Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Narges8504's Reading List
23 stories
BTS BOOK [oneshots & multishots] by vkookbtsftmh
vkookbtsftmh
  • WpView
    Reads 17,472
  • WpVote
    Votes 1,378
  • WpPart
    Parts 9
▪️در این بوک همون‌طور که از اسمش هم معلومه وان شات و چندشاتی از بی تی اس آپ میشه و ژانر اکثرشون هم فلاف و فانتزیه . لذت ببرید ❤️
𝖮︎𝗋𝖺𝗇︎𝗀︎𝖾 𝗌𝗍𝖺𝗋 | 𝐕𝐊 by Malishka_28
Malishka_28
  • WpView
    Reads 581,759
  • WpVote
    Votes 55,626
  • WpPart
    Parts 50
✦ فصـلِ اول: جونگ کوک، امگای پرتقالیِ قصه‌مون روی یکی از دانشجوهای آلفای کلاسش کراش میزنه؛ پس دست به کار میشه و طبق چیزهایی که توی فن فیک‌ها خونده بود، تصمیم گرفت با اشتباهی فرستادن نودش، مخش رو بزنه؛ ولی پرتقالِ خنگ‌مون تاحالا از خودش نود نگرفته بود. تنها راهِ چاره پیش هیونگش بود؛ پس سراغ هیونگ عزیزش یعنی تهیونگ می‌ره تا ازش کمک بخواد. ( کامل شده🍊 ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ✦ فصـلِ دوم: زندگی مشترک و پیوندِ دائمی دو گرگِ عاشق با سفری به پایتختِ پر جنب‌و‌جوشِ هاوایی، شروع میشه؛ شروعی از جنس لمس داغِ لـب‌های آلفا روی تن صیقلیِ امگاش! با وجودِ داشتن قلبی که از عشق به یکدیگر می‌تپید؛ این زندگی، فراز و نشیب‌های زیادی داشت. آیا آقای آلفا و اورنجی می‌تونستن از پسِ این سختی ها بربیان؟ ✯ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: VKOOK ✯ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: Romance, Au, Omegavres, Daily, Funny ✯ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Bote
𝂡Aegis [Kookv] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 28,671
  • WpVote
    Votes 4,063
  • WpPart
    Parts 20
࿐[کامل شده] دیدید می‌گن صبر کن اصلش برات پیدا بشه، آدم می‌شی؟ فکر می‌کنم داستان زندگی امگای سرکش و لاتِ چاله‌میدون قصه‌ی ما هم همین باشه... یه انیگمای از همه‌جا بی‌خبری که قراره تلپی بیفته روی زندگی پسر چموش و شیطونِ ما و اون رو به راه راست هدایت کنه؛ البته اگه مجبور نشه کشون‌کشون از گوشش بگیره و اون رو بدون توجه به غرغرهاش دنبال خودش بکشونتش... ولی خب... شاید اگه تهیونگ می‌فهمید بلافاصله بعداز اولین دیدارشون و مسخره‌کردن انیگما به‌خاطر مشکلش چطور قراره درگیر عشقش بشه، هرگز برای اولین دیدار تند نمی‌رفت. _______________༺Aegis༻_______________ ✤ganer: Omegaverse, Romance, Angst, Smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Snakes and Ladders || مار و پله {VKook, KookV} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 6,176
  • WpVote
    Votes 438
  • WpPart
    Parts 3
🔥 #full توجه‼️این بوک شامل صحنه‌های باز اسماته و رده سنی خاص خودش رو داره🔞 با توجه به این نکته مطالعه کنید. سوکجین برای هدیه‌ی کریسمس به جونگ‌کوک یه ماروپله کادو داده اما نه یه ماروپله‌ی عادی بلکه یه ماروپله با تم بکن‌بکن! جونگ‌کوکی که تازه با دوست‌پسرش به هم زده داره غصه می‌خوره کسی رو نداره باهاش ماروپله بازی کنه که همون موقع تهیونگ، پرنس چارمینگ قصه‌ها، سرزده به خونه‌اش میاد... و اتفاقات بعدش، حسابی خیس و خنده‌دارن! ==== - یس! من اولم! بیا هربار که تاس میندازیم، یه جرعه بنوشیم. جونگ‌کوک پوفی کرد: - باشه، آقای اول. تاس بنداز ببینم چیکار میکنی. پسر بزرگتر هیجان‌زده تاس رو توی مشتش تکون داد و روی زمین رها کرد. با عدد ۳، سه خونه جلو رفت. - اه، لعنتی، دوتا مونده بود تا لباسات رو دربیارم! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Snakes and Ladders نام داستان: مار و پله Couple: Vkook, KookV کاپل: ویکوک، کوکوی Smut, Comedy اسمات، کمدی ■ A Multishot By Vnice & Blue Koala ■
 Black Bunny by the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Reads 1,830
  • WpVote
    Votes 111
  • WpPart
    Parts 1
کیم تهیونگ، ریس شرکت موفق و بزرگی بود. اما در پدر بودن شکست خورد چون دختر کوچولوی عزیزش رو چند وقت پیش از دست‌داد. دختر کوچولوش عاشق خرگوش ها بود برای همين تهیونگ تصمیم گرفت یه خرگوش مشکی رنگ رو، که رنگ مورد علاقه‌ی دخترش بود، به سرپرستی بگیره! اما خب چونک‌گوکی که یه خرگوش عادی نبود، بود؟ اون خرگوش ته‌ته‌کیم بود و یه هایبریدِ کوچولو!
Will you be my boy again? by sleepyland
sleepyland
  • WpView
    Reads 400,730
  • WpVote
    Votes 36,955
  • WpPart
    Parts 27
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد. جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 535,901
  • WpVote
    Votes 62,720
  • WpPart
    Parts 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
+22 more
MY BABY IS A MIRACLE // KOOKV ✔️ by teakookvreal
teakookvreal
  • WpView
    Reads 92,870
  • WpVote
    Votes 8,312
  • WpPart
    Parts 34
[بچه ی من معجزه است || My baby is a miracle]✨ |COMPLETE| تهیونگ و جونگکوک چندسالیه که ازدواج کردن و زندگی فوق‌العاده عاشقانه ای دارن اما وقتی تهیونگ متوجه ی علاقه ی بی حد و مرز همسر عزیزش به بچه ها میشه میتونه دست رو دست بزاره تا زندگیشون از هم بپاشه؟! بچه‌ی من معجزه‌ست کاپل:کوکوی،یونمین ژانر:رمنس، امپرگ، فانتزی، اسمات، دراما وضعیت:پایان یافته فیک برای من نیست دوستان ، ترجمه ی یکی از دوستانمه و با خواست اون اینجا آپ شده🫂🌱
❋ 𝒕𝒉𝒆 𝒘𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓 𝒐𝒇 𝒘𝒂𝒕𝒆𝒓 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒊𝒓𝒆❋  by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 2,152
  • WpVote
    Votes 171
  • WpPart
    Parts 1
✤نجوای آب و آتش✤ وانشات• "تو گرما بخش قلب یخی وجودم بودی! زیبایی و گرمای وجودت، آرامبخش دریای خروشان قلبم بود، هیچوقت ترکم نکن، معشوقِ آتشین من" ✤ژانر: عاشقانه_هپی اند ✤کاپل: کوکوی ✤دوستون دارم، ممنون از انتخابتون🦋 This is Moonsan..♡
Kookv | رد نیش  by cafune_ii
cafune_ii
  • WpView
    Reads 263,347
  • WpVote
    Votes 32,978
  • WpPart
    Parts 73
وقتی لونای پک خبر گم‌شدن همسرش را شنید، دنیا روی سرش اوار شد. او فقط یک امگای ساده بود، تازه سه سال از آمدنش به آلمان و داماد بودنش در خانواده جئون می‌گذشت. اما حالا، وسط طوفانی از خطر و بی‌ثباتی، باید دست به انتخابی دردناک می‌زد: جای خالی همسرش را پر کند یا قل یاغی و سرکش او را که دل از خاندان بریده بود را روی تخت پادشاهی بنشاند تا زمان بازگشت همسرش فرا برسد. بازی قدرت شروع شده بود، و هر تصمیمی می‌توانست سرنوشت پک تیغ را تغییر دهد. ( از خلاصه قضاوت نکنید این کار تریسام ندارد و اگر خوندید خوشتون نیومد هیت ندید داستان های نویسنده براشون مثل بچه هاشون هستن )