Draia2008's Reading List
2 stories
SILVER LIES by Parmisstar
Parmisstar
  • WpView
    Reads 5,064
  • WpVote
    Votes 305
  • WpPart
    Parts 87
می‌گن بعضی عشق‌ها، مثل شراب سرخ، با درد می‌رسن و با حقیقت می‌میرن. می‌گن بعضی دروغ‌ها انقدر زیبا بیان می‌شن، که حاضری براشون تمام دنیاتو بسوزونی... و گاهی، یک بوسه - فقط یک بوسه - کافی‌ست تا مرز بین خیانت و فداکاری، محو بشه. در دنیایی که قدرت، با خون امضا می‌شه، و تاج‌ها نه با طلا، بلکه با درد و دورویی ساخته می‌شن، هفت پسر، هرکدوم با زخمی عمیق توی دلشون، برای حقیقت، برای نجات، برای عشق، پا به جهنم گذاشتن. یکی برای نجات شاهزاده‌ای که همیشه دروغ شنیده بود، یکی برای رسیدن به پسری که قلبش رو زیر خاک قایم کرده بودن، یکی برای جنگیدن با خودش، تا بتونه برای اولین بار "دوستت دارم" رو فریاد بزنه... و اونا با هم، نوشتن این قصه رو شروع کردن: قصه‌ی خیانت، رستگاری، و بوسه‌ای که طعم خون داشت. اینجا... همه‌چیز از یه "دروغ نقره‌ای" شروع شد. اما پایانش، چیزی نبود جز حقیقتِ براقِ عشق.
هوس العقرب||جيون جونغكوك  by Anna42919
Anna42919
  • WpView
    Reads 212,632
  • WpVote
    Votes 9,928
  • WpPart
    Parts 14
تدور أحداث القصة حول فتاة فرنسية تُجبر على الانتقال إلى كوريا لتنفيذ مخطط يتضمن اغتيال أبرز زعماء آسيا وإيطاليا، وذلك من أجل إنقاذ حياة شقيقها الصغير. لكن ما لا تدركه الفتاة هو أن ذلك الزعيم هو نفسه الرجل الذي قابلته قبل أربع سنوات، والذي كان لها حبيبًا وأكبر داعم في حياتها. في مواجهة هذا الموقف الصعب، يتعين عليها اتخاذ قرار مصيري: هل تقتل حب حياتها أم تنقذ شقيقها الصغير؟ آنِآلَيَسِ، آنِتٌيَ فُرآشُةّ بًيَضآء، لَکْنِ سِيَتٌحًوٌلَ لَوٌنِکْ آلَﮯ آلَآسِوٌدٍ آذِآ لَمًسِتٌکْ. ألَيَسِتٌ آلَفُرآشُةّ آلَسِوٌدٍآء جّمًيَلَةّ؟! عٌلَئ آلَرغُمً مًنِ خِيَآنِتٌکْ، تٌبًقُيَنِ فُتٌآتٌيَ وٌآمًرآةّ قُلَبًيَ آلَوٌحًيَدٍهّ. آرفُعٌيَ رآسِکْ وٌآمًشُيَ بًغُروٌرکْ آلَذِيَ جّذِبًنِيَ آلَيَکْ، وٌآسِمًعٌيَهّمً کْلَمًآتٌکْ آلَآذِعٌهّ جَوْنِغكوك، هَلْ تُلَاحِظَ أَنَّ هَذَا الْبَيَانِو يَبْدُو غَرِيبًا، مِنْ سَيَقُوم بِالْعَزَف عَلَيْه؟ لَا أَجِدُ الْامِرُ غَرِيبًا، بَلْ أَرَاهُ مُنَاسِبًا لِمَا سَأَقُوم بِهِ اللَّيْلَةَ، حَيْث سَاغَلف أَجْنَحتك الْبَيْضَاءُ بِاللَّوْن الْأَحْمَر، وَسَاكون الْقِطْعَةُ الْمَفْقُودَة الَّتِي تَحْتَاجِينِهَا، يَا قُوَّدتِي. سَأَكُونُ أَنَا مِنْ يَتَلَ