Sope
13 stories
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 684,597
  • WpVote
    Votes 90,681
  • WpPart
    Parts 37
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
Blood and Ash | Sope سپ by sopehobisope
sopehobisope
  • WpView
    Reads 14,340
  • WpVote
    Votes 3,018
  • WpPart
    Parts 31
مین یونگی افسر پلیس فدرال، به همراه اعضای تیمش مامور می‌شن تا یک مامور مخفی پلیس رو که داخل یک کارتل مواد مخدر به سر می‌برده، از ماموریتش بیرون بکشن. اونا وقت زیادی ندارن و هیچ اطلاعاتی از مامور مخفی‌ای که باید نجاتش بدن در اختیارشون نیست بجز یک محل ملاقات. همه چیز صرفا یک ماموریت کاریه تا زمانی که یونگی اونجا یک چهره آشنا می‌بینه. کسی که یونگی ازش نفرت داره. کسی که زخم خنجر خیانتش هنوز بعد از چند سال روح خستش رو خراش می‌ده: دوست پسر سابقش، جانگ هوسوک. چی می‌شه وقتی با رویاروییشون، کدورت‌ها شعله‌ور بشن و احساسات قدیمی دوباره زبونه بکشن؟ به نظر می‌رسه رابطه آشفته‌ای که زمانی به فاجعه ختم شد، بار دیگه داره همون مسیر رو طی می‌کنه. ♡عنوان: خون و خاکستر ♡کاپل: سپ ♡ژانر:جنایی، اکشن، اجتماعی، انگست، رمنس، اسمات، رازآلود، درام
Is it mine?! by mahdis89
mahdis89
  • WpView
    Reads 3,866
  • WpVote
    Votes 685
  • WpPart
    Parts 13
همه چیز از اونجایی شروع شد که یونگی، تنها امگای نازپرورده‌ی خاندان جانگ درحالی که آخرین دسته گل روزش رو به سفارش داییش پیچیده بود و با دوچرخه‌ی کیوتش تا خونه میرفت با اون آلفای عنق تصادف کرد! - این دسته گل مال منه؟! - تو که چیزیت نشده بود، همین الانشم که اینجا نشستی از همه سالم‌تری! - نخیر کی گفته؟ خونریزی داخلی کردم معلوم نیست! Couple: Sope
The night the moon left the sky by Gol_queen
Gol_queen
  • WpView
    Reads 6,068
  • WpVote
    Votes 795
  • WpPart
    Parts 25
یونگی مخالف ورود هوسوک به باندشون بود اما وقتی پدرش مخالفتش رو نادیده گرفت و اون پسر رو وارد باند کرد برای یونگی چاره ای نذاشت جز اینکه به روش خودش با اون پسر تسویه حساب کنه. ******* -اینجا چه غلطی می کنی؟ چی از این دنیا می دونی که قبول کردی عضوی از این باند بشی؟ -م..مم...من..ممن... -ت..ت..تو چی؟ واسم مهم نیست چرا اومدی فقط تو دست و پام نباش جانگ هوسوک. ******** اسم فیک: شبی که ماه آسمان را ترک کرد کاپل:سپ، نامجین روزهای آپ: نامعلوم
liliya_لیلیا by erigna78
erigna78
  • WpView
    Reads 15,135
  • WpVote
    Votes 1,040
  • WpPart
    Parts 21
liliya (ты моя лилия) بهت زده به اون تیکه کاغذ که روش نوشته بود (دی مایا لیلیا) نگاه کرد. به اطراف نگاه کرد تا نشونی ازش ببینه اما مثل هربار هیچ کس نبود. دلش فشرده شد... زیر لب زمزمه کرد "تو گله زنبق منی" ○○○○○○○○○○○○○ _نظرت درباره شصت و نه چیه؟ چطوره دهن خوشگلت یه حالی بهم بده. ×چرا اینم‌نمیگی که با شصت و نه، دهن توام قراره پر بشه جنده روس من.. ○ کاپل فرعی ماهم یونگی و هوسوک ان که سوپرایز ها دارم براتون🤭 این فیک از یه قسمتی به بعد حاوی صحنه های فول اسماته‌‌..🔞⭕️ #vkook #kook #v #jungkook #teahyong #mafia #ویکوک #کوکوی #مافیا #سپ #یونگمین #sope #yongmin
دریچه ای به گذشته by giselleorg
giselleorg
  • WpView
    Reads 686
  • WpVote
    Votes 78
  • WpPart
    Parts 10
- به چشم های اون نگاه کرد...چشم هایی که از درد مچاله شده بودن و دریایی از غم درون چشم هایش لبریز شده بود ...اون چشم ها فرق کرده بود... مدتها پیش هر روز میخندید ...اون چشمها دیگه پر از زندگی نبودن ، .... کاپل اصلی : سپ یونگی تاپ
Trust me by VasfeAmi
VasfeAmi
  • WpView
    Reads 11,018
  • WpVote
    Votes 1,219
  • WpPart
    Parts 18
⛔ حاوی صحنه های خشونت امیز جنسی است گذشته کلید بقای تهیونگ بود و حال فقط نقش زمین بازی براش انجام میداد! بارها حال با صدها احتمال زندگی کرده بود و چیزی برای زندگی کردن نداشت ولی هرگز نباید با جونگکوک ملاقات می کرد، جونگکوک حکم نور کبریتی توی توفان تاریکی خود ساختش بود تهیونگ می خواست همه چیز بهم ریخته بشه و فاک به نظریه بی نظمی چون تو بی نظمی هیچ نظمی نیست و هر کس که بگه هست در واقع می خواد از اون شلوغی استفاده کنه و اون چیزی که می خواد از سردرگمی بقیه بیرون بکشه! تهیونگ از سردرگمی بقیه می خواست ایندشو بیرون بکشه با جونگکوک یا بی جونگکوک ! بستگی به خود جونگکوک داشت چون تنها مهره ای که تهیونگ اجازه داده بود اختیار داشته باشه، اجازه داده بود خودش باشه جونگکوک بود! Writer :Vasfe Genre : Action, omegaverse, romance Couple: Kookv, Sope...
My Boy (Full) by Soull_Healer
Soull_Healer
  • WpView
    Reads 74,699
  • WpVote
    Votes 7,179
  • WpPart
    Parts 46
تهیونگ کیم، تازه‌ وارد دبیرستان تاونسند هریس ایالات متحده، فکرش رو نمی‌کرد پسری که توی پیست مسابقه شکستش داده یکی از دانش‌آموزهای اون مدرسه باشه. جونگکوک، پسری که سخت به‌ دست می‌اومد و تهیونگ پسر شر و دردسرسازی بود که به هر قیمتی اون پسر خوشگل که از همجنس‌گراها متنفر بود رو بین بازوهای خودش می‌خواست، حتی اگه دوست‌دختر داشت! ɴᴀᴍᴇ : My Boy _ VKook ɢᴇɴʀᴇ : School life, Competitive, Smut ᴡʀɪᴛᴇʀ :Taehyun @Taekook_Areaa
My Homophonic Roommate ~|| Sope Au Persian Translation by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 4,885
  • WpVote
    Votes 998
  • WpPart
    Parts 19
آخرین چیزی که هوسوک انتظار داشت، هم‌اتاقی شدن با یونگی، پسرِ مدیر دانشگاه، یک پسر بد هموفوبیک، مغرور و دخترباز بود. هوسوک، به عنوان کسی که در خفا گی بود و از یک خانواده مذهبی می‌اومد، سعی داشت سر راه یونگی نباشه، حتی اگر پنهانی، هم‌اتاقی‌اش که پسر بدی بود و هیچی نبود جز یک دردسر رو، ستایش می‌کرد. در نظر یونگی، هوسوک آدم حقیریه. اون هیچی نیست جز یک پسر گی عجیب و غریب و عینکی. ولی چه اتفاقی می‌افته وقتی که اون عاشق هم‌اتاقی گی‌اش می‌شه؟ ----❦ 𝘰𝘯 𝘨𝘰𝘪𝘯𝘨 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: هم‌اتاقی هموفوبیک من 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: سپ 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: انگست، کالج‌لایف، عاشقانه، اسمات 𖦹 writer: @Lazysince1998 🥇 In #yoonseok
پرواز بدون بالها 🐚 Flying Without wings  by moonshadow_fic
moonshadow_fic
  • WpView
    Reads 29,638
  • WpVote
    Votes 967
  • WpPart
    Parts 7
Flying Without Wings Main Couple:Vkook, Sope Vampire, Romance, Smut تـو دنیـایی که خـوناشاما و انسـان‌ها خیلـی نامحسـوس با هـم دشـمنی داشتـن، تهیـونگ یه جـاسوس انسـانو به قـتل میـرسونه سازمان mde کـه‌ یکی از بهـترین مـامورای خودشـو از دست داده بـود، اینـدفعه جونگ‌کـوک که یـه پلـیس تازه‌‌کـار ‌و کم سـن و سال هـست رو برای ایـن کار انتـخاب میکـنه.. ولی آیا بعد تمام ماجراها و عشقی که بین اون دوتا که زمین تا آسمون با هم اختلاف داشتن پیش میاد.. جونگ کوک میتونه به تهیونگ خیانت و پشت کنه تا وظیفشو به سرانجام برسونه؟ یونگی‌، خون‌آشام اصیل زاده و خودخواهیه که از عاقبت کاراش خبر نداره تا الان هیچ درک درستی از عشق نداشته و به جیمین، کسی که دوسش داشته شدیدا آسیب رسونده وقتی با هوسوک معنی واقعی دوست داشتن رو درک کرد که فهمید گذشتش قرار نیست راحتش بذاره و حالا حالاها باید تاوان کاراش رو پس بده با وجود کارای وحشتناکی که قبلا انجام داده بود، حتی نمیتونه اشتباهاتش رو جبران کنه! تنها کاری که توش خوبه محافظت از هوسوکه...