mmm0000's Reading List
2 قصص
Jung Pak2 بقلم NazaninVaraie
NazaninVaraie
  • WpView
    مقروء 511
  • WpVote
    صوت 151
  • WpPart
    فصول 2
حقیقت هیچوقت پنهون نمی‌مونه ، بالاخره یروزی ماه هم از پشت ابر بیرون میاد اما هیچکس نمی‌دونه بعدش چی میشه... قلبی که می‌شکنه خوب میشه؟ کسی که رفته برمیگرده؟ خنده ای که مرده زنده میشه؟ یا خونه ای که سوخته مثل قبل میشه؟ کسی چه می‌دونه شاید هیچوقت هیچ چیز درست نشه شاید هم بشه کسی از آینده خبر نداره....
✧HOME✧ بقلم timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    مقروء 657,243
  • WpVote
    صوت 63,431
  • WpPart
    فصول 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook