ایشالا اگه عمری باشه می‌خونمشون
15 stories
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 383,601
  • WpVote
    Votes 27,769
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 134,670
  • WpVote
    Votes 19,516
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
Bittersweet- Kookv by StaginaBag
StaginaBag
  • WpView
    Reads 10,286
  • WpVote
    Votes 1,003
  • WpPart
    Parts 41
_ جات راحته؟ می‌خوای بگم بازت کنن؟ _ اگه جرات داری، آره! دستام رو باز کن جونگ‌کوک؛ می‌خوام ببینم اون موقع هم با همین پوزخند مسخره‌ات از بالا بهم نگاه می‌کنی؟ _ دوست داری از پایین نگاهت کنم؟ چون واسه‌ی اون باید بیای بشینی روی پام. Couples: Kookv, Meanie Genre: Drama, Supernatural, Omegaverse, Romance, Smut, Action Writer: Paeiz
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 92,873
  • WpVote
    Votes 15,542
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
Deadly Ballet | باله‌مرگ | Vkook by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 113,187
  • WpVote
    Votes 9,462
  • WpPart
    Parts 34
༺ Deadly Ballet (کامل شده) بـالـریـن کـو؛ هنـرآمـوزی کـه با طـراحی اجرایـی از جنـس عشـق و گنـاه، قـراره بـرای اجـرای اکتبـر، بـه روی صحـنه بـره. اجـرایـی کـه مسیـر بـازگشـت افسـانه‌ی بـالـه، "کـیـم تـهـیونـگ" رو پـس از سـال‌هـای طـولانی، همـوار مـی‌کنه . . "تصمیم گیرنده‌ی بدنِ یک بالرین، توی جمجمه‌ش نیست جونگکوک، فرمان از ماهیچه‌ های بدنه! و می‌دونی مهمترین ماهیچه‌ی بدن چیه؟ قـلـب! " . "-جیمین. -بله؟ -ازم بپرس جونگکوک کجاست. -چی؟! -مگه به گوشی جونگکوک زنگ نزدی؟ پس ازم بپرس جونگکوک کجاست! -خب... جونگکوک کجاست؟ -توی بغلم خوابیده." . ┊Genres: Romance, Drama, Smut, Angst ┊Couples: Vkook, Hopemin ┊Writer: Hana (@VKballet) ┊«این فیکشن ژانر فلاف و فضای ملایم و یکنواختی نداره» ‌ 🥇 Romance .
𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝 𝙆𝙞𝙨𝙨 | 𝘺𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 by its_lilth
its_lilth
  • WpView
    Reads 14,492
  • WpVote
    Votes 962
  • WpPart
    Parts 16
یه مرد توی دههٔ سوم زندگیشه و معلوم نیست روسه یا عرب یا حتی اهل کرهٔ جنوبی! و سرنوشت پسر ۱۹ سالهٔ بیچاره‌ای که سرپرستی خواهرزاده‌ش به عهدهٔ اونه، به این مرد عجیب گره خورده. خب، خیلیم چیز عجیبی نیست... ولی چی میشه اگه این مرد یه قاتل زنجیره‌ای باشه؟! . "سرش رو به زانوهاش تکیه داد و با غم به چشم‌های جذاب مرد نگاه کرد: «یه شبه زندگیم بفاک رفت...» _ پیش میاد... زندگی همه به نحوی به فاک میره، آدم بزرگ ها از یه جایی به بعد اصلاً خوشحال نیستن. زندگیِ تو بفاک رفته، من خودم زندگیمو بفاک دادم... به هر حال باهاش کنار بیا." . اسم: Death Kiss نویسنده: lilith کاپل: یونمین/تهکوک/متفرقه ژانر: رومنس/انگست/اسمات/دارک/اکشن/جنایی محدودیت سنی: +۱۸
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 127,609
  • WpVote
    Votes 9,958
  • WpPart
    Parts 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
Destined with you| kookV by saranex
saranex
  • WpView
    Reads 15,145
  • WpVote
    Votes 2,039
  • WpPart
    Parts 27
خلاصه: تهیونگ، امگایی که برای دفاع از خودش با دوست‌پسرش مجبور به پناه آوردن به روستایی میشه، گرفتار سرنوشتی تاریک می‌گرده. این‌جاست که پای کاراکال ـ جئون جونگ‌کوک یاکوزای ژاپن ـ به زندگی اون باز میشه... مردی که حضورش می‌تونه هم نجات باشه، هم نابودی... از این لحظه، بازی تقدیر آغاز میشه... Genre: omegaverse, romance, angst, smut Couple: kookv Writer: sara
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 84,888
  • WpVote
    Votes 10,295
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡