درحال آپ
12 stories
the foggy moon by yegan84eh
yegan84eh
  • WpView
    Reads 1,161
  • WpVote
    Votes 132
  • WpPart
    Parts 22
kookv , secret , Omegaverse , romantic , happy end , 3 season دنیا اون چیزی نیست که ما میبینیم ما چیزی رو میبینیم که باور داریم ، دوست ارومی که کنارت نشسته ، میتونه هر چیزی باشه غیر از آروم ... پسری که بهت کمک میکنه اگه بفهمی تو وجودش چه موجودیه شاید کابوس شب هات بشه و عشق .... عشق همیشه پر از گل و پروانه نیست گاهی به داغی آتش و به قدرت یه ... یه چی !؟ هرچیزی ممکنه وقتی کنار گرگینه ها و خوناشام ها باشی... عاشقانه ، راز آلود ، ماورایی
Love with guns by JS2011x
JS2011x
  • WpView
    Reads 120
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 11
بعد از حموم رفتن و انجام روتینش دفتر خاطراتشو باز کرد : [امشب هم مثل شب های دیگه... تقریبا دو ساله که دارم دنبال اون رئیس مافیا میگردم و تا سعی میکنم ببینمش بادیگاردا رو سرم آوار میشن... احتمالا یه پیرمرد خرفته که بدون بادیگارد جایی نمیره ... ولی من همیشه کمین کردم ... تا بلاخره یه روز یه نقطه ضعف میدا کنم و وار بشم...]‌ بریم که یه داستان خفن رو داشته باشیممم....
VELIN | وِلین by kiCi03700
kiCi03700
  • WpView
    Reads 270
  • WpVote
    Votes 39
  • WpPart
    Parts 4
~ وِلین ؛ سرنوشت های در هم تنیده ~ [ سرنوشت دو پسر با پیوندی ممنوعه به هم گره خورده. آیا این عشق رو میپذیرن یا در مقابل هم قرار میگیرن؟! ] " یادته وقتی کوچیکتر بودیم ستاره هارو نشون میدادی و اسماشون رو کنار گوشم نجوا میکردی؟! الان خودت ستاره کوچولوی منی تهیونگ. " couple : vkook/kookv "verse" Genre : romance/omegaverse/smut/crime/action/mafia up time : Fridays Written by ADRI
𝐻𝒶𝓁𝒻 𝑜𝒻 𝓂𝑒  نیمی از من  by kimxx-army
kimxx-army
  • WpView
    Reads 784
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 11
جونگکوک امگای بود که با همه سختی ها باز هم میخواست بار دوش خواهراش نباشه و سخت درس میخوند .... روزی برای کارآموزی با رفیقش به شرکت کیم منتقل میشه توی اونجا بعدا از کلی اتفاقات عاشق رییسش میشه که.... کاپل اصلی :تهکوک کاپل فرعی : جینلیسا, یونمین، نامجین.. ژانر : رومنس، یه کوچولواسمات ، امگاورس
DONNE | VKOOK by fier_yash
fier_yash
  • WpView
    Reads 1,496
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 14
جونگ‌کوک، آلفای قانون‌مندی درگیر پرونده‌ی قتل‌ زنجیره‌ای می‌شه که هیچ ردپایی باقی نمی‌ذاره. قاتل؟ یک آلفای خالص... قدرتمند، بی‌احساس، غیرقابل پیش‌بینی. ولان . اما درست زمانی به سرصحنه قتل میرسه فقط یچیز رو حس میکنه . جفتش... اون قاتله‌ست؟ •بخشی از فیک : «گفته بودن جفت، نجات می‌ده... ولی هیچ‌کس نگفت وقتی جفتت یه قاتله، چی باید بگی!» Donne Capel: Vkook, Hopemin Genre: Omegaverse,Mystery,Psychological,Drama,Dark،Romance,Detective (امگاورس | رازآلود | روان شناختی | درام | عاشقانه تیره | پلیسی) Upload Time: چهارشنبه Author Nicholas
در انتهای شب by Savra_Gardner
Savra_Gardner
  • WpView
    Reads 465
  • WpVote
    Votes 113
  • WpPart
    Parts 12
همیشه مطمئن بود چشم ها اشتباه نمیکنند، تا این که دعوت شد به یک صحنه نمایش خون آلود که با هر دیالوگ و ریکت از سمت و سوی بازیگران یک قسمت از خودش رو از دست میداد؛ و چه بد که جسم مسخ شده‌اش شاهد ویرانی هرچیزی که داشت شده بود تهیونگ همیشه فکر میکرد چشم ها اشتباه نمیکنن، البته تا قبل از اون شب، شبی که پرده از راز ها و حقیقت واژگون جزیره نفرین شده برداشته شد و ماهیت همه اون اشخاص زیر نور کورکننده‌ حقیقت عریان شد. ... -فقط بگو اون حرف های عاشقانه دروغ نبودن +یه نگاه بهم بنداز جونگکوکا، ببین چه آدمی ازم ساختی دروغ بگم؟ مگه قلب آدم دروغ گفتن بلده؟ من با قلبم اومدم جلو و تو؛ زیر پاهات لهش کردی. ... سلاخی کردن همیشه براش آسون ترین بخش بود زمانی که پوست شکار رو با ضرافت از گوشت جدا می‌کرد و اعضای بدنش رو بیرون میاورد بعد قسمت های قابل خوردن رو تمیز میکرد و بهشون نمک میزد تا خراب نشن. ... -تو مهمونی هایی که می‌گرفت غذاهای باکیفت و با دستور پخت عجیب سرو میکرد، مردم بی‌خبر هم از دست پختش تعریف میکردن حتی یک قرارداد هم با یه رستوران چینی بسته بود تا براشون به صورت ماهانه گوشت آهو ببره +و بعدش؟.. -اونا گوشت آهو نبودن تهیونگ ژانر: انگست، جنایی، روانشناسی کاپل ها: سکرت روز آپ:شنبه، دوشنبه
My diary [ دفتر خاطرات من ] by koook_d
koook_d
  • WpView
    Reads 1,590
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 12
✧・゚: *✧・゚:* 𝑻𝒐 𝑳𝒐𝒗𝒆... 𝒐𝒓 𝑻𝒐 𝑺𝒊𝒏? *:・゚✧*: وضعیت : درحال آپ لندن... دهه‌یِ نود میلادی. خیابونای بارونی و موسیقی هایِ گوشنوازِ کلاسیک. کالج ها و بوی خاکِ نم خورده پوستِر های تئاتر شهری روی در و دیوارِ کافه ناتینگهام. لندن، شهری که شاید به خاطر مه غلیظش و ابر های تیره‌ی بارونیش جایِ عاشقی کردن نباشه... ولی حالا پسری رو به روی اون درخت رنگی رنگی متضادِ رنگِ دلش، جلوی پنجره‌ش نشسته و به عشق فکر می‌کنه... به عشقش پسرِ کی همه دلدادشن... هیونجین هوانگی که نمیدونه چطوری باید ازش دِل بِکَنه وقتی نامزدِ خواهرشه. .......
Bloody love  by Medusa0000
Medusa0000
  • WpView
    Reads 2,035
  • WpVote
    Votes 369
  • WpPart
    Parts 17
در پس پرده تاریک دنیای مافیا، تنش میان دو برادر، تهیونگ و جونگکوک، نفس‌گیر است. تهیونگ از برادرش بیزار است، اما این نفرت، تله‌ای است برای پنهان کردن یک حقیقت بزرگ و عشقی ممنوعه که قلب هر دو را به بند کشیده است. در میان توطئه‌های پیچیده و معمای هویت واقعی‌شان، این دو باید انتخاب کنند: تسلیم قدرت نفرت شوند یا برای عشقی که فراتر از هر قانونی است، بجنگند. ** 'عشقِ خونین' ژانر:مافیایی،معمایی،انگست،درام کاپل:ویکوک،یونمین،نامجین،هوجین
silent love by Medusa0000
Medusa0000
  • WpView
    Reads 6,473
  • WpVote
    Votes 786
  • WpPart
    Parts 25
گاهی، تقدیر با نام "قرارداد" و "اجبار" وارد زندگی می‌شود. این همان بلایی است که بر سر «جئون جونگکوک» می‌آید؛ ازدواجی از پیش تعیین شده با «کیم تهیونگ»، وارث قدرتمند کیم‌ها. ازدواجی پوشالی که قرار بود تنها در صفحات نشریات و با نمایشی از سفر به آمریکا باقی بماند، بدون اینکه این دو حتی یکدیگر را ببینند. تهیونگ به آمریکا می‌رود و جونگکوک در زادگاهش می‌ماند، هر یک در دنیای خود غرق در یک راز مشترک.اما کسی چه می دانست؟شاید با برگشت کیم تهیونگ همه چیز عوض می شد! "Complete" Name: silent love Couple: vkook,yoonmin Genre: Romance,Angest,Dram,Smut
[•TIME°] by Az2341674
Az2341674
  • WpView
    Reads 242
  • WpVote
    Votes 38
  • WpPart
    Parts 6
^فیکشن زمان^ ژانر: درام | روانشناختی | عاشقانه | دارک رومنس | معمایی | کمی اسمات زوج: Kim Taehyung × Jeon Jungkook نویسنده: Shikalin خلاصه داستان: کیم تهیونگ فکر می‌کرد زندگی‌ش امن و بی‌دردسره، تا اینکه یه روز پسرش توی زمین بازی بعد از دیدن یه مرد غریبه، درست قبل از اینکه اون مرد بخواد بهش آسیب بزنه، بیهوش می‌شه. بعد از این اتفاق، کیم تهیونگ مجبور می‌شه برخلاف میلش، حداقل برای چند ماه یه بادیگارد بگیره تا از پسرش محافظت کنه. بادیگاردي که هم بتونه امنیت بچه رو تضمین کنه، هم دوست خوبی براش باشه. اما چیزی که نمی‌دونست اینه که هیچ‌کس نمی‌تونه سرنوشت رو عوض کنه. حالا مجبور شده حداقل برای پسرش، با کسی که قبلاً باهاش رابطه داشته، زیر یک سقف باشه و احساساتشو کنترل کنه. 《عوض شدی جئون..این منو میترسونه》 《چرا؟چون قوی تر شدم؟》 《نه..چون زیباتر شدی،این منو به گناه میکشونه!》 روز های آپلود:دوشنبه امیدوارم خوشتون بیاد^-^