Vkook
47 storie
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* di melish00k
melish00k
  • WpView
    LETTURE 195,100
  • WpVote
    Voti 23,794
  • WpPart
    Parti 60
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
|𝓡𝓸𝓼𝓮 & 𝔀𝓲𝓷𝓮🍷 |ᵥₖₒₒₖ di Nei_V_2
Nei_V_2
  • WpView
    LETTURE 305,979
  • WpVote
    Voti 24,945
  • WpPart
    Parti 32
|𝓡𝓸𝓼𝓮 & 𝔀𝓲𝓷𝓮🍷 جونگکوک ، امگایی که برای امنیت خودش قرص ضد رایحه مصرف میکنه تا بتا دیده شه .... و تهیونگ آلفای برگزیده ای که بیشتر دنیا توی دستشه .... چی میشه اگه این دو نفر بهم برخورد کنن؟ رز آمیخته به شراب ....باید بوی دلچسبی داشته باشه ، اینطور فکر نمیکنی؟ ............................................. ژانر : اکشن ، عاشقانه ، فانتزی ، امگاورس ، آمپرگ ، اسمات 🔞 هپی اند ! Couples: Vkook ▪︎ Namjin ▪︎ Sop ............................................. وضعیت : تمام شده . نویسنده : NIV
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ di meral_writ
meral_writ
  • WpView
    LETTURE 244,681
  • WpVote
    Voti 28,030
  • WpPart
    Parti 73
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
second chance di _minyuki
_minyuki
  • WpView
    LETTURE 1,576
  • WpVote
    Voti 155
  • WpPart
    Parti 7
+یونگی این اخریشه -چی اخریشه؟ +خواهش میکنم دیگه طاقت ندارم -بهم بگو چی اخریشه +بچه دیگه نمیتونم مردن بچه هامو ببینم ..................‌‌...... +دهنتو ببند به وقت مگس نره توش اقای مین -جیمین ........................ فیک:فرصت دوباره کاپل:یونمین ژانر:اندکی انگست،امگاورس،امپرگ،رومنس،شاید اسمات نویسنده:یوکی روز های اپ: شنبه ها
It's A Mistake ❢ Vkook di Zargoli
Zargoli
  • WpView
    LETTURE 858,140
  • WpVote
    Voti 117,211
  • WpPart
    Parti 57
《این یه اشتباهه》 -برای بار آخر ازت می‌پرسم سئوجون..اون کجاست؟ +قـ..قربان فکر کنم اشتباه گرفتین..من جونگکوکم.. جئون جونگکوک.. #Vkook /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ +واضح نیست که همش سعی داشتم مختو بزنم؟ -آره..ولی اینم واضحه که خیلی وقته مخم زده شده! #Chanbaek /\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\/\ چی میشه اگه جئون جونگکوک توی مهمونی ای توسط مردی دزدیده بشه و سئوجون خطاب بشه؟ کیم تهیونگ کسی که مدام سرش داد میزنه:"سئوجون، اون کجاست؟" در حالی که پسر کوچیک‌تر روحش هم خبر نداره. یعنی واقعا حافظش رو از دست داده بود؟ کاپل اصلی:ویکوک کاپل فرعی:چانبک ژانر:رمنس/جنایی/معمایی وضعیت آپ: کامل شده
Peanut butter🥜[taekook] di Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    LETTURE 163,407
  • WpVote
    Voti 27,073
  • WpPart
    Parti 22
پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشه‌ی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده می‌شد و به محض شنیدن این لقب، دندون‌هاش برای پاره کردن خرخره‌ی موجودات نمک‌ریز دورش تیز می‌شد. هیچ‌کس نمی‌دونست چی می‌تونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که می‌دونست جفت حقیقیش، جئون جونگ‌کوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیک‌تر به محض حس کردن بوی بادوم‌زمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگه‌ای روی کره‌ی زمین به بادوم‌زمینی حساسیت داره. 🥜 ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات زمان آپ: روزهای زوج - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
Between Me and You❤️‍🩹 di Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    LETTURE 88,894
  • WpVote
    Voti 12,398
  • WpPart
    Parti 35
تیمارستان جایی نیست که هرکسی بتونه توش کار کنه ... اما بیون بکهیون ، روانپزشک ارشد و رئیس بیمارستان روانی "خانه سبز" هرروز صبح با عشق به محل کارش میره و معتقده هیچکاری تو دنیا لذت بخش تر از برگردوندن یک انسان به زندگی نرمالش نیست 🌸 □■□■□■□ -به نظر من تنها کسی که میتونه به بیمار جدیدمون کمک کنه شمایین آقای دکتر -بیماریش تشخیص داده شده ؟ -بله .. اختلال کنترل خشم ! -اسمش چیه ؟ -پارک چانیول ! □■□■□■□ -ماشین من اندازه تانکه ! واقعا چجوری ندیدیش ؟ -عجله داشتم و یه لحظه نگاهمم از جاده برداشتم برای همین ندیدم ... ولی مطمعن باش خسارتش هرچقدر باشه پرداخت میکنم ... فقط کافیه بهم بگی -نمیدونم ... مثلا به اندازه اینکه باهام بیای سر قرار -من گی نیستم ! -باشه مشکلی نیست ... همین که من هستم کافیه ! □■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,Psychology,smut❤️‍🩹 Couple: Vkook,Chanbaek,Secret😏💏🏻 "Complete"🏞
Ai no DNA  di Bora444
Bora444
  • WpView
    LETTURE 12,145
  • WpVote
    Voti 1,403
  • WpPart
    Parti 19
سلام، من نویسنده فیکشن Ai no DNA هستم. این فیکشن از همه لحاظ با فیکشن هایی که خوندید تفاوت داره. از آشنایی گرفته تا عشق ... همه متفاوت از بقیه فیکشن هاست. امیدوارم از این فیکشن خوشتون بیاد. نویسنده: مین بورا
Saudade | Vkook di V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    LETTURE 8,118
  • WpVote
    Voti 409
  • WpPart
    Parti 15
𓂃𝐒𝐚𝐮𝐝𝐚𝐝𝐞𓍯 "_گمونم دیگه نمی‌خوام بدونم! _چی‌؟ _عطرت؛ دیگه نمی‌خوام بلدش باشم..._" -- عشقِ ممنوع، مرد ساعت‌ساز را هر هفته‌ به تماشای یک نمایش می‌نشاند. نمایشی که برای او معنایی پنهان و بهانه‌ی از سر گذراندن شب‌هایش بود. اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر در آخرین بازدید، تئأترِ محبوب ساعت‌ساز کنسل و چشم‌های بی‌روح مرد با فردی غریب دیدار می‌کرد؟ فردی که شاید در ظاهر مزاحم اما، اصلی‌ترین قطره‌ی جوهر، برای سرآغازی سپید و پایان پاییز بود. آن دو تیله‌ی سیه و سرکش، به راستی متعلق به که بود؟ ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟درام، رمنس،‌ انگست، معمایی، اسمات ⊹ نویسنده⤟ #Saren
yukai di anahiidey
anahiidey
  • WpView
    LETTURE 126,141
  • WpVote
    Voti 13,020
  • WpPart
    Parti 66
قرار بود یه زندگی ساده داشته باشه؛ همونی که از اول دنبالش بود اما دیدن اینکه تمام حقش، توی دست آدمای دیگه داره دست به دست می‌چرخه، انتقام و سرکشی درونش رو بیدار کرد. به اطرافش نگاه کرد و دنبال قدرتمندترین آدمی گشت که می‌تونست ازش استفاده کنه. فارغ از اینکه رئیس کیم سال‌ها از دور تماشاش می‌کرد... - مطمئنی پشیمون نمی‌شی؟ +‌من همیشه پاهام برای تو بازه رئیس کیم ^فصل یک: فول^ ------ کاپل: ویکوک، سکرت ژانر: درام، مافیا، انگست، اسمات ° فصل دو: فول ° بعد از گذروندن تمام بالا و پایین‌ها، به یه آدم دیگه تبدیل شدن؛ خودشون رو نمی‌شناختن اما می‌دونستن که هنوز قلبشون برای خونه می‌تپه... - حتی اگه خدا به کمک آدما هم نیاد، بازم همه باورش دارن چون نیاز دارن تو ذهنشون یه تکیه‌گاه داشته باشن. تو خدای منی؛ با وجود تمام زخمایی که بهم می‌زنی من باز به تو تکیه می‌کنم... writer:anahide