taekook, vkook, vk vers ¹
166 stories
yukai by anahiidey
anahiidey
  • WpView
    Reads 128,226
  • WpVote
    Votes 13,111
  • WpPart
    Parts 66
قرار بود یه زندگی ساده داشته باشه؛ همونی که از اول دنبالش بود اما دیدن اینکه تمام حقش، توی دست آدمای دیگه داره دست به دست می‌چرخه، انتقام و سرکشی درونش رو بیدار کرد. به اطرافش نگاه کرد و دنبال قدرتمندترین آدمی گشت که می‌تونست ازش استفاده کنه. فارغ از اینکه رئیس کیم سال‌ها از دور تماشاش می‌کرد... - مطمئنی پشیمون نمی‌شی؟ +‌من همیشه پاهام برای تو بازه رئیس کیم ^فصل یک: فول^ ------ کاپل: ویکوک، سکرت ژانر: درام، مافیا، انگست، اسمات ° فصل دو: فول ° بعد از گذروندن تمام بالا و پایین‌ها، به یه آدم دیگه تبدیل شدن؛ خودشون رو نمی‌شناختن اما می‌دونستن که هنوز قلبشون برای خونه می‌تپه... - حتی اگه خدا به کمک آدما هم نیاد، بازم همه باورش دارن چون نیاز دارن تو ذهنشون یه تکیه‌گاه داشته باشن. تو خدای منی؛ با وجود تمام زخمایی که بهم می‌زنی من باز به تو تکیه می‌کنم... writer:anahide
Apophis : Snake Ring [VKOOK] by Edh6ira
Edh6ira
  • WpView
    Reads 2,119
  • WpVote
    Votes 348
  • WpPart
    Parts 15
«کارآگاه جئون، مردی که دچار اختلال تجزیه هویته و دنبال یه قاتل سریالی به نام اکتبر می‌گرده.. اوضاع خیلی هم بد نیست تا وقتی که متوجه می‌شه مظنون پرونده دوست پسر هویت دومشه! » (فیکی معمایی و درام که تحقیقاتش نزدیک ۶ ماه طول کشید) تو میخواستی من رو یه انسان خوب ببینی که هیچ اشتباهی نکرده، یه انسانِ پاک. اما من از اول یه پسر شومِ گناهکار بودم، از من یه ریاکار نساز. من به دنیا اومدم که برای تو خون بریزم.. من شیطانیم که شیطان رو میکشه. ‌ ‌آپوفیس! یه گناهکار، یه شیطان در تاریکی مطلق که روشنایی رو نابود میکنه و دردی که بی پایانه. خنجر انتقام در آخر در قلب خودت فرو میره و تمام خونی که ریخته بودی از روزنه های پوستت سرازیر میشه. ‌ ‌ 𝖠𝗉𝗈𝗉𝗁𝗂𝗌: 𝗌𝗇𝖺𝗄𝖾 𝗋𝗂𝗇𝗀 ‌ ‌𝖼𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 , 𝗇𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇 ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾
G.Y.R by purple_lopo
purple_lopo
  • WpView
    Reads 12,471
  • WpVote
    Votes 606
  • WpPart
    Parts 23
Green.Yellow.Red سبز.زرد.قرمز ___________ ژانر : بزرگسالان ، اسمات ، بی دی اس ام ، گی، انگست ،کینک، ارباب برده ___________ کاپل : ویکوک ___________ وضعیت آپ : در حال آپ ___________ ‌تکه انتخابی داستان: -جناب رئیس امروز جلسه های شما رو با گروه غذایی سان شاین کنسل کردم + واسه چی ‌.. امروز به اندازه کافی تایم داشتم ، میتونستم به تمام جلسات برسم -اینطور نیست..امروز عصر برنامه های کاری شما پره نگاهش رو از روی برگه ها بالا آورد و به پسر رو به روش خیر شد نگاه های اونو بهتر از هر کس دیگه ای می‌شناخت خندید و خودکار توی دستش رو روی میز گذاشت و دست به سینه شد و تکیه اش رو به صندلی محکم کرد و به ساعت پشت سر پسر رو به روش نگاه کرد + که اینطور - بله رئیس.. همینطوره چشمش رو از ساعت گرفت و به پسر رو به روش خیره شد پسر رو به روش خنده ای تمام دندون زد و پشتش رو کرد تا از در بیرون بره + ساعت چند باید سر قرار‌ عصرگاهیم باشم صداش رو به حدی پایین آورد که فقط هر دوشون بشنون + ارباب.. پسر رو به روش سمتش چرخید و با چهره ای کاملا جدی لب زد - ساعت ۶ و نیم باید اونجا باشید رئیس و بعد خیلی سریع از در خارج شد _____________ این داستان صحنه های باز و خشن و درجه بالایی از اس ام رو نشون میده لطفا اگر نمیتونید اینجور چیزا رو تحمل کنید یا علاقه ای ندارید ، نخونیدش
[عروسک گردان ' puppeteer] ' ویکوک by Toska-7
Toska-7
  • WpView
    Reads 983
  • WpVote
    Votes 81
  • WpPart
    Parts 12
پسری سرکش، وحشی، آزاد و مافیایی زیاده خواه... پسری رام‌ نشدنی و مردی که کینک رام کردنش رو داشت! زندان محل مناسبی برای آشنایی‌شون بود؟ میخوام براتون داستانی رو بگم؛ داستان پدری که بعد از فهمیدن خیانت همسرش و پسری که متعلق به خودش نبود به همسرش چیزی نگفت! بازخواست نکرد، عذر نخواست، خم به ابرو نیاورد! اما طی زمانی طولانی همسر گناهکارش را دیوانه کرد، دیوانه‌ای که با طنابی حلقه شده بر گردنش خودش را از بند همسرش رها کرد وقتی که دو گوی چشمان پسر ۵ ساله‌اش شاهد بود... داستان پسری که به جرم گناه مادرش زخم خورد، آسیب دید، کتک خورد، کتکی که استخوان های ظریف جسم ۵ ساله‌اش را در هم میشکست! پسری که بزرگ شد، قدرتمند شد، ثروتمند شد، ثروتمند تر از خانواده‌ای که اسمش به "مرفه تر از خدا" زمزمه می‌شد! ********************************** خون های ریخته بر زمین.. نماد‌های آشنا.. بزرگترین آشپزخانه‌های کشور.. عروسک های لولیتا.. جرمی که مجازات نمیشد، گناهکاری که گناهکار خطاب نمی‌شد، مجرمی که پیدا نمیشد! چه کسی خواهان سرزنش است؟ سرزنش کی؟ پسری که بزرگترین آشپزخانه‌ی کوکائین نیویورک را میگرداند؟ ثروت نامقدسش؟ فاحشه خانه‌های بی شمارش؟ تولیدات اسلحه؟..یا شاید بهترین قاتل ها؟ "زمزمه نکنید! قاتل هایی خاص برای اشخاصی خاص!"
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ by meral_writ
meral_writ
  • WpView
    Reads 267,474
  • WpVote
    Votes 29,305
  • WpPart
    Parts 77
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
✧HOME✧ by timi_vkook
timi_vkook
  • WpView
    Reads 666,464
  • WpVote
    Votes 63,680
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت عمارت کیم افتضاح بود. همه جا سکوت کر کننده ای جیغ میکشید و تنها کسی که این وسط با آرامش دمنوشش رو مزه میکرد تهیونگ بود و این رفتار خونسردانه اش داشت تمام نورون های عصبی خانواده رو بیشتر و بیشتر تحریک میکرد.. انگار ک متوجههِ ماجرای پیش اومده نشده بود! این ماجرا نه تنها زندگی خودش بلکه تمام اطرافیانش،حتی باغبون عمارت هم تحت تاثیر خودش قرار میداد. هنوزم صدای مجری مو کوتاه و خوش قیافه شبکه خبر توی گوشاشون پخش میشد "کیم تهیونگ،تنها فرزند تاجر بزرگ،کیم دهیون گی است؟" _______________________________ قسمتی از داستان: ×گول چندتا بوس و بغل و نگاه پر لذت و نخور بدبخت! اینا همش شهوته..تهیونگ آدم خودخواهیه حالا که فرصتشو داره میخواد تمام استفاده اش رو ازت بکنه.اونی که اول و آخرش واسش میمونه منم مننننن! + تو به قول خودت چند سال جلو چشمش،بیخ گوشش و توی بغلش بودی ولی من و ندید انتخاب کرد.. اونم نه برای یه وان نایت برای ساختن تموم زندگیش توی بغلم!! _______________________________ کاپل:ویکوک ژانر:زندگی روزمره_رمنس_اسمات وضعیت:درحال آپ نوبسنده:@tiam_vkook
『 𝑴𝑶𝑻𝑯 𝑻𝑶 𝑨 𝑭𝑳𝑨𝑴𝑬 』 by Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Reads 15,686
  • WpVote
    Votes 2,131
  • WpPart
    Parts 27
- من فقط به تو اعتماد دارم، آجوشی. +حتی اگه احساس امنیت رو ازت بگیرم ؟ -حتی اگه اسلحه ای که ازم قایم کردی رو روی سرم بذاری. COUPLE: VKOOK GENRE : OMEGAVERSE, ROMANCE, ANGST, DRAMA UP: چهاشنبه ها
فقط بهم بگو/Just Tell me by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 438,491
  • WpVote
    Votes 30,744
  • WpPart
    Parts 38
فقط بهم بگو/Just tell me🔞 (کامل شده) چی میشه اگه جفت حقیقی کیم تهیونگ امگایی باشه که به آلفای دیگه ای قولش داده باشن. و تهیونگی که فقط به آلفا های مذکر گرایش داره... چی میشه که اون امگارو انتخاب میکنه؟ اون آلفا چیکار میکنه وقتی امگاش جفت حقیقیش پیدا میکنه؟ . . _انقدر از اون فورمونای فاکیت واسه کنترل کردنم استفاده نکن کیم . . Couple: taekook _ namjiin _ sope Omegaverse, Smut, Romance.... 🔞این فیکشن اسمات داره پس اگه زیر 18 سالتونه و جنبه ندارید نخونید. در این فیکشن فقط از اسم اعضای بی تی اس استفاده شده و هیچ ربطی به زندگی شخصی اعضا نداره.
Satan's Forbidden by Vkook_Fiiik
Vkook_Fiiik
  • WpView
    Reads 75,171
  • WpVote
    Votes 279
  • WpPart
    Parts 4
کیم تهیونگ، مافیای مطرح روسیه، در یک روز بارونی از زندگی تاریک و خون‌بارش، با پسری تصادف میکنه؛ پسری که چشم‌هاش، چند روز قبل در یک کلیسا، در حافظه‌ی نگاه مرد ثبت شده...آیا تهیونگ میتونه راهی از دنیای سرخ کشتار به چشم‌های معصوم اون پسر پیدا کنه...؟ بعید به نظر میرسه؛ چون اون پسر برای بدنام‌ترین شیطان شهر، یک ممنوعه‌ست... _________________________ پسر شیطان، پسر مسیح نخواهد شد؛ مگر با عبور از قاب کهکشان چشمانی فرشته‌‌وار... خیره‌گی برای بدنام شهر، چیزی بی‌زمان خواهد بود... برای شیطانی با قلبی جوهرکشیده‌ به رنگ شب، که راه رسیدن به بهشت فرشته‌ی ممنوعه را باید از میانه‌ی جهنم کرکس‌ها، طی کند... آیا زاده‌ی شر، راهی به محراب‌زاده‌ی آسمانها دارد...؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کوک : از من بگذر چون من از تو گذشتم تهیونگ : دوست داشتن تو اخرین ذره ی معصومیت من بود اگه بری آخرین ذره ی انسانیت منو با خودت میبری چون من دیگه هیچ انسانی نمیشناسم _________________________ Genre : Romance - Angst - Mafia - Smut - Action Couple : Vkook _ Sub Couple : yoonmin_namjin_ secret _________________ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 _ 𝐏𝐀𝐒𝐀 𝐒𝐞𝐞𝐧𝐚𝐫𝐢𝐬𝐭 : 𝐄𝐋𝐋𝐀 __ 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫 : 𝐏𝐀𝐒𝐀 __________ Time up : Every other day
DEMONS IN MY SOUL || VERSE by Hanaaaam
Hanaaaam
  • WpView
    Reads 8,500
  • WpVote
    Votes 1,234
  • WpPart
    Parts 25
جونگ‌کوک، گل‌فروش ناشنوای مرموزی که زیر ظاهر آرومش، با هیولاهایی درون خودش دست و پنجه نرم می‌کنه... و تهیونگ، تنیسور سابقا مشهوری که زیر بار گناه‌های گذشته‌ش فرو ریخته... وقتی تهیونگ و جونگ‌کوک با گذشته‌های تاریک و شیاطین درونی‌شون رو به رو میشن، هیچ‌کدوم انتظار ندارن که عشق راه نجاتشون باشه. اما آیا دو قلب شکسته می‌تونن همدیگه رو درمان کنن؟ یا تاریکی برای همیشه پیروز میشه؟ _ گاهی تاریکی فقط دشمن نیست، بلکه بخشی از خودته. اما شاید عشق کلید رهایی باشه. شاید... Name: DEMONS IN MY SOUL(شیاطین روح من) Couple: Verse(VKOOK/KOOKV) Genre: angest, romance, smut, drama, sport, dailylife, psychology Writer: HANA