←[کامل شده]→
°چندشاتی: خواهران ِ دوستپسر°
•خلاصه:
لی، فلیکس، یونگبوک.
فرزند لی جانگیو، دانشجوی رشتهی حقوق دانشگاه ملی سئول.
پسری که از زیبایی چیزی کم نداره(البته این نظر خودشه!) و همینطور باهوشترین دانشجوی حقوق دانشکده(این هم نظر خودشه!) از بچگی عادت داشت تمام سعیاش رو بکنه که توی همه چیز بهترین باشه؛ و میشه گفت همیشه هم موفق بوده!
مثال بارزش وقتی بود که نرسیده به دانشگاه، توی ترم اول تونست دل بهترین پسر دانشکده فیزیک رو ببره و اینکار رو درحالی کرد که هوانگ هیونجین اصلا نمیدونست گیه!
حالا بعد از یک سال و نیم رابطه، فلیکس قرار بود با خانوادهی هیونجین آشنا بشه و این برای پسر وحشتناک بود.
وحــشتنــــاک!
چون خانوادهی هوانگ خانوادهی بزرگی بودن.
هیونجین تک پسر آقای هوانگ بود و از همه بدتر...
هیونجین چهارتا خواهر داشت!!
و این برای فلیکسی که پرونده آیندهاش رو با اون پسر بسته بود و چکش رو هم کوبونده بود و به خاطر اخلاق کمال گراش، میخواست توی دید همه عالی جلوه کنه خودِ خودِ بدبختی بود.
خودِ خودش...
حالا ببینم... کسی میدونه لی فلیکسِ خوشگل و باهوش قراره چطوری چند روز رو با هوانگها سر کنه؟
خواهرهای هیونجین... فلیکس رو میپذیرن؟
∆ژانر: فلاف، کمدی، رومنس
∆کاپل: هیونلیکس
∆به قلم: اقیانو
به دنیای وانشاتهای اسکیز خوش اومدید!
این مجموعه شامل داستانهای کوتاه و مستقل با کاپلهای مختلف، ژانرهای متنوع و روایتهای متفاوت از دنیای استری کیدز است. هر قسمت تجربهای تازه برای خواننده خواهد بود پس امیدواریم نهایت لذت رو ببرید.
🔴: حاوی اسمات، ⚪️: بدون اسمات
در ابتدای هر وانشات، اطلاعات و کاور قرار داره؛ میتونید چک کنید و درصورت تمایل نگاه گرمتون رو مهمون اینکوفیک کنید.✨❤️🔥
°جیسونگ امگای مهربون و شیطونی هست که همراه با پدر و مادرش زندگی خوبی داره اما تا اینکه یه روز پدرش بهش میگه باید با پسر شریکش یعنی پسر خوانواده لی ازدواج کنه،و جیسونگ بعد از کلی دردسر و راضی کردنش توسط مامانش، قبول میکنه که پسر خوانواده لی رو ببینه، اما چی میشه اگه پسر خوانواده لی همون لی مینهو باشه کسی که تو دوران دبیرستان، جیسونگ رو کلی اذیت کرده و بهش قلدری کرده باشه، آیا جیسونگ با راضی به ازدواج میشه؟ یا اصلا قراره با مینهو کنار بیاد؟
couples:
minsung☆
hyunlix ☆
chanmin☆
secret ☆
ژانر: ازدواج اجباری، طنز، اسمات، هپی اند.
روزهای اپ:نامعلوم°
سونگمین امگای خاندان کیم که در اتش سوزی سوخته و چان برای نجات جفت اش اون رو به سرزمین انسان ها برد و سال های سال از او محافظت کرد و حالا وقتی به سنی رسید که جفت اش رو کنار خودش نگه داره و به عنوان لونا در سرزمین خودش نگه داره
کاپل: چانمین، مینسونگ، هیونلیکس، چانگجین(چانگبین و ای ان)
✼~ A Shoulder To Cry On ~پایان یافته~
🏹 خلاصه داستان :
هان جیسونگ در رشته تیراندازی مهارت داره و تمام وقتش رو صرف تمرین کردن میکنه و همین باعث شده کمی آروم و بدون رفیق باشه.
حالا از اونجایی که خیلی خیلی خوش شانسِ، وقتی میره بهداری درگیر ماجرای لاس زدن دوتا پسر میشه و همه فکر میکنن اون مقصره.
و ماجرا از اینجا شروع میشه و البته بگم که ما درگیر عاشق شدن دوتا کاپل دیگه یعنی هیونلیکس و چانمین هم هستیم.
پس خوشحال میشم داستانم رو بخونی و ازم حمایت کنی.
ژانر : درام | عاشقانه | روانشناختی | اسمات
کاپل اصلی: Minsung
" برگرفته از سریالی به همین نام اما با تفاوت های فراوان"
چنل تلگرام: MyStory_RD