when Taehyung loses his daughter in a crowd... and finds her calmly clinging to Jungkook, calling him "soft and safe." Taehyung thinks Jungkook's a kidnapper. BABIES THIS IS MORE DARK STORY...I hope you guys love it ... BABIES DONT COPY MY BOOK..LOVE YOU ALL 💜💜💜💜
my wolf🐺 by Lilyrobersonmira
Lilyrobersonmira
  • WpView
    Reads 845
  • WpVote
    Votes 115
  • WpPart
    Parts 7
متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار