The work of art🦢
43 stories
MUST BE SUNNY [KookV] oleh Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Membaca 229,700
  • WpVote
    Suara 24,802
  • WpPart
    Bagian 47
-Completed _وات د فاک کیم؟! _م-من... _باید میدونستم که خریدنت اسونه. بالاخره تو یه کیمی. _اگر فکر کردی نظرت در مورد فقیر بودن من برام مهمه سخت اشتباه کردی. من چیزی بهت مدیون نیستم جونگکوک شی. _امروز خیلی پر حرف شدی اینطور نیست؟ حیفه واقعا. صورتت برای داغون شدن زیادی خوشگله. - - سرگرمی کیم تهیونگ اینه که اون بچه پولدارارو دید بزنه. حالا اون بچه پولدارا کیان؟ جئون جونگکوک و دوست دختر فوقالعادش جولیا... یه روز جونگکوک و دوست دخترش باهم شرط میبندن. کسی که شرطو ببره یه نفرو برای تریسام میاره! حالا چشمای جولیا کیو گرفته؟ گارسون فقیر و خوشگل کیم تهیونگ! با کنار رفتن جولیا همه چیز بین جونگکوک و تهیونگ پیچیده میشه! ✼ •• ┈┈┈┈๑⋅⋯ ୨˚୧ ⋯⋅๑┈┈┈┈ •• ✼ Couple: KookV Genre: Drama/Angst/Smut/Romance Writer: AlainaMill Translator: Yasi Up: Fridays Start: 1400/07/05 End: 1401/04/24
「Master Tiger」VK oleh Venooella
Venooella
  • WpView
    Membaca 42,032
  • WpVote
    Suara 5,171
  • WpPart
    Bagian 27
چه اتفاقی ممکنه بیفته اگه جئون جونگ‌کوک، دانشجوی سال‌اولِ چموشی که فقط اسمش برای به‌هم‌ریختن اعصاب اساتیدِ یونسی کافیه، مجبور بشه در عوض چشم‌پوشی استاد ادبیات کره‌ای و انگلیسی، کیم تهیونگ از تقلبش در امتحان؛ براش ساک بزنه؟ ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: VKook, yoonmin ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Comedy, School life, Smut, kink ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: venooella
𝐆𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫~ 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 oleh AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Membaca 257,072
  • WpVote
    Suara 45,990
  • WpPart
    Bagian 41
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد. **** ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤ کاپل: کوکوی
twelfth dimension oleh f_skndri
f_skndri
  • WpView
    Membaca 291,179
  • WpVote
    Suara 64,139
  • WpPart
    Bagian 131
بُعدِ دَوازدَهُم ________________________ "صدای اوپنج موج داشت. موجT،S،R،Q،P... امواجی که کاملا تصادفی، به نام امواج یک نوار قلب نامیده شدند. شاید زیاد هم بی ربط نبود. امواج صدای تهیونگ به نام امواج ضربان های قلب کوکی نام گرفته بود. موجPصدای تهیونگ بود که راه را برای موجQقلب کوکی باز میکرد. " _________________________ کاپل اصلی: ویکوک ژانر: علمی تخیلی، فانتزی، رومنس، فلاف شروع آپ: 24 اکتبر 2019 پایان آپ: ... #1 in fanfiction #1 in fanfic #1 in fiction #1 in rm #1 in sciencefiction #1 in نامجین #1 in تهیونگ #1 in جونگکوک #1 in نامجون #1 in هوسوک #1 in جین #1 in جیمین #1 in یونگی
Appa (KookV) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 190,788
  • WpVote
    Suara 18,786
  • WpPart
    Bagian 21
تهیونگ از نوزده سالگی مسئولیت بزرگ کردن یک پسر بچه‌ی مبتلا به سندرم کلوور بوسی رو قبول کرد و هیچ ایده‌ای نداشت که چندین سال بعد، قراره به درخواستِ ازدواجِ همون پسر، جواب مثبت بده. انگست/رومنس/ اسمات. این بوک محارم نیست و لطفا تا قبل از کامل خوندن داستان، قضاوت نکنید. ~ تمام شده.
Queen Kim (KookV) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 257,557
  • WpVote
    Suara 27,186
  • WpPart
    Bagian 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.
Ecstasy (kookV) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 170,986
  • WpVote
    Suara 19,831
  • WpPart
    Bagian 20
[ پرستار کیم، فارغ‌التحصیل شده بهترین دانشگاه آمریکا شروع به مراقبت از پسری ویلچر نشین کرد که نه تنها کم حرف و پررو بود بلکه احترام کوچیک‌تر بزرگتری‌هم سرش نمی‌شد! ] "رومنس، فلاف، اسمات." کاپل: کوکوی. تمام شده.
Uncle Jeon (Fake Chat) oleh NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Membaca 59,645
  • WpVote
    Suara 8,462
  • WpPart
    Bagian 7
-[خبر فوری! به طرز عجیبی رو بابای دوست پسرِ خواهر زاده‌م کراش زدم.] فان/ فلاف/ تمام شده.
Drifted apart oleh Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Membaca 552,505
  • WpVote
    Suara 68,316
  • WpPart
    Bagian 48
- قرارمون این بود که با کمک هم ذره ذره این مانع رو از سر راه برداریم.قدم به قدم. من ازت خسته نمیشم. ولی اگه یه روزی شدم، تو منو برگردون به اون جایی که بهش تعلق دارم...توی آغوش خودت. ته! میدونی چی منو اذیت میکنه؟ اینکه هرباری که بهت نزدیک میشم، میترسم باعث آزارت بشم.ولی اگه تو احساسات اون لحظه ات رو باهام درمیون بذاری، به هردومون کمک میکنی. پس هیچوقت چیزی رو از من مخفی نکن. کاپل : ویکوک/ کوکوی ژانر: رمنس / درام/ زندگی روزمره / اسمات - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.