DaryaVkook
اشکِ ماه
کاپل: تهکوک، سکرت
ژانر: امگاورس، رومنس، اسمات
تهیونگ، آلفای خالصی که سال ها دنبال جفت حقیقیش میگشته، درحالی امگاش رو پیدا میکنه که با یه آلفای دیگه پیوند قلب بسته. شاید زندانی کردن جونگکوک راه درستی نبود ولی پیوند اون هم با یه آلفای دیگه کار اشتباهی بود. باید دید ته این بازی، کدومشون کم میاره...
تهیونگ از جفتش میگذره؟
یا جونگکوک از آلفایی که دوستش داره؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
قسمتی از داستان:
جونگکوک که از نزدیکیِ تهیونگ حرصش گرفته بود، غرید.
- دفعه ی بعدی اینجوری نزدیکم شی میکشمت!
تهیونگ پاش رو روی پای دیگه اش انداخت با لذت به چهره ی برافروخته اش نگاه کرد.
- چرا الان نکشتی؟ نکنه خوشت اومد؟
- چون پام چلاقه!
تهیونگ راضی از نتیجه ی کارش، نیشخندی زد و همونطور که از اتاق بیرون میرفت گفت:
- پس هروقت پات خوب شد میبوسمت ببینم زنده میمونم یا نه.
- کیم تهیونگ!
-------------------------------------------------------------
اشکی که از چشم جونگکوک پایین ریخت رو با انگشت شستش پاک کرد و خیلی آروم زمزمه کرد:
- اشکِ ماهمو درآوردم؟
سرش رو به دو طرف تکون داد و همونطور که گونه ی تهیونگ رو نوازش میکرد، گفت:
- اگه ببخشیش دیگه گریه نمیکنه.
-------------------------------------------