Chanbaek
46 stories
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 54,445
  • WpVote
    Votes 11,751
  • WpPart
    Parts 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز روز‌های آپ: یک پارت در هفته کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
Thief by ruby_rv
ruby_rv
  • WpView
    Reads 21,504
  • WpVote
    Votes 3,580
  • WpPart
    Parts 22
چانیولی که تنها هدفش تو زندگی به دست آوردن قدرت بیشتر و تبدیل شدن به قدرت مطلق آسیا هست و بکهیونی که تو زندگیش فقط آرامش کنار دوست پسرشو میخواد. چی میشه اگه سرنوشت این دوتا به هم گره بخوره؟ چی میشه اگه چانیول داستان مون مجبور بشه زندگی آروم بکهیونو بهم بزنه...؟ و انقدر طماع بشه که بخواد خودش رو بخشی از زندگیش بکنه...؟ 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐜𝐡𝐚𝐧𝐛𝐞𝐚𝐜𝐤~𝐡𝐮𝐧𝐡𝐚𝐧 𝐠𝐞𝐧𝐞𝐫:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐬𝐦𝐮𝐭_𝐚𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧_𝐜𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 𝐫𝐮𝐛𝐲.𝐫𝐯
The tormentor[Completed] by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 203,305
  • WpVote
    Votes 31,435
  • WpPart
    Parts 70
شکنجه گر ژانر: عاشقانه، رمنس، معمایی، مافیایی، انگست، اسمات🔞 کاپلها: چانبک، هونهان، ویکوک ******************* بک سفید و چان سیاه بک شاد و چان خنثی بک عاشق و چان سرد بک ظریف و چان قوی بک خیلی تلاش کرد لبخند رو به لبهای چانیول بداخلاقش برگردونه ولی نمیدونست بهای همچین کاری این میشه که لبخند برای همیشه از روی لبهای خودش پاک شه ************************* برشی از داستان: بکهیون تلخندی زد و روی برگه ای که جلوش بود نوشت: من زیاد میخندیدم...شاد بودم... یه آدم سرشار از شور زندگی با آرزوهای زیاد... دروغ نیست اگه بگم چانیول رو از همه ی دنیا بیشتر دوست داشتم و فکر میکردم میتونه دربرابر تمام دنیا ازم محافظت کنه. ولی اون پسر به مرور زمان تغییر کرد...بدجنس شد و اذیتم کرد.عاشقم بود یا نه رو نمیدونم اما میدونم که الان ازم متنفره... قبلا عاشق صدام بود و هرکاری میکرد که صدای خندم رو بشنوه و ازم میخواست براش حرف بزنم اما بعد از اینکه صدای داد و التماسهامو وقتی زیردست و پاش کتک میخوردمو شنید و خوشش نیومد دهنمو بست و بارها سرم داد زد تا صدامو ببرم و ساکت شم و من هم...ساکت شدم...برای همیشه... ********************* 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
Wrong Revenge [Completed] by sezuall
sezuall
  • WpView
    Reads 30,485
  • WpVote
    Votes 4,345
  • WpPart
    Parts 7
فن فیکشن "انتقام اشتباه" 🗝🌙Name: Wrong Revenge 🗝🌙Couple: ❥ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ 🗝🌙Genre: Dram, Angst ,+18 🗝🌙Writer: Sezuall #Completed ✤════════════════✤ خلاصه داستان: پارک چانیول پسری مدتهاس که دنبال انتقام مادرش از خانواده بیونه و کی بهتر از پسر کوچیکترشون بکهیون میتونه طعمه خوبی باشه؟! اما اگه بعدا متوجه بشه که اینهمه وقت اشتباه میکرده چی؟وقتی که دیگه برای جبران دیره...🥀 ✤════════════════✤
This isn't the end by mailin9407
mailin9407
  • WpView
    Reads 3,896
  • WpVote
    Votes 546
  • WpPart
    Parts 22
couple: chanbaek genre: romance, angst, drama, smut خوابگاه... ویرانه ای با دیوارهای سرد و بی روح که هرگز وعده عشق را نمیدادند. چه کسی گمان میبرد که عشق در پس گورستان سرد اتاقهای ان ویرانه جوانه بزند؟ ویرانه ای که چون ناظری عبوس، در سکوت تنها شاهد قدم گذاشتن عشق در رگهای نمور و تاریک من بود. ناظری عبوس که تجاوز به حریم امن دهلیزی خفته در سکوت را با بی اعتنایی به نظاره نشست. و اما دیوارها... تنها شاهدان بوسه های مخفیانه ما. به یاد میاوری؟ عشق بی رحم من! به خاطر داری؟ حتی اندکی.. ذره ای از طعم شیرین گذشته ها به خاطر میاوری؟
The Type [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 236,249
  • WpVote
    Votes 43,821
  • WpPart
    Parts 68
دو نفر که آشنا شدنشون یه حادثه، عاشق شدنشون یه اتفاق و جدا شدنشون یه فاجعه بود. دونفری که کنار هم بهترین، شادترین و جذاب‌ترین کاپل رو تشکیل میدادن و به دور از هم پر از نقص بودن. دو نفر که سال‌ها پیش مسیرشون رو از هم جدا کردن. یکی برای تحصیل به آمریکا میره و روز به روز پیشرفت میکنه و دیگری، توی کره میمونه و... به قعر جهنم سقوط میکنه. پارک چانیول... آلفای مغرور و جدی‌ایی که به زودی قراره ازدواجش با دختر بزرگترین سهامدار شرکت‌های زنجیره‌ایی Mitchel اتفاق بیوفته. بیون بکهیون، امگایی که خانواده و دوستانش طردش میکنن، مجبور میشه درس و دانشگاهش رو ول کنه تا... بچه‌ایی رو که پدرش خبری از وجود داشتنش نداره بزرگ کنه. زندگی بعد از چهار سال... چه چیزی براشون داره؟ این دیدار مجددشون چطور میتونه رخ بده؟ آیا اون دلخوری‌ایی که از هم دارن، مانع این میشه که باز هم عاشق همدیگه بشن؟ ژانر داستان: فانتزی،امگاورس، رمنس، درام،اسمات، انگست، امپرگ
Yugen [Completed] by NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    Reads 27,277
  • WpVote
    Votes 5,487
  • WpPart
    Parts 16
•𝒴𝓊ℊℯ𝓃 یوگن کلمه ای ژاپنی به معنی احساس زیبایی رازآلود. مثل وقتی که به آسمون نگاه میکنی، و یهو ماه از پشت ابر بیرون میاد. یا پرسه زدن توی جنگل بدون فکر کردن به برگشتن. درست مثل وقتی که کسی رو دوست داری، ولی نمیدونی چرا اینقدر برات جذابه!! یوگن تعریف زنده بودن روحه~ ┈──── 🌒🌓🌔 ────┈ بکهیون با خودش گفته بود دیگه هیچوقت قرار نیست ببینمش.. بعد از اون شب پرحرارتی که با هم گذرونده بودن، دیگه هیچوقت قرار نبود اون مرد رو ببینه!! پس چیشد که الان اینجا، مقابلش ایستاده بود و زیر اون نگاه ذوب کننده‌ و چشم های درشتش، هیچ حرکتی نمیتونست انجام بده؟! • ᴡʀɪᴛᴇʀ | ɴᴇᴏᴍᴀ • ɢᴇɴʀᴇ | ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ꜱʟɪᴄᴇ ᴏꜰ ʟɪꜰᴇ, ꜱᴍᴜᴛ • ᴄᴏᴜᴘʟᴇ | ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ, ꜱᴇᴋᴀɪ #Yugen
Reunion [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 65,108
  • WpVote
    Votes 11,979
  • WpPart
    Parts 38
این داستان فصل دوم Revenge هست پس لطفا اول اون داستان رو بخونین :)))) ♡♡♡♡♡♡ پنج سال هم اونقدر طولانی هست که با خیلی مسائل کنار بیای و هم اونقدر کوتاه، که نتونی ببخشی. فراموشی هم سخته وقتی هنوز تو خواب و بیداری گذشته‌ات از جلوی چشم‌هات رد میشه. ولی وقتی بعد از پنج سال دوباره همو دیدن... متن داستان: + خیلی فرق کردی. _ تو هیچ فرقی نکردی. + پس هنوزم شانسی ندارم؟ _ اگر نداشتی نمیذاشتم پاتو اینجا بذاری. + یعنی... _ تلاش کن پارک. یه بار دیگه تلاش کن تا من برای همیشه فراموش کنم چه جهنمی برام ساخته بودی. + برای فراموشی زمان زیاد داشتی. شاید... اگر نمیشه چون نباید بشه. _ میشه. اینبار... دیگه میشه. ♡♡♡♡♡♡ ژانر: رمنس، درام، اسمات، روانشناسی، هپی اند کاپل: چانبک، هونهان، کایسو
Sweet End | پایان شیرین (Completed) by hanasati1485
hanasati1485
  • WpView
    Reads 2,392
  • WpVote
    Votes 675
  • WpPart
    Parts 21
+ من اینکارو نکردم! اینا همش توهمات توعه سهون! سرشو پایین انداخت و در حالی که لرزش صداش ، مشهود بود گفت - کاش توهم بود جونگ! کاش میشد با یه قرص از توهمم بیرون بیام و تورو بغل بگیرم و حس کنم از تموم دنیا ، حداقل جونگینش مال منه...کاش میشد خودم یکاری میکردم...کاش حل شدنی بود تا خودم حلش میکردم اما جونگ... گند زدی...دیگه دلم برات نمیتپه تا نجاتت بدم...کاش حداقل بذاری مرگتو من رقم بزنم...حتی اگر برام نرقصی... 🌀مینی‌فیک : پایان شیرین 🌀کاپل : سکای ، چانبک 🌀ژانر : انگست ، معمایی ، اسمات ، درام 🌀تایم آپ : روز های زوج 🌀نویسنده : حناسا 🌀وضعیت : تمام شده 🌀هپی اند این فیک از یه جایی به بعد دوتا داستان مختلفو ادامه میده...انتخاب با شماست چجوری ادامه بدید... یه پایان با سهبک و چانکای یه پایان با سکای و چانبک بستگی به انتخاب شما داره