We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Teakook_hades's Reading List
55 stories
The Golden Siren | KOOKV by DejavuRaven
DejavuRaven
  • WpView
    Reads 7,018
  • WpVote
    Votes 914
  • WpPart
    Parts 9
៸៸ پریِ طلایی ៸៸ ៹ ژانر: فانتزی، کلاسیک، سوپرنچرال ៹ کاپل: کوکوی ៹ خلاصه‌: جئون‌ جونگ‌کوک، مردی ۲۳ساله و کاپیتان کشتی‌ اکتشافی فینکسه؛ کسی که به «تنها بازمانده‌ی فاجعه‌ی تایتانیک» معروفه... چه اتفاقی میفته؛ اگه سرنوشت دوباره راهش رو به قلمرو سایرن‌ها، جایی که اون کشتیِ عظیم به گِل نشست و پدر عزیزش رو به سقف سرد آسمون تبعید کرد، باز و راز مخوفِ قلب اقیانوس رو براش فاش کنه؟ ៹ برشی از داستان: "می‌بینی چطور لب‌هام رو به تمنای لمس لب‌هات انداختی کارل؟ تموم این سال‌ها منتظر موندم... منتظر روزی که طعمِ این شراب شیرین رو زیر زبونم حس کنم و الان... فقط همه چیز مثل رویا می‌مونه... احساس می‌کنم هنوز خوابم!" "تو چطور شاهزاده؟ از کجا معلوم که من رو با اون نگاهِ سرکشت طلسم نکرده باشی و ریشه‌ی اعتیاد به وجودت رو توی قلبم نکاشته باشی؟ هوم؟ از کجا معلوم که وجودت رو مثل توهم به روحم تلقین نکرده باشی و داشتنت چیزی جز خواب نباشه؟" "طعمِ شیرینِ نسیم صبح داری کیم آلبرت؛ مجنونم می‌کنی، درست مثلِ کلمات آهنگینت که منو به رقص وامی‌دارن."
Blindness  by hlm_135
hlm_135
  • WpView
    Reads 3,127
  • WpVote
    Votes 307
  • WpPart
    Parts 13
تو دنیایی که اگه از جفت حقیقیت جدا بشی، بیناییت رو از دست می‌دی؛ تهیونگ دوست صمیمی و جفتش جونگ‌کوک رو ترک می‌کنه و بیناییش رو از دست میده. Name: Blindness Couple: kookv Genre: omegaverse, smut, romance, Angst, forced marriage.
Two shadow One secret  by ioemsc
ioemsc
  • WpView
    Reads 866
  • WpVote
    Votes 97
  • WpPart
    Parts 14
دو سایه ، یک راز ... جونگ‌کوک، عضو زبده‌ی تیم ویژه‌ی عملیاتی کره‌ی جنوبی، همراه با هوسوک برای نفوذ به قلب یک کارتل خطرناک در تایلند اعزام می‌شود. کیم نامجون، فرمانده‌ای باتجربه، پس از کشف ارتباط مافیاهای محلی با شبکه‌های بزرگ‌تر، آن‌ها را وارد مأموریتی مرگبار می‌کند؛ جایی که کیم تهیونگ، رهبر سرد و هوشمند کارتل، بزرگ‌ترین مانع آن‌هاست. در این بازی تاریکِ قدرت، خیانت و وسوسه، کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند همه‌چیز را نابود کند. Couple : Vkook / yoonmin Gener : Action , Drama , spy Writer : Mahshid
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
MaHoBarooN
  • WpView
    Reads 275,551
  • WpVote
    Votes 16,329
  • WpPart
    Parts 92
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
 𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨🖤🌿Kookv~ by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 73,159
  • WpVote
    Votes 6,448
  • WpPart
    Parts 27
𝐑𝐲𝐨𝐤𝐮𝐫𝐨 🖤🌿 برای پایان دادن به تنش میان سرزمین‌ها، شاهزاده‌ی چوسان مجبور به ازدواج با رئیس قبیله‌ی جنوبی می‌شود. تهیونگ تصور می‌کرد سخت‌ترین بخش این پیوند اجباری، ترک خانه و خانواده‌اش باشد. اما با ورود به قبیله‌ی جنوبی، خود را میان رازهای پنهان، دشمنی‌های قدیمی و حقیقت‌هایی می‌یابد که سال‌ها در سایه دفن شده‌اند. در حالی که گذشته آرام‌آرام چهره‌ی واقعی خود را آشکار می‌کند، تهیونگ باید میان وظیفه، خانواده و قلبش تصمیم بگیرد. غافل از اینکه این ازدواج، پایان یک داستان نیست... بلکه آغاز ماجرایی است که سرنوشت تمام سرزمین‌ها را تغییر خواهد داد. ☕ ژانر : امگاورس | سلطنتی | فانتزی | درام ☕ کاپل : کوکوی | یونمین | نامجین | سپ ☕ ریتینگ : +18 ☕ زمان آپلود : نامشخص
اسیر دزدان دریایی 🔞 by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 346,932
  • WpVote
    Votes 30,291
  • WpPart
    Parts 39
|• پایان یافته•| داستان درمورد کیم تهیونگ تنها پسر امگاست که به اجبار خانوادش وانمود به دختر بودن میکنه و از این اوضاع راضی نیست ... اما چی میشه تهیونگ از این زیبایی استفاده کنه و به دریا سفر کنه ؟ اگر گیر جئون جونگکوک بزرگترین دزد دریایی دریا بیفته چی ؟! هشدار : فول اسمات هست و برای بزرگتر ها پیشنهاد میشه 🔞 کاپل اصلی : کوکوی 🔞 ژانر : اسمات •~• امگاورس •~• اکشن •~• امپرگ وضعیت : پایان یافته 🌱
My you  by Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    Reads 552,512
  • WpVote
    Votes 69,228
  • WpPart
    Parts 67
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 896,062
  • WpVote
    Votes 117,170
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... روند اپ: دو روز درمیون به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰
VENATOR|VKOOK by Avaasavelia98
Avaasavelia98
  • WpView
    Reads 33,256
  • WpVote
    Votes 1,920
  • WpPart
    Parts 37
𒆜• 𝑽𝑬𝑵𝑨𝑻𝑶𝑹 ➴ دام افـکـن •𒆜 🃁 کاپل↫ ویکوک 🃜 ژانر↫ جنایی، معمایی، دلهره آور، عاشقانه، اسمات 🃖 روزهای آپ ↫پنجشنبه ها ( ساعت 21:00) 🃚 نویسنده↫ 𝑨𝒗𝒂𝒂𝒔𝒂𝒂 ╭━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╮ خلاصه: توی دنیای تاریک و بی رحمی که قانونِ جنگل حکم فرماست؛ شنیدن اسم " شکارچی اعظم" کافیه که لرز به تن انسان نماها بیوفته. صیادی که برای دست نیافتنی ترین آدم ها دام پهن می کنه و خطرناکترین انسان ها رو به بند می کشه. کیم تهیونگ، مثل یه سایه توی تاریکی ها پنهان شده و فقط وقتی بیرون میاد که بخواد شکارش روبه چنگ بگیره. اما چی میشه اگه یه شب، یه پرونده ی سرخ ، از یه شکار جدید ،سرنوشت شکارچی شب چشم رو تغییر بده؟ شکاری که جنس قهوه ای چشم هاش، شبیه به شکارهای قبل نیست... شکار سپیدپوشی که قراره به جنگ صیاد سایه زاد بره ... ╰━━━━━━━━∙⋆⋅⋆∙━━━━━━━━╯ ╔════════════════════╗ برشی از داستان: _ دیدن یه شکارچیِ مجنون منظره ایه که به هیچ وجه از دستش نمیدم! _ به جنون کشیدن یه شکارچی عاقبت خوبی نداره پزشک جئون! _ "از حقیقت نمیشه فرار کرد شکارچی، لب هات "بوسه خواهه! _ "و لب های تو "بوسه فریب! ╚════════════════════╝
My Sin[مای سین] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 1,434,285
  • WpVote
    Votes 127,410
  • WpPart
    Parts 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎