Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
ArSHiN-il's Reading List
22 stories
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
Saghar_Stories
  • WpView
    Reads 725,186
  • WpVote
    Votes 58,880
  • WpPart
    Parts 37
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
Hey stupid, i love you! by esamsam
esamsam
  • WpView
    Reads 403,850
  • WpVote
    Votes 63,859
  • WpPart
    Parts 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,027,922
  • WpVote
    Votes 122,097
  • WpPart
    Parts 46
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
𝐀𝐜𝐡𝐢𝐥𝐥𝐞𝐬' 𝐇𝐞𝐞𝐥 پاشنه آشیل 🚬 Kookv by bluebutterfly_story
bluebutterfly_story
  • WpView
    Reads 10,113
  • WpVote
    Votes 509
  • WpPart
    Parts 16
🚫 قبل از شروع این فیک، فیک تجاوز رو مطالعه نمایید🚫 _ من حرف معلم ها و استادهایی که ازم خیلی بزرگترن رو گوش نمی‌کنم و نمی‌فهمم چی درس میدن اونوقت تو می‌خوای بهم فیزیک یاد بدی؟ تو الف بچه؟ اصلا تو چند سالت هست؟ _ من؟ ۱۷ سالمه، اگه نمی‌خوای من مشکلی ندارم ولی همه بچه هایی که من بهشون یاد دادم، فیزیک رو با نمره بالا قبول شدن حالا دیگه خوددانی. میخوای بیا بشین یادت بدم نمیخوای پاشو برو ولی بگما من سخت گیرم. __________________________________________ پاشنه آشیل 🚬 💛𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷, 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 ✒𝘞𝘳𝘪𝘵𝘦𝘳 : @𝘣𝘭𝘶𝘦𝘣𝘶𝘵𝘵𝘦𝘳𝘧𝘭𝘺_𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 🦋 🗝𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 • +18 • 𝘤𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭 • 𝘗𝘢𝘳𝘢𝘭𝘭𝘦𝘭 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦𝘴
GUNS AND ROSES [NAMJIN] by open_trash
open_trash
  • WpView
    Reads 408,920
  • WpVote
    Votes 20,661
  • WpPart
    Parts 66
"I said leave me alone." "Nope. Never." Kim Seokjin, South Korea's best cardiologist lands in trouble for saving the life of the most wanted mafia leader. Completed
Waldosia by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 8,306
  • WpVote
    Votes 839
  • WpPart
    Parts 18
جئون جونگ‌کوک و بهترین دوستش کیم تهیونگ، ستاره‌های موسیقی راکن و بعد از پشت‌سر گذاشتن فراز و نشیب‌های زیادی، بالاخره موفق شدن تا به رویاهاشون نزدیک بشن. اما شاید حقیقت اینه که رسیدن به هر رویایی، یک تاوانی داره. تاوانِ بعضی از رویاها هم دلتنگیه. یک دلتنگیِ عمیق و امیدوار... - الان انتظار چی رو داری؟ + این‌که بگی اون‌شب هیچی اتفاقی نبوده! - فراموشش کن لعنتی! من و تو فقط یک‌شب رو با همدیگه گذروندیم؛ این دلیل نمی‌شه که بخوام بقیه‌ی عمرم رو باهات باشم‌. ⇶Genre: Romance, Smut, Angst ⇶Author: Xookoo ⇶Couple: Vers
Haven [Kookv, Yoonmin] by thatnaomi
thatnaomi
  • WpView
    Reads 27,913
  • WpVote
    Votes 2,922
  • WpPart
    Parts 25
زندگی عاشقان مقیم بلندی‌های کالیفرنیا خلاصه: قصه مردی بد و مردی خوب؛ دوستی به عشق تبدیل میشه. کنارش قصه مردی خیلی بزرگ‌سال‌تر و مردی جوون؛ عشقی که به دلبستگی می‌انجامه. «چرا؟ چون من زن نبودم؟» جونگ‌کوک به خودش اومد و دید وسط داد و بیداد تهیونگ، دلش برای چشم‌های پسر روبه‌روش ضعف رفته. «احمق تو همه‌جا هستی، جلوی چشمای بازم هستی، پشت پلکای بستم هستی، توی بطری آبجومی، لا‌به‌لای بانداژای بوکسمی، چشمات کنار بالشمه، حتی تو اون هودی سبزِ نعنایی که ازت بلند کردم، ها تهیونگ؟» مرد حلقه داشت. وقتی دستای بزرگش، که مثل دستای از گور برخاسته‌ای، رنگ‌پریده و کم‌خون بود، گودی شونه تا کتف جیمین رو نوازش کرد؛ روی انگشتش برق زد. «آخرین باری که همچین چیزی خوردم؛ مهمونی تولد هم‌دانشکده‌ای انگلیسیم بود، نزدیک بیست سال پیش... این آب گوجه‌فرنگیش یه کم زیاد نیست؟» #جدی_نگیرید وضعیت: کامل‌شده ✅ کاپل: کوکوی، یونمین ژانر: روزمره، عاشقانه، کمدی، اسمات🔞⛔ نویسنده: نائومی
Little Bunny  by Zabi1212
Zabi1212
  • WpView
    Reads 79,975
  • WpVote
    Votes 4,509
  • WpPart
    Parts 40
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
تو منو دیوونه می‌کنی! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 150,793
  • WpVote
    Votes 16,829
  • WpPart
    Parts 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
+21 more
 " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 " by Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    Reads 7,916
  • WpVote
    Votes 1,197
  • WpPart
    Parts 25
" پس از تو " در سال ۱۸۹۹ استاد روانشناسی دانشکده پزشکی آکسفورد، عاشق دانشجوی خود می شود. عشقی که نه دلیلی برایش وجود داشت و نه پیمانی، عهدی میان قلبها در کار نبود. راز سر به مهری بود که در دلش پنهان داشته بود ، همه این اتفاقات تا قبل از آن بود که بفهمد این علاقه نوشکفته، دوطرفه است... وای از زمانی که مجبور شود برای حفظ سمتش در آن جامعه عشق ناشناس ، دست به بی رحمانه ترین کار بزند... ●●● بعد از تو ، چه بر سر من آمد ؟ ببین از من چه ساختی ؟ آری این منم اما منِ پس از تو... بگو هنوز هم مرا میخواهی؟ شانه‌ات را دیر آوردی سرم را باد برد.... دیر کردی نیمه‌ی عاشق‌ترم را باد برد.... ●●●