Hannah's Reading List
44 stories
Godfather(minbin/chanmin) by Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Reads 735
  • WpVote
    Votes 207
  • WpPart
    Parts 4
مینهو سعی می‌کنه با غم از دست دادن همسرش کنار بیاد، اما وصیت‌نامه‌ی امگا ظاهر می‌شه و مشخص می‌شه که مجبوره از این به بعد، سئو چانگبین رو به عنوان پدرخونده‌ی بچه‌ی شش ماهه‌اش قبول کنه °°° سونگمین خیلی وقته دست از دوست داشتن چان برداشته، اما آلفا تصمیم میگیره اشتباهات گذشته‌اش رو جبران کنه اینبار اون کسی باشه که دنبال سونگمین راه میفته تا کاری کنه دوستش داشته باشه name:godfather couple:minbin/chanmin genre: fluff, angst, enemies to lovers, omegaverse, romance, slow burn
Oath of Silence  by insomnia28fic
insomnia28fic
  • WpView
    Reads 960
  • WpVote
    Votes 132
  • WpPart
    Parts 15
Genre : Omegaverse , historical, romance, mpreg, military, fantasy Couple: chanmin , han lee(minsung , hon top ) 2min , secret داستان من بین سال‌های ۱۹۴۱ تا پایان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افته. اون زمان،کره‌ جنوبی تحت اشغال ژاپن بود. مردم اجازه‌ی استفاده از زبان کره‌ای نداشتن، اسم‌هاشونو ژاپنی می‌کردن، و همه چیز زیر کنترل مستقیم ارتش بود و ممکنه در فیک با اسامی ژاپنی مواجه بشید که در پارت اطلاعات گفته میشه. با شروع جنگ، دولت ژاپن، آلفاهای کره‌ای رو برای حمایت از ارتش به جبهه فرستاد. تمام آلفا ها اعم از زن و مرد مجبور به حضور در جبهه ی جنگ بودن. همه اجبارا سوگند سکوت خورده و توان مقابله نداشتن. داستان من واقعی نیست ولی از واقعیت تلخ الهام گرفته شده. سونگمین یه امگاست که نامزد مینهو بوده و در چاپخانه ای کار میکنه ،با شروع جنگ و اوج گرفتن درگیری ها، دولت ژاپن آلفاهای کره ای رو به جنگ میفرسته و مینهو هم از این قاعده مستثنی نیست. پس سونگمین رو بدست چان میسپره و به جنگ با دشمن میره. آخرین دیدار این زوج در کنار قطار اتفاق میوفته و دیگه هم و نمیبینن
𝑹𝒆𝒅 𝒄𝒂𝒎𝒆𝒍𝒍𝒊𝒂 by Roby1018
Roby1018
  • WpView
    Reads 189
  • WpVote
    Votes 29
  • WpPart
    Parts 7
پس از مرگ ملکه، امپراتوری دچار بحران می‌شود. ولیعهد با کمک فرمانده جوان ارتش حکومت را حفظ می‌کند، در حالی‌که عشق میان شاهزاده و رقیبش، رازها و خیانت‌هایی را آشکار می‌سازد. محافظی مرموز و داروسازی منزوی متهم به نقش داشتن در مرگ ملکه‌اند، اما حقیقت هنوز پنهان است...
Enemy named love🥀 by moon_staa08
moon_staa08
  • WpView
    Reads 308
  • WpVote
    Votes 67
  • WpPart
    Parts 10
- چی میشد اگه...اگه مثل بقیه بودیم؟ + سرنوشت ما این بود سونگمین... - سرنوشتی که تو رو ازم میگیره رو نمی‌خوام چان، اگه اینطور باشه زنده نباشم بهتره + نگو اینو قاصدکم، ما سرنوشت خودمون رو مینویسیم و من تمام تلاشم رو میکنم که عشقمون رو ابدی کنم... ژانر:درام، عاشقانه، جنایی، اصمات کاپل ها: چانمین، هیونلیکس، مینسونگ، جونگبین خب خب این از رمان جدید بنده، لطفاً کلی بهش عشق بدید و حمایت کنید 🥺💗
prisoner?! by Koala1_bear
Koala1_bear
  • WpView
    Reads 7,816
  • WpVote
    Votes 660
  • WpPart
    Parts 28
᭝ ᰍ𝐏𝐫𝐢𝐬𝐨𝐧𝐞𝐫 ᰍ᭝ Couple : Minsung - Hyunlix - Chanmin ᰍ᭝Genre : Mafia - romence - fun Up: unknown ''گاهی آدما فقط برای تماشا از دور خوب هستن... فقط برای اینکه از دور دوستشون داشته باشی!''
𝓣𝐰𝐢𝐬𝐭𝐞𝐝 𝓜𝐢𝐧𝐝𝐬 || 𝓒𝐡𝐚𝐧𝐦𝐢𝐧  by qqskzp1h
qqskzp1h
  • WpView
    Reads 89,339
  • WpVote
    Votes 1,945
  • WpPart
    Parts 29
Chan never thought that he would ever encounter a boy like him.
Chanmin by Minsung_hannnnnny
Minsung_hannnnnny
  • WpView
    Reads 49,372
  • WpVote
    Votes 1,389
  • WpPart
    Parts 19
Chris didn't believe in crushes. At least, not until Seungmin. It started simple, Seungmin walking into class with his usual blank expression, earphones in, hoodie too big for his frame. He always sat alone. Said little. But when he smiled, it was like it cracked open something in Chris's chest. At first, it was curiosity...Then, fascination...And then, need. It wasn't just that Seungmin was cute. It was the way he looked away when someone made eye contact too long. The way his fingers tapped nervously at his desk when he was thinking. The way he didn't try to stand out, but somehow ended up being all Chris could see. Chris didn't just want to talk to him,he had to. Didn't just want to get to know him, he wanted to know everything. Every favorite song. Every reason he didn't trust people. Every version of his laugh. Because once Chris got a crush, it wasn't just butterflies or daydreams. It was tunnel vision. And Seungmin had just become the center of his world.
sweetomega / hyunlix  by ki545255984kvkchxg
ki545255984kvkchxg
  • WpView
    Reads 16,322
  • WpVote
    Votes 1,236
  • WpPart
    Parts 17
خلاصه: لی فلیکس پسر پولدار ترین زنه استرالیا بخاطر بعضی چیز ها بورسیه میگیره و به کره میره و داخل مدرسه از دانش اموز خودشیفته ای که توی کاراش دخالت داره بدش میاد و چی میشه اگه همین پسر خودشیفته الفاش باشه؟ -کاپل ها: هیونلیکس، مینسونگ، چانمین، یونبین، ژانر: مدرسه ای ، امگاورس ، اسمات
هیزل؛ بایلر | ترجمه شده by baremmm
baremmm
  • WpView
    Reads 6,110
  • WpVote
    Votes 695
  • WpPart
    Parts 17
☆.。.:*چی میشد اگه دختر خوشگلی که توی مهمونی باهاش ملاقات کردی، اصلا دختر نباشه؟*:.。.☆ Author: @itsjustbyler
پروسوپاگنوزیا | بایلر (فعلا آپدیت نمیشه) by baremmm
baremmm
  • WpView
    Reads 669
  • WpVote
    Votes 65
  • WpPart
    Parts 6
______𝑷𝒓𝒐𝒔𝒐𝒑𝒂𝒈𝒏𝒐𝒔𝒊𝒂______ "نمی‌دونم چرا، ولی وقتی بهت نگاه می‌کنم، همه چیز واضح می‌شه... حتی اگه همه‌ی دنیا تار باشه، تو واقعی به نظر میای." پسری که به خاطر بیماریش نمیتونه کسی رو درست ببینه و چهره‌ها رو فراموش می‌کنه، وقتی ویل رو می‌بینه، انگار برای اولین بار همه چیز واضح شده. نمی‌دونه چرا، اما نمی‌تونه چشم ازش برداره، همه‌ی دنیا تاریک و مبهمه، ولی اون یه پسرک با چشمای فندوقی و لبخند خجالتی مثل یه چراغ روشن وسطشون می‌درخشه. - زمانی که ریچی کاملا غرق خوش گذرونی و دختر بازیه، دانش‌آموز انتقالی جدید وارد کلاس می‌شه و یه جورایی همه چیزو بهم می‌ریزه. نمی‌دونه چرا، ولی از همون لحظه اول کنجکاوش می‌کنه و اگه یه کم فرصت پیدا کنه، حتماً می‌خواد باهاش کل‌کل کنه، یه چیزایی بگه، بخنده و حواسش رو پرت کنه. این بچه عجیب غریبه، غرورش هم خیلی بزرگه و ریچی یه جورایی ازش خوشش میاد، هرچند خودش هیچ وقت نمی‌گه چرا و فقط میره جلو و تلاش می‌کنه نزدیکش بشه.