My best fictions
29 cerita
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 oleh _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Membaca 447,130
  • WpVote
    Vote 53,249
  • WpPart
    Bab 40
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
King Of Emotions (VKook) oleh armyyon
armyyon
  • WpView
    Membaca 1,214,888
  • WpVote
    Vote 128,110
  • WpPart
    Bab 65
کاپل اصلی: ویکوک. کاپل فرعی: سپ«یونگی تاپ» و ناممین. خلاصه: تهیونگ پادشاه کره جنوبیه و ده سالی هست که دنبال جفت حقیقیشه... چی میشه که وقتی با یونگی، دوست و محافظش، قایمکی رفته بیرون، پسر امگایی رو کنار دوست پسر هیونگش ببینه که شدیدا از پادشاهی که خودش باشه متنفره و دست بر قضا... همون لحظه بفهمه که اون امگای تخس... جفت حقیقیشه؟! بخشی از فیک👇🏼 _ جئون جونگ کوک هستم... شما هم توی کاخ کار می‌کنید؟ _ آ-آره... من هم مثل یونگی... محافظ پادشاهم. ' البته من خوده پادشاهم!' جونگ کوک با فضولی بو کشید و گفت: _ چرا هیچ بویی نمیدی؟ ته لبخند کوچیکی زد و مسخره‌ترین دروغ زندگیش رو به زبون آورد: _ خب راستش... من بتام! *** ژانر: عاشقانه، سلطنت مدرن، امگاورس، امپرگ، اسمات، کمدی، کمی انگست🌳 Start:02/05/01 End:03/01/15 Rankings: 🥇Bts 🥇Omegaverse 🥇Bangtan 🥇Farsi 🥇Persian 🥇Mpreg فیک🥇 🥇NamMin 🥇Sope 🥇Jungkook 🥇Hoseok ویکوک🥇 بنگتن 🥈 🥈Fiction 🥈Namjoon 🥈Jimin 🥉Vkook 🥉FanFiction 🥉Royal وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🖤
𝙂𝙧𝙚𝙚𝙙𝙮 oleh ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Membaca 151,409
  • WpVote
    Vote 19,471
  • WpPart
    Bab 36
دستور ساده و واضح بود. جونگکوک قرار بود فقط پاش رو روی اون پدال لعنتی فشار بده و ماشینی که حامل جانشین کمپانی YK گروپ بود رو زیر بگیره. یه تصادف بزن در روی تمیز، کاری که قرار بود بابتش پول خوبی توی حسابش بشینه. اما پسر درست یک متریِ ماشین لوکس مشکی رنگ، به خودش اومد. "مواظب سایه‌های مرگی که اطرافت می‌چرخن باش، همشون قرار نیست مثل من پشیمون بشن." Name: Greedy Couple: Kookv Genre: Romance, Criminal, Action,Angst, Smut Written by Luna🌙
Risk it all oleh ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Membaca 31,747
  • WpVote
    Vote 2,416
  • WpPart
    Bab 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...
WENDIGO | VKOOK oleh toskafic
toskafic
  • WpView
    Membaca 976
  • WpVote
    Vote 141
  • WpPart
    Bab 3
_میزان آسیب رو نمی‌تونی حدس بزنی کارآگاه! _تو دیوانه‌ای وندیگو. _آره، دیوانه‌ی تو. مبتلا به جنونِ خون، تماشا کردن خونی‌که عضلاتت رو نقاشی کرده، منو مجنون می‌کنه؛ من شیفته‌ی این‌ هستم‌که بنشینم و دونه به دونه‌ی زخم‌های عمیق بدنت رو لمس کنم و بعد... تو واسم از اینکه چقدر روح و جسمت به خون آغشته‌است، حرف بزنی. سال ۲۰۳۰؛ سن‌پترزبورگ ظهور یک شیطان و شروع یک قصه‌ی جنون‌آمیز! قاتل سریالی به نام "وندیگو" درحالی که سال‌های زیادی در سایه زندگی کرده و در اون تاریکی قدرت گرفته، با شروع به کشتارِ گناهکاران، پا به عرصه‌ی جرم و جنایت می‌ذاره. قاتلی که وحشت عجیبی رو به دل سیاسیون، مذهبیون، ثروتمندان و گروه‌های جنایت‌کار می‌اندازه... شرِ مطلقی که برای از بین بردن شرارت‌های ریز و درشت افراد جامعه خودش رو نشون می‌ده و نکته‌ی هیجان‌انگیز داستان اینه:«وندیگو کشش عمیق و مرموزی نسبت به کارآگاهِ پرونده‌اش، یعنی جونگکوک جئون داره. کارآگاهی که از جنایت‌های وندیگو بیزار نیست و به دنبال هیجانیه که اون مَرد واسش رقم می‌زنه.» Writer: Dmitri Couple: VKOOK Tag: Crime, Harsh, Dark Romance, Mafia, Smut Up: Sunday این فیکشن پاورباتمه؛ ولی اخلاق جونگ‌کوکش یه‌لیگِ دیگه‌است.
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  oleh Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Membaca 113,643
  • WpVote
    Vote 17,492
  • WpPart
    Bab 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Crush | Vkook oleh by_sar
by_sar
  • WpView
    Membaca 247,930
  • WpVote
    Vote 34,301
  • WpPart
    Bab 42
[Completed] همه چیز از یه کراش ساده شروع شد. جایی که تهیونگ پسرخاله‌ی خبیثِ جونگ‌کوکه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! برشی از داستان: جونگ‌کوک هر شب قبل از خواب دعا می‌کرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بی‌شاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بی‌فایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیت‌های حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبه‌ای بیرون می‌پرید و همه چیز رو خراب می‌کرد. - عنوان: کراش. - وضعیت: اتمام یافته. - ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. •Vkook• 1 in taekook 1 in taehyung 1 in funny 1 in teenfic 1 in fluf 1 in farsi 1 in مدرسه‌ای
Fall Sleep [KookV] oleh Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Membaca 131,445
  • WpVote
    Vote 16,258
  • WpPart
    Bab 23
"میگن وقتی که عاشق میشی دیگه نمی‌تونی بخوابی، ولی حالا که دیدمت احساس می‌کنم که بالاخره می‌تونم بخوابم." - - جونگکوک و تهیونگ با هم هم‌اتاقی شدن. ولی جونگکوک دچار اختلال اینسامنیاست و نمی‌تونه کنار بقیه بخوابه در حالی که تهیونگ تنهایی خوابش نمی‌بره! · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name: Fall Asleep Couple: KookV Genre: Angst, Romance, Slice Of Life, Smut, Comedy Writer: drannie Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵛᵏᵒᵒᵏ ᵛᵉʳ oleh yelital
yelital
  • WpView
    Membaca 90,918
  • WpVote
    Vote 13,542
  • WpPart
    Bab 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
⌠ Apocalypse¹, vkook ⌡ oleh Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Membaca 131,185
  • WpVote
    Vote 13,563
  • WpPart
    Bab 74
« آخرالــزمان; مردگان برمی‌خیزند » ⋄‌ برشی از فیکشن: _تو یه حرومزاده‌ای! _معمولا همکارهات زیاد این واژه رو برامون به‌کار می‌بردن؛ ولی می‌دونی جئون؟ شنیدنش از لب‌های تو خاص‌تره! - _هرکسی جرئت کنه و دستش رو برای مشت زدن به من بالا بیاره، اون رو به زمین می‌کوبم ولی تو جونگکوک... هرچقدر دلت می‌خواد میتونی سیاه و کبودم کنی. من فقط بی‌حرکت می‌شینم و نگاهت می‌کنم، همین...! - _این وقت شب تنهایی کجا رفتی؟ میخوای مثل یه ویرانگر شهر رو دوباره خاکستر کنی؟ _من یه شکارچی‌ام که داره توی تاریکی دنبال شکار می‌گرده؛ ولی طعمه خودش اینجاست! - کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، رمنس، مهیج، رقابتی، هارش، اسمات‼️ وضعیت آپ↵ فصل اول - کامل شده