We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
ffg
91 stories
Pink Rabbit Season.1 by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 19,789
  • WpVote
    Votes 1,664
  • WpPart
    Parts 11
وضعیت: اتمام فصل یک✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: پلیسی، اکشن، مافیایی، جنایی، اسمات، لیتل‌برت و... خلاصه⚠️: داستان از این قراره که جئون‌ جونگکوک، مسئول حل پرونده‌ی باند "خاکستر" می‌شه. باندی که توسط چهار رئیس‌ اصلی که در چهار کشور چین، ژاپن، تایلند و کره مستقر هستن. پدرخوانده‌ی باند، "سیلور" نام داره که در کره سکونت داره. جونگکوک با توجه به علایق جنسی مرد خودش رو یه لیتل بوی جا می‌زنه تا به این باند نفوذ کنه و تک تک آدم هاش رو دست‌گیر کنه. آیا موفق می‌شه یا در نهایت همه چیز بهم می‌ریزه؟ امیدوارم که از خرگوش صورتش لذت ببرید! چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
𝗺𝗶𝗻𝘁 || نعناع ||vkook by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 31,401
  • WpVote
    Votes 3,864
  • WpPart
    Parts 28
enigma×enigma -دیگه هیچوقت اجازه نمیدم که کسی حتی یه تارِ مویِ سرت رو کم کنه. حتی اگه مجبور باشم، کلِ این شهر رو به خاطرِ تو، با خاک یکسان کنم. جونگ‌کوک، انیگمای مافیایی که پدرخوانده‌ی سئوله، فکر می‌کرد یه دستیار مورد اعتماد پیدا کرده. کیم تهیونگ که خودش رو «بتا» معرفی کرده بود... ولی جونگ‌کوک یهویی متوجه رایحه‌ی عجیب و قدرت بالای این دستیار ساده می‌شه. اگه تهیونگ بتاست، پس چرا جونگ‌کوک هر شب بوی خون حس میکنه؟ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐃𝐚𝐫𝐤 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐏𝐬𝐲𝐜𝐡𝐨𝐥𝐨𝐠𝐢𝐜𝐚𝐥 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤, 𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧
llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 189,047
  • WpVote
    Votes 21,782
  • WpPart
    Parts 39
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
Hella Soldier by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 117,310
  • WpVote
    Votes 13,025
  • WpPart
    Parts 19
فرمانده‌ی انیگمای کشور به دستور ملکه علاوه بر سربازهاش باید حواسش رو به اون امگای زال که دردسر خاصی داخل چشم‌های آبی رنگش موج میزد هم میداد؛ اما قرار نبود به قدری ازش مراقبت کنه که حتی بار رسوایی‌ای که به بار آورده بود رو هم به دوش بکشه! فرمانده جئون نباید انقدر وظیفه شناس می‌بود. تهیونگ در ابتدا قصدش فقط شیطنت بنظر میرسید؛ نباید عاشقش میشد. کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس، تاریخی، رمنس، اسمات
DARK HUNTER (KOOKV)  by sahar_78
sahar_78
  • WpView
    Reads 13,225
  • WpVote
    Votes 1,176
  • WpPart
    Parts 7
تهیونگ لاله و نمیتونه حرف بزنه. هر روز پشت مغازه‌ی شیرینی فروشیش یه دسته گل می‌بینه و نمیدونه اون گلا رو یه قاتل براش میذاره که عاشقشه
「  ALPHA  」  by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 35,756
  • WpVote
    Votes 3,070
  • WpPart
    Parts 20
گاهی وقت‌ها، تنها راه برای زنده موندن اینه که بمیری! 🥀 داستان «آلفا» روایت مردیه که برای نجات عشقش، از اسم، اعتبار و تمامِ زندگیش گذشت. فرمانده‌ای که جلوی چشم همه دفن شد، تا بتونه یه جای دیگه، با یه اسم دیگه، فقط یک بار «زندگی» کنه... کاپل : تهکوک - یونمین ژانر : نظامی - اکشن - عاشقانه - اسمات
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 33,346
  • WpVote
    Votes 1,923
  • WpPart
    Parts 37
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
Bereeta |Vkook|Kookv (کایا) by HaniRahmanpoor
HaniRahmanpoor
  • WpView
    Reads 2,782
  • WpVote
    Votes 565
  • WpPart
    Parts 22
کیم تهیونگ آلفای خون خالصی که عشق رو ضعف می‌دید عاشق نفری شد که فهمید دشمنشه ..... و در واقع دشمنش جئون جونگ کوکه آلفای اصیل زاده ..... _تهیونگ من نمیخوام دلیل نگرانی هات و اذیت شدنت باشم باید از اول بهت میگفتم! _پس دلیل زندگی کردنم باش آلفا......اسلحه ام باش بِرتا! _ترکم نمیکنی اِروس؟ _بند روح سیاهم به تو وصله!ترک کردن؟اون روزی که میمیرم هم ترکت نمیکنم! | ____________________________________________________________________ دو پسری که از خانواده هاشون ضربه خوردن... از نزدیکانشون،قرار بود همه چیز برنامه ریزی باشه ولی دو آلفا نتونستند این بازی رو ادامه بدن،گرفتار عشقی شدن که ول کن نیست و ریز به ریز از این عشق به متلاشی شدن نزدیکه!اما چرا متلاشی؟ این متلاشی شدن تکه هاش تبدیل میشه به خاطره های فراموش نشدنی یک زندگی! جونگ کوک با برنامه به کیم تهیونگ مسابقه دهنده ی ماشین رانی نزدیک شد،اما فارغ از اینکه توی بد ترین شرایط متوجه شد که اون..... «جفتشه» کیم تهیونگی که از هرچی احساسه فراری بود چون کل زندگیش طرد شد! با یه بار دیدن رئیس مافیای اوبسیدین جئون جونگ کوک،زندگیش متلاشی شد..... متلاشی ای از جنس عشقی در دل سیاهی و تاریکی.... هپی اند.... Happy end........ ____________________________________________________________________ | نویسنده:haniv ژانر: دارک رومانس:اسمات:امگاورس:مافیایی کاپل:kookv vkook
𝐿𝑖𝑡𝑡𝑙𝑒 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎💖𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅💖 by tara97jk
tara97jk
  • WpView
    Reads 227,974
  • WpVote
    Votes 26,013
  • WpPart
    Parts 30
Genre : Omegavers💖 Romance 💖 Little 💖 Smut 💖Mpreg 💖and .... Cap :Vkook 💖 Up: Unknown💖 By Amador💖 💖 بعد از تصادف، جونگ کوک در ساید لیتلیش فرو میره و فصل جدیدی برای اون دو شروع میشه.... 💖 زندگی تهیونگ و کوک پر از شیرینی و آب قنده! تا وقتی که جین ، مشاور جونگ کوک و دوستشون، راه حلی برای بازگشت کوک به حالت عادی پیشنهاد میده... 💖 چه اتفاقی برای لیتلی که فکر میکنه ددیش دوستش نداره می افته....؟ Part Of Story💖💖 ❌🔞 با نفس نفس به دست سفید رنگ ته نگاه کرد و بعد با چشم های گرد به سمتش برگشت: شیل موژه؟ تهیونگ اروم خندید: شیرموز دوست داری؟ کوکی با ذوق دست زد: پس شیل موژایی که میخولدم تو این نی بزلگه( به عضوش اشاره کرد!) خونه میتلدن... ❌🔞💖 🥇فیکشن 🥇ویکوک 🥇 امگاورس 🥇 romance 🥇vkook
Solivagant by Saaba9407
Saaba9407
  • WpView
    Reads 137,857
  • WpVote
    Votes 18,815
  • WpPart
    Parts 59
تهیونگ‌برادر ناتنی نامجونه با این که از یک خون نیستن اما عمیقا بهم نزدیکن جونگکوک پسرک دوس داشتنی پدرش یعنی کیم‌نامجونه و چی می شه اگه تویه مسافرت تفریحی بزرگ خانواده کیم به قتل برسن؟ و تنها چیزی که برای کیم‌تهیونگ سرما خورده ای که به مسافرت نرفته باقی مونده ثروت بزرگ و یادگار برادرش جونگکوک کوچولوی هفت سالس که دیگه نمی تونه روی پاهای کوچولو و قشنگش بدو و مجبوره روی ویلچر بشینه در حالی که تهیونگ خودش فقط شونزده سال سن داره چندین سال گذشته و حالا کیم‌تهیونگ شونزده ساله بیست و شش سالشه و جونگکوک کوچولوش هفده ساله شده تهیونگ قدرتمنده و باهوشش تونسته ثروت خانوادگیشو حفظ کنه و حتی بیشترش هم بکنه اما هرگز‌موفق نمی شه جونگکوک رو ترقیب به دنبال کردن مراحل درمان بکنه چی می شه اگه تهیونگ‌بفهمه برادر زاده برادر ناتنیش و تنها الماس باقی مونده براش به اون احساساتی داره و از ترسش اون هارو پنهان می کنه؟ چی می شه اگه جونگکوک از شدت علاقه به عموی غیر همخونش مریض بشه و بعد از کلی پزشک فقط یک راه درمان‌باشه؟ کیم تهیونگ