ArSHiN-il's Reading List
24 stories
𝙆𝙞𝙣𝙙 𝙈𝙧.𝙁𝙡𝙤𝙧𝙞𝙨𝙩  by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 86,804
  • WpVote
    Votes 12,062
  • WpPart
    Parts 49
آقای گلفروش مهربون ~ [ vkook ] [ کامل شده] ژانر : رومنس ، برشی از زندگی ، فلاف برادرهای کیم با مشارکت هم یه گلفروشی باز میکنن و کارشون سکه میشه! داستان از اونجایی شروع میشه که برادر کوچیکه یعنی تهیونگ، دلبسته اون پسر ناز و بانمک دست فروش میشه و یواشکی بهش دسته های مجانی گل و میده تا بفروشه....
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 137,721
  • WpVote
    Votes 10,470
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر داشت. میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور سوله چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
For the Baby(Namjin) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 153,189
  • WpVote
    Votes 19,855
  • WpPart
    Parts 32
کاپل اصلی: نامجین کاپل فرعی: سپ«ورس» خلاصه: نامجون پسر رئیس جمهوره کره، توسط پدرش تهدید میشه که اگر با دختر نخست وزیر ازدواج نکنه و یا صاحب وارث نشه، تمام زحمات نامجون رو به باد میده و نامجونی که خودش شرکتش رو بالا کشیده رو نابود میکنه، نامجون دنبال رحم اجاره ای میگرده که یه شب... ژانر: عاشقانه، اسمات، انگست، امپرگ Start:01/03/28 End: 01/06/25 Ranking: امپرگ🥇 انگست🥇 🥇Mpreg 🥇Btsfanfic 🥇Namjoon 🥇Seokjin 🥇 Persian 🥇Kimseokjin 🥇 Suga 🥇JHope 🥇 Sope 🥇FanFiction 🥇Fiction 🥈Namjin وضعیت: اتمام یافته🌚 نویسنده: DESA🐝
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 805,542
  • WpVote
    Votes 63,859
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
Hey stupid, i love you! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 420,218
  • WpVote
    Votes 65,299
  • WpPart
    Parts 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞 by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,212,806
  • WpVote
    Votes 136,913
  • WpPart
    Parts 49
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : vkook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
𝐀𝐜𝐡𝐢𝐥𝐥𝐞𝐬' 𝐇𝐞𝐞𝐥 پاشنه آشیل 🚬 Kookv by bluebutterfly_story
bluebutterfly_story
  • WpView
    Reads 11,191
  • WpVote
    Votes 526
  • WpPart
    Parts 17
🚫 قبل از شروع این فیک، فیک تجاوز رو مطالعه نمایید🚫 _ من حرف معلم ها و استادهایی که ازم خیلی بزرگترن رو گوش نمی‌کنم و نمی‌فهمم چی درس میدن اونوقت تو می‌خوای بهم فیزیک یاد بدی؟ تو الف بچه؟ اصلا تو چند سالت هست؟ _ من؟ ۱۷ سالمه، اگه نمی‌خوای من مشکلی ندارم ولی همه بچه هایی که من بهشون یاد دادم، فیزیک رو با نمره بالا قبول شدن حالا دیگه خوددانی. میخوای بیا بشین یادت بدم نمیخوای پاشو برو ولی بگما من سخت گیرم. __________________________________________ پاشنه آشیل 🚬 💛𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷, 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✒𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 : @𝘣𝘭𝘶𝘦𝘣𝘶𝘵𝘵𝘦𝘳𝘧𝘭𝘺_𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 🦋 🗝𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 • +18 • 𝘤𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭 • 𝘗𝘢𝘳𝘢𝘭𝘭𝘦𝘭 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦𝘴
GUNS AND ROSES [NAMJIN] by open_trash
open_trash
  • WpView
    Reads 413,214
  • WpVote
    Votes 20,883
  • WpPart
    Parts 66
"I said leave me alone." "Nope. Never." Kim Seokjin, South Korea's best cardiologist lands in trouble for saving the life of the most wanted mafia leader. Completed
Waldosia by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 12,933
  • WpVote
    Votes 1,061
  • WpPart
    Parts 18
جئون جونگ‌کوک و بهترین دوستش کیم تهیونگ، ستاره‌های موسیقی راکن و بعد از پشت‌سر گذاشتن فراز و نشیب‌های زیادی، بالاخره موفق شدن تا به رویاهاشون نزدیک بشن. اما شاید حقیقت اینه که رسیدن به هر رویایی، یک تاوانی داره. تاوانِ بعضی از رویاها هم دلتنگیه. یک دلتنگیِ عمیق و امیدوار... - الان انتظار چی رو داری؟ + این‌که بگی اون‌شب هیچی اتفاقی نبوده! - فراموشش کن لعنتی! من و تو فقط یک‌شب رو با همدیگه گذروندیم؛ این دلیل نمی‌شه که بخوام بقیه‌ی عمرم رو باهات باشم‌. ⇶Genre: Romance, Smut, Angst ⇶Author: Xookoo ⇶Couple: Vers
Haven [Kookv, Yoonmin] by thatnaomi
thatnaomi
  • WpView
    Reads 29,883
  • WpVote
    Votes 3,080
  • WpPart
    Parts 25
زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی