خوانده
11 stories
✻Ethereal✻  by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 95,970
  • WpVote
    Votes 12,012
  • WpPart
    Parts 19
࿐[کامل‌‌شده] کیم تهیونگ، معلم هنر و ادبیاتی که از قضا دبیرِ محبوب دانش‌آموزش، جئون جونگ‌کوک بود. امگای بزرگ‌تر، مرد پخته و روزگاردیده‌ای هستش که بعداز یک سال، گذر زمان اون رو مجدداً با دانش‌آموزِ کوشا و موردعلاقه‌اش آشنا می‌کنه. 𝀤𝀤𝀤 «هنوز هم فکر می‌کنی که می‌تونی دوستم داشته باشی؟ با اینکه من قبلاً عاشق مرد دیگه‌ای بودم؟» «قبلاً بودی، الان نیستی. من هم الان عمیقاً دوستت دارم و قبلاً فقط بهت علاقه داشتم.» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Ethereal༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
POLYMERIC by NARSIUS97
NARSIUS97
  • WpView
    Reads 549,511
  • WpVote
    Votes 63,318
  • WpPart
    Parts 40
تهیونگ گرگینه ی چند رگه ایه که تمام زندگیش رو به امید پیدا کردن جفتش گذرونده. چی میشه اگه جفتش اونو نخواد... ژانر: امگاورس، هیجان انگیز، رمنس، اسمات
Moonbound Hearts |YVKM| by 13butterfly7
13butterfly7
  • WpView
    Reads 27,101
  • WpVote
    Votes 2,759
  • WpPart
    Parts 9
کاپل:فورسام "یونگی+جیمین+جونگکوک+تهیونگ" ژانر: امگاورس/ تاریخی/ امپرگ/ اسمات
𝐀𝐜𝐡𝐢𝐥𝐥𝐞𝐬' 𝐇𝐞𝐞𝐥 پاشنه آشیل 🚬 Kookv by bluebutterfly_story
bluebutterfly_story
  • WpView
    Reads 9,613
  • WpVote
    Votes 492
  • WpPart
    Parts 16
🚫 قبل از شروع این فیک، فیک تجاوز رو مطالعه نمایید🚫 _ من حرف معلم ها و استادهایی که ازم خیلی بزرگترن رو گوش نمی‌کنم و نمی‌فهمم چی درس میدن اونوقت تو می‌خوای بهم فیزیک یاد بدی؟ تو الف بچه؟ اصلا تو چند سالت هست؟ _ من؟ ۱۷ سالمه، اگه نمی‌خوای من مشکلی ندارم ولی همه بچه هایی که من بهشون یاد دادم، فیزیک رو با نمره بالا قبول شدن حالا دیگه خوددانی. میخوای بیا بشین یادت بدم نمیخوای پاشو برو ولی بگما من سخت گیرم. __________________________________________ پاشنه آشیل 🚬 💛𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷, 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✒𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 : @𝘣𝘭𝘶𝘦𝘣𝘶𝘵𝘵𝘦𝘳𝘧𝘭𝘺_𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 🦋 🗝𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 • +18 • 𝘤𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭 • 𝘗𝘢𝘳𝘢𝘭𝘭𝘦𝘭 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦𝘴
Belated Bond (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 140,945
  • WpVote
    Votes 22,648
  • WpPart
    Parts 37
←⁩ پیوند دیرهنگام تمام‌شده. ✔️ توی دوره و زمونه‌ای که دیگه هیچ‌کس جفت حقیقیش رو پیدا نمی‌کنه و آدم‌ها با هر کسی که دلشون می‌خواد ازدواج می‌کنن، تهیونگ جفت حقیقیش که پونزده سال ازش بزرگ‌تره رو توی یه مهمونی رسمی ملاقات می‌کنه! اون فکر می‌کنه رابطه‌اش با میتش قراره شیرین‌ترین رابطه‌ی دنیا باشه؛ ولی اوضاع اون‌طور که انتظارش رو داشت پیش نمی‌ره... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، اس.مات، درام، امگاورس، امپرگ
Fate  by pari1998sa
pari1998sa
  • WpView
    Reads 23,308
  • WpVote
    Votes 3,096
  • WpPart
    Parts 30
امپراتور جونگکوک، قدرتمندترین و تنها آلفا خون اصیل در سرزمین بزرگ و پهناور جیریسان، درحالی که همسران آلفا و امگا زیادی داشت، اما جز همسر اول او که زمان زایمان همراه با فرزندشان فوت کرده بودند؛ هیچ یک از همسران او قادر به باروری و به دنیا آوردن جانشینی برای امپراتوری نبودند. تا اینکه پیشگوی اعظم قصر که قدرت پیش بینی آینده را دارا بود، تمام همسران پادشاه را به مراسمی که در آن برای پیشگویی و به دنیا آمدن جانشین ترتیب داده بود دعوت می‌کند. پادشاه جونگکوک که از این مراسم مطلع می‌شود به آنجا رفته تا در مراسمی که برای او و سرزمینش ترتیب داده شده بود شرکت کند. در آن زمان با ورود پادشاه پیشگویی‌ای توسط پیشگوی اعظم رخ می‌دهد:( امگایی از قبیله جین که درحال حاضر در معبد الهه ماه زندگی می‌کند، تنها امگایی است که توانایی به دنیا آوردن جانشین فرمانروایی را دارد. همان امگایی که از زمان تولد نشانه الهه ماه را در بین دو کتف خود دارد.) با بازگو شدن این پیشگویی همهمه‌ای بین همسران پادشاه به وجود می‌آید. ( اما این قبیله سال‌ها پیش توسط فرمانروای پیشین نابود و تمام افراد قبیله قتل عام شده بودند؛ چطور امکان داشت امگایی از آن قبیله زنده بوده باشد؟) اما آیا امگای جوان ما حاضر به ازدواج با فردی که سال‌ها آرزوی نا
Enigmas Reino Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 50,698
  • WpVote
    Votes 6,019
  • WpPart
    Parts 6
تهیونگ به مدت هفده‌سال، پرستار وارث نیکولاس کورتز و رهبر آینده‌ی انیگماها بود؛ شهری که هیچ امگا یا بتایی حق نداشت داخلش زندگی کنه. بعداز هفده‌سال تصمیم می‌گیره اونجا رو ترک کنه و به زندگی خودش برسه؛ اما خبر نداره که جئون جونگ‌کوک کله‌شق‌تر از این حرف‌هاست و بهش چنین اجازه‌ای نمی‌ده! به زندگی خودشون برسن؟ برای جئون، زندگیش توی بودن اون امگا خلاصه می‌شد. ‌ ژانر: امگاورس، فلاف، رومنس، اسمات. کاپل: کوکوی.
Strawberry farm||Kookv by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 261,518
  • WpVote
    Votes 27,568
  • WpPart
    Parts 38
Strawberry farm🍓 مزرعه توت فرنگی اگه خودت قبول کنی با شخصی که علاقه ای بهش نداری ازدواج کنی...اجباری محصوب میشه؟ تهیونگ پسر کشاورزی که توی مزرعه توت فرنگی کار میکنه و یک روز صبح یه مرد عجیب و غریب میاد و تمامی زمین های توی روستاشون و میخره! رئیس شرکت J جئون جونگکوک توی مزرعه اش چیکار میکرد؟ چی میشه اگه متوجه بشه اون مرد جفتشه؟ ••• _اگه با من جفت بشی مادر و پدرت و پیش بهترین متخصص ها میبرم و یه خونه خوب براشون توی سئول پیدا میکنم!تازه میتونم بازنشسته اشون هم بکنم جوری که پول بیشتری بهشون داده بشه!تمام پول زمین هم بهشون میدم... +اما ما هم دیگه و نمیشناسیم... _بهش به چشم یک قرارداد نگاه کن! +سودش برای تو چیه؟ _من نمیخوام به اجبار با کسی جفت بشم...حالا که جفت خودم و پیدا کردم خانواده ام اینو درک میکنن!کافیه جلوشون تظاهر کنیم که باهم خوب و خوشحالیم همین! _قبوله؟ ••• Couple:Kookv Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:~ By: S_TAEHKOOK
پاستیل کوچولو/little gummy candy by user08146083
user08146083
  • WpView
    Reads 18,801
  • WpVote
    Votes 1,872
  • WpPart
    Parts 16
little gummy candy/ پاستیل کوچولو مدرسه ای/امگاورس/اسمات/ازدواج اجباری/امپرگ/انگست پارک جیمین، امگایی که در سایه تحقیر و بی‌توجهی خانواده‌اش فرو رفته، هر روز با جئون جونگکوک، آلفای مغرور و سرسخت مدرسه، در جدالی دائمی و کل‌کل‌های بی‌پایان قرار دارد. وقتی سرنوشت آن‌ها را به اجبار در پیوندی ناخواسته کنار هم می‌نشاند، دیوارهای تنش و دعوا به لرزه درمی‌آید. کل‌کل‌های روزمره‌شان پرده‌ای است بر احساسی پنهان؛ احساسی که کوک زودتر از جیمین در آن فرو می‌رود، اما هیچ‌گاه جرات اعترافش را ندارد. آیا این ازدواج اجباری می‌تواند راهی به دل‌های زخمی باز کند یا سرآغاز فروپاشی هر دویشان خواهد بود؟ تگ:امپرگ کاپل:کوکمین،نامجین،... آپ:هروقت تونستمم ووت و کامنت یادتون نره💋
Seven Beats by Ghazal259
Ghazal259
  • WpView
    Reads 75,957
  • WpVote
    Votes 5,676
  • WpPart
    Parts 37
عاشق شدن می‌تواند مرگبار باشد ... در دنیایی که آلفاها فرمانروایی می‌کنند، پک قدرتمند «کیم» تصمیم می‌گیرد امگاهایی وارد زندگی خود کند که آرامش گمشده‌شان باشند. پارک جیمین و کیم تهیونگ، امگاهایی با قلب‌های پرشور، وارد دنیایی می‌شوند که آلفاها فرمانروایی می‌کنند و هیچ‌کس در برابرشان نمی‌ایستد. وقتی گذشته و دشمنان به یک‌باره بازمی‌گردند، یک سوال همه‌چیز را تعیین می‌کند: عشق... یا فرار؟ اگر آلفاهای این پک عادت به باخت نداشته باشند... بعد از شنیدن یک "نه"، تا کجا پیش می‌روند؟ کاپل: سون سام ژانر: امگاورس/روزمره/اسمات این فیکشن سون سام هست و صحنه های زیادی داره پس اگه دوستش ندارید یا سنتون کمه پیشنهاد میکنم نخونید 🔞