...
41 cerita
I'm a guardian for my bodyguard oleh Yoongis_sis
Yoongis_sis
  • WpView
    Bacaan 17,608
  • WpVote
    Undian 1,852
  • WpPart
    Bahagian 16
{من محافظِ بادیگاردم هستم} کاش از اول میدونستم با کمک کردن بهت دارم خودمو تو چه دردسری میندازم. انگار من با دست های خودم قلبم رو گذاشتم رو تیغه ی گلِ رز. این یه عشق تعریف نشدست، قرار نیست حتی خودمون بفهمیم که بهش دچار شدیم، چه برسه به باقی آدم ها که بخوان درک کنن یا بپذیرنش... ☆این فیکشن قراره وایب قرمزرنگ از جوونی بده☆ _____________________________ خلاصه ی قسمتی از داستان: مین یونگی پسر وزیر یه هوموفوبیک که هیچ وقت راجب گی بودنش حتی فکر هم نکرده. تا اینکه اون روز دستش روی لینک گی پورن لعنتی رفت ، و وقتی چشم باز کرد دید با فانتزی های یه پسر موصورتی خودارضایی کرده و الان به شدت عصبیه... چون این اصلا خوب نیست؛ نه واسه زندگیش ، نه واسه نامزدش ، نه واسه ابروی خانواده ش و نه برای شغل ، آینده و موقعیتش.... 🚫ورژن کوکمین تو همین اکانت🚫 ○Couple : yoonmin - Secret / little namjin ○Writer : min meli ○Genre : Drama - Romance - smut- slice of life -comedy
the Princess :::... ✔  oleh btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Bacaan 164,261
  • WpVote
    Undian 46,086
  • WpPart
    Bahagian 80
༺شاهدُخت༻ جیمین از مرد بودن شرمی نداشت... از یک مردِ متفاوت بودن هم شرمی نداشت. اما نمیتونست بشینه و ببینه که تک تک اعضای خانواده ش جلوی چشم هاش پر پر میشند! پس توی دنیای لباس های پر زرق و برق و جواهرات گرون قیمت غرق شد و خودش رو به جای یک دختر جا زد و پا به قصرِ سلطنتی گذاشت... اما هیچوقت فکر نمیکرد شاهزاده ی کشورش به هویتِ دروغینِش دل ببنده! لعنت... اون حتی یک دختر هم نبود! ~.~ ~.~.~ (⛔این فیکشن با کاپل اصلی Taekook هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔) ~.~ ~.~.~ ژانر : ( سلطنتی-کلاسیک / رمنتیک / درام / طنز /... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ یونمین فرعی ◀ تهکوک ~.~.~. ~.~. [فیکشن الهام گرفته از سریِ Selectionـه. ولی روند داستانها هیچ شباهتی ندارند. کافیه چند پارت بخوونید تا متوجه بشید^^]
The NEXUS oleh CallMeAuro_
CallMeAuro_
  • WpView
    Bacaan 869
  • WpVote
    Undian 101
  • WpPart
    Bahagian 5
نتیجه‌ی یه گروگان‌گیری اشتباه، در بدترین برهه‌ زمانی ممکن، برای رئیس باند تازه‌‌تاسیس اما موفق هانتر چی می‌تونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچ‌کس نمی‌دونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخس‌ترین امگای باهوش قرنه! - شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم می‌پرسید؟ می‌خوای کدملی ننه‌جونم هم بدم؟ - مزه نریز. - تنها چیزی که من می‌ریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. آلفا ابرویی بالا انداخت که امگا با نگاه خریدارانه‌ای به سرتاپای مرد و ثابت نگه‌داشتن چشم‌هاش روی پایین‌تنه‌اش، با تاخیر ادامه داد: - که فکر نکنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همین‌جا، بس بود. همین‌طور هم می‌شد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمی‌داد.
The Love You Save [Merthur] oleh sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Bacaan 9,788
  • WpVote
    Undian 2,624
  • WpPart
    Bahagian 16
وقتی تناسخ عشقِ از دست رفته ی مرلین رو بهش بر میگردونه... [وضعیت:کامل شده]
𝐁𝐮𝐭𝐭𝐞𝐫𝐟𝐥𝐢𝐞𝐬 𝐢𝐧 𝐦𝐲 𝐥𝐮𝐧𝐠𝐬 oleh Anne_nefelibata
Anne_nefelibata
  • WpView
    Bacaan 1,916
  • WpVote
    Undian 433
  • WpPart
    Bahagian 5
. در افسانه‌های ژاپن، از بیماری‌ای نام برده شده به نام هاناهاکی.... در ریه های عاشق مبتلا به هاناهاکی، گل ها شروع به رویش می‌کنند و هرچه عشق عاشق گسترده‌تر شود، رویش گل‌ها نیز بیشتر شده و ریه های فرد در گل مدفون میشوند. هاناهاکیِ من اما، رویش گل یا جوشش خون نبود؛ چیزی بود شبیه بال زدن پروانه ها. در ریه های من گل نمی‌رویید، پروانه بال میزد.... . . ژانر: عاشقانه، تاریخی کاپل: سئو چانگبین، لی فلیکس (چانگلیکس) [استری کیدز] *پایان یافته*
Sense of touch [Johnlock] oleh lornya
lornya
  • WpView
    Bacaan 1,132
  • WpVote
    Undian 204
  • WpPart
    Bahagian 7
جان از همون اول به اتفاقات ناگهانی و تلخ عادت داشت.. ولی نه زمانی که قرار بود توی یکی از بهترین رستوران‌های پنج ستاره، اشپزی کنه. خب معلومه که اون حتی فکرشم نمی‌کرد که قراره با یک مرد موفرفری جذاب برخورد کنه.
it supposed to be an outing!!! oleh 0Aurelianus0
0Aurelianus0
  • WpView
    Bacaan 11,711
  • WpVote
    Undian 1,686
  • WpPart
    Bahagian 12
شرلوک و جان، به پیشنهاد یا شایدم اجبار شرلوک، به یک سفر تفریحی روی دریا میرن. "که جان یکم استراحت و تفریح کنه..." مشکل اینجاست که شرلوک هیچوقت اهمیت نمیده. و مخصوصا هیچوقت خودشو گرفتار شرایط کسالت آوری مثل تفریح به سبک مردم عادی وسط دریا نمیکنه. اونم وسط دریا!! "یه جای کار میلنگه" جان با خودش فکر میکنه. یه فف جانلوک b: فقط برای سرگرمی نوشته بودم ولی دارم پابلیشش میکنم ://// پسسسس... اگ مسخره بود یا غلط املایی یا هر اشکالی داشت یا اگه برای جاییش ایده‌ی بهتری دارید یا حتی برای ادامه‌ش حتما بگید^-^ انشالله که لذت میبرید :') (اسمات نداره) (من تا حالا تو کروز نبودم و مطلب بدرد بخوری هم نتونستم درموردش پیدا کنم، اگه اشکالی پیدا کردید حتما بگید)
Red Roses & Milk oleh 0Aurelianus0
0Aurelianus0
  • WpView
    Bacaan 17,533
  • WpVote
    Undian 2,793
  • WpPart
    Bahagian 33
[Johnlock][جانلوک] تو کوچه پس‌کوچه های شهر بزرگ لندن، یه دختر ۱۶ ساله میدوه. عشق شکارشه. مخصوصا غنچه‌های عشقی که زیر برف‌های سنگین بیتفاوتی و حماقت مردم، هیچوقت فرصت شکوفا شدن نداشتند. غنچه‌ای توی طبقه‌ی دوم بیکر بی۲۲۱ ده ساله که زیر برف مونده. دست‌های دختر مو قرمز از کنار زدن برف‌های بیشمار، زمخت و سوخته شدند. هیچکس از اون تشکر نمیکنه. غنچه‌ای در پاییز شکوفا میشه. / | \ کف کردید عجب خلاصه‌ای نوشتم :/ خودم که کف کردم... آریوس برگشته با یه فف دیگه از جانلوک. بخوانید و لذت ببرید و با نظر ها و ووت هاتون منو ذوق زده کنید. تنها دلیل نوشتن و ادامه دادن و ادیت کردن این فف تا ۴ صب کامنت های شما بود... *ذوق😆 فف مثل قبلی بعد از فصل ۴، مرگ مری و بزرگ شدن رزیه. رزی ۶ سالشه و میره مدرسه پیش‌دبستانی یه همچین چیزی. و جان و شرلوک هم میرن پرونده حل میکنن مثل همیشه و توی یه خونه زندگی میکنن. :/ نصف خلاصه افتاد تهش چرا...
You Might Just as Well Be Blind [Johnlock] oleh sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Bacaan 49,493
  • WpVote
    Undian 7,995
  • WpPart
    Bahagian 20
وقتی شرلوک و جان به قاتلی بر میخورن که کاپل ها رو شکار میکنه، مجبور میشن کاری رو انجام بدن که همیشه میدن: به هر نحوی دستگیرش کنن. اما این بار یه چیزی فرق داره! [وضعیت:کامل شده]
... oleh johnlock_farsi
johnlock_farsi
  • WpView
    Bacaan 3,029
  • WpVote
    Undian 318
  • WpPart
    Bahagian 2