laptap
11 stories
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 890,677
  • WpVote
    Votes 112,568
  • WpPart
    Parts 43
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
My uncle by Moti178
Moti178
  • WpView
    Reads 2,126
  • WpVote
    Votes 197
  • WpPart
    Parts 11
من اسمم تهیونگ ۱۷ سالم مشکل تنفسی دارم ۲ سال پدرم ورشکست شده و خیلی وضعیتمون بد شده بجای بدهی پدرم خونه ماشین و تمام دارایی هامون ازمون گرفتن و ما الان تویه خونه خیلی کوچیک که یه صاحب خونه هول داره زندگی میکنیم و دوروز پیش... بهم تجاوز شد یه تجاوز وحشتناک گروهی به خانوادم چیزی نگفتم چون شرایط بدتر میشه و چی میشه که توی این همه اتفاق عمو که من هیچ وقت ندیدمش از نیویورک میخواد بیاد بهمون سر بزن و منه یه چیز هایی درباره پدرم بفهمم....
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 329,089
  • WpVote
    Votes 24,336
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
Silent Obsession by Soofiaa_a
Soofiaa_a
  • WpView
    Reads 376
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Parts 7
در مورد جونگکوک ، نویسنده ای که تصمیم میگیره توی خونه ایی که از مادربزرگش بهش به ارث رسیده زندگی کنه. خونه ای که مادرش معتقده نفرین شده است اما جونگکوک به هیچ وجه نمی ترسه تا وقتی متوجه می شه کسی داره تعقیبش می کنه. یه مرد به دنبالشه و گاهی از پنجره بهش خیره می شه ، گاهی براش یه رز سرخ روی پیشخون خونش می ذاره یا از شرابش می نوشه، و گاهی توی خواب تماشاش می کنه. بهش اجازه نمیده با مردی قرار بذاره و اگه اینکارو انجام بده؟مجازات می شه. ممکنه بخواد پاشو فراتر از این بذاره؟ _________________________ «می‌دونی چرا خونهٔ آینه‌ها رو دوست دارم؟» صداش کنار گوشم ساییده شد؛ آروم نبود-خطر خالص بود. به زور نفسم رو قورت دادم؛ «چرا؟» با آرامش نگاهشو روی من قفل کرد و گفت: «دور و برت رو نگاه کن.» مردد سرم رو چرخوندم... ده‌ها آینه. تصویرم توی تک‌تک‌شون تکثیر شده بود . پشت سرم ایستاده بود و حتی بدون لمس، مالکیتش رو حس می‌کردم. «چیزی که تو الان می‌بینی، همونیه که من هر روز می‌بینم مهم نیست چقدر سعی کنم فرار کنم یا چقدر سخت تلاش کنم ازت دور بشم... تو همه‌جا هستی. تو تمام چیزی هستی که من می‌بینم. عاشقت بودن، مثل به دام افتادن توی یه خونهٔ پر از آینه‌ست، خرگوش کوچولو... و من-با اینکه توی تو گم شدم- «هیچ‌وقت مثل الان احساس تعلق نکرده بودم.»
our little secret  (Kookv) by fire_girly
fire_girly
  • WpView
    Reads 114,868
  • WpVote
    Votes 11,863
  • WpPart
    Parts 28
استادش هر چند دقیقه یه بار با زبونش لبهاشو خیس میکرد... چقدر این عادتش برای تهیونگ شیرین و خواستنی بود..تهیونگ دوباره اون لبهای خوش حالتو صورتی رو روی لباش میخواست. با متوقف شدن ماشین تهیونگ فهمید که رویای شیرینش تموم شده و بازم باید به خونه‌ی کوچولوش برگرده. ولی نه! اون باید بهش میگفت...اون واقعا میخواستش... اون لحظه هیچی براش اهمیتی نداشت.... -استاد... -بله تهیونگ -م...میشه‌‌.. لطفاً...منو ببوسی؟ ژانر: اسمات ، رومنس ، ددی کینک کاپلها:کوکوی، کوکمین،یونمین
My Alpha Daddies | kookvkook by Violet_kim_writer
Violet_kim_writer
  • WpView
    Reads 197,190
  • WpVote
    Votes 17,636
  • WpPart
    Parts 30
|تکمیل| دستی به سر پسر ترسیده کشید و با خنده به طرف برادرش برگشت. ×جانگکوک نظرت چیه یکم بهش مهلت بدیم؟ +این حرف از توی هورنی بعیده جونگکوک! پسر حریر سفید رنگ تنش رو بیشتر چسبید و با وحشت به اون دو آلفای دوقلو خیره شد. جانگکوک همونطور که دندون های نیش تیزش رو برای تهیونگ به نمایش میذاشت نزدیکش شد و زمزمه کرد: +با یه شب خوب در کنار ددیات چطوری امگا..؟ -ل..لطفا آلفا..کاریم نداشته باش.. ×اوه! دیگه برای التماس دیره بیبی.. •°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•° ژانر: امگاورس ، اسمات ، ددی‌کینک ، بی دی اس ام ، فانتزی ، امپرگ. کاپل اصلی : کوکویکوک(جانگکوک و جونگکوک ، تهیونگ بیچاره) کاپل فرعی: نامجین ، مخفی :") 《توجه : توی این فیک القاب یا فوحش هایی که ممکنه از شخصیتی به شخصیت دیگه داده بشه اصلا منظور دار نوشته نشده و هیچ هیتی در کار نیست و لذا برای آب و لعاب دادن به داستانه. تمامی شخصیت ها برای ما قابل احترامن و این فقط یه فیک غیرواقعیه و همه اش زاده تخیل نویسنده است》
you're our boy / Vkookmin by mniaten
mniaten
  • WpView
    Reads 122,549
  • WpVote
    Votes 9,601
  • WpPart
    Parts 50
کاپل : ویکوکمین / تریسام / کوکمین / ویمین خلاصه : جئون جانگکوک پسر شَر و دردسر ساز رئیس جمهور بزرگ و قدرتمند کره‌ست . ولی خب این پدر و پسر هیچ وقت ابشون با هم تو یه جوب نرفته درمقابل پارک جیمین وکیل حرفه‌ای و همه‌چیز تمومه رئیس جمهور (پدر جانگکوک) هست که توجه کوک شدیداً بهش جلب میشه و اما کیم تهیونگ....پسر جذاب و دوست داشتنی و به ظاهر نجیب (از داخل یه شیطان واقعیه!) که پسر عموی ناتنی کوک هست و قراره توی مسیر زدن مخ جیمین با کوک همراه بشه بخشی از بوک: بفهم چی میگی تهیونگ ! اون هر کسی نیییست! اون جئون جیمینه اون کیم جیمینه پسر منه و همینطور پسرِ توئه لعنتی! اون...هرکسی....نیییست! کاپل دوم یونگی و جونگ گیو(برادر کیم تهیونگه) (ددی/لیتل بوی هست رابطشون) کاپل سوم هم نامجینه(رابطشونs/m هست...یعنی سادیسم و مازوخیسم) توجه کنید : داستان پر از اسمات و چپترای هات و خیس هست اگه دوست ندارید میتونید کنارش بگذارید ❤
FUCK YOU  by ttttakila
ttttakila
  • WpView
    Reads 317,097
  • WpVote
    Votes 40,447
  • WpPart
    Parts 52
_ فکر کنم یه اشتباهی شده آخه یعنی چی"تبریک میگم شما حامله ای"؟ +شما آروم باشین یه لحظه _تازه اونم از کی؟؟ این احمق؟؟ +تست تعیین هویت ثابت کردن که بچه تو شکم شما از اقای جئون هستش _مطمئنم یه اشتباهی شده عقل آدم سالمم میفهمه همچین چیزی ممکن نیست شما دیوونه‌این همتون دیوونه‌این در واقع اونی که دیوونه شده منم کیم تهیونگ امگای ۲۰ ساله. راستش این اتفاق خیلی غیر منتظره نبود بعد از اینکه بارها باهم خوابیده بودیم منظورم از 'باهم' خودم و جئون جونگ کوک هستش رابطه ما بخاطر خانواده هامون شروع شد و قرار بود به نفع هردو طرف باشه ولی بعید میدونم این تصمیم به نفع کسی باشه درست تر بگم تصمیمشون یه اشتباه محض بود! تصمیمشون باعث ضرر جبران ناپذیری شد اما این تصمیم بیشتر از همه به ضرر من شد... چون عاشقش شدم!
Alpha Next Door by itssrahaa
itssrahaa
  • WpView
    Reads 13,310
  • WpVote
    Votes 1,463
  • WpPart
    Parts 13
امگا نازنازی قصه ما تازه به یه آپارتمان وسط سئول اسباب کشی کرده و خیلی خوشحاله اما آلفا جئون رو داریم که قراره همسایه جدیدش به زودی اسباب کشی کنه و از این موضوع اصلا خوشحال نیست چون با اومدن اون همسایه مزاحم مجبوره کمتر سر و صدا کنه چه راجب امگاهایی که میاره تا به فاک بده چه پارتیای شبانه‌ش . . . انتظار یک کار کلیشه ای نداشته باشین👍🏻 . . . كاپل: كوكوى ژانر : امگاورس، كمدى، اسمات، آیو
Little Cherry ᵏᵒᵒᵏᵛ☕️🌸 by leoraishere
leoraishere
  • WpView
    Reads 12,371
  • WpVote
    Votes 1,656
  • WpPart
    Parts 8
چی میشه اگه امگایی که همیشه روی پای خودش وایساده و اجازه نداده آلفایی کنترل زندگیش رو به دست بگیره، انیگمایی رو ببینه که از همون دیدار اول "امگا کوچولو" صداش میزنه؟ تایم آپ: شنبه‌ها Couple: KookV♡ Genre: Omegaverse, Romance, Fluff, Smut, Drama, Mpreg, SocialCriticism ~ حتما قبل از شروع، پرولوگ و توضیحات رو بخونید🍒 #14 romance