میخونم
50 stories
𝑺𝒂𝒗𝒊𝒐𝒓/مُـنـجـی𖤐 by Danny7ian
Danny7ian
  • WpView
    Reads 550
  • WpVote
    Votes 69
  • WpPart
    Parts 39
『تهیونگ، پسری آروم و درس‌خون از یک خانواده‌ی مرفه، و جونگکوک، پسری محبوب و عضو تیم بسکتبال مدرسه. بعضی زخم‌ها التیام پیدا نمی‌کنن؛فقط به انگیزه‌ای برای انتقام تبدیل می‌شن!』 ژانر:درام،رمنس،بی‌ال،مدرسه‌ای،روانشناختی،تراژدی،انتقامی. ″هرروز یک پارت″ °•[در حال آپ...]•° -مشخص نیست قراره توی چند پارت تمومش کنم،اما تعداد پارت ها به صدتا نمیرسه. -این اولین بوک منه،امیدوارم دوستش داشته باشید.
Jaguar|vkook /kookv by kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Reads 9,031
  • WpVote
    Votes 1,188
  • WpPart
    Parts 10
خلاصه داستان ؛ جئون‌جونگکوک و کیم تهیونگ دوتا از مسابقه دهنده های فرمول یک تیم جگوار‌سیاه ، بخاطر یک شایعه بزرگ که باعث محبوبیت بیشترشون بین مردم میشه ،تیمشون مجبورشون میکنه تا پایان مسابقات نقش یک کاپل عاشقو بازی کنن و خب چی میشه که این نقش بازی کردنا اون هارو بهم نزدیک کنه؟ برشی از داستان : -کیم کاری نکن که تبدیل به دوست پسر واقعیت بشم -از همون اول قصدم همین بود ✘ اتمام یافته Writer;Yuna
Tears of Fears ~|| Kookv Au [ ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ ]  by _bunisa
_bunisa
  • WpView
    Reads 59,361
  • WpVote
    Votes 7,860
  • WpPart
    Parts 46
نگه داشتن یک رابطه دشواره. به خصوص اگر معروف باشی و چشم‌های زیادی روت باشه. جونگکوک و تهیونگ همیشه از این موضوع اطلاع داشتن و با این وجود، به رابطه‌ای شانس دادن که حالا چیزی جز تیکه‌های شکسته ازش باقی نمونده بود. یا جایی که وی و ایان اعضای معروف‌ترین بند راک Tears of Fears و شیپِ مورد علاقه‌ی افراد متعددی‌ان. از نظر طرفدارها، اون‌ها دوستان صمیمی و معشوقه‌های خیالی‌ان اما توهمات شیرینشون حسابی از حقیقت به دوره. جونگکوک از تهیونگ متنفره و تهیونگ سعی داره دوست صمیمی‌ و شاید اگر شد، قلب و عشقی که در گذشته صاحبش بوده رو هم پس بگیره. ----❦ 𝘤𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 𖦹 ɴᴀᴍᴇ: اشک‌هایی از ترس‌ها 𖦹 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: کوک‌وی 𖦹 ᴇɴᴅɪɴɢ: هپی 𖦹 ɢᴇɴʀᴇ: ایدل لایف، اسمات، عاشقانه، تکستینگ 🥇 in #Short 🥇 in #رمنس 🥈 in #عاشقانه 🥈 in #Romance
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 93,926
  • WpVote
    Votes 15,726
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 71,255
  • WpVote
    Votes 8,773
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒
Reaching You|•𝘬𝘰𝘰𝘬𝘷 by Rumyme
Rumyme
  • WpView
    Reads 15,814
  • WpVote
    Votes 2,682
  • WpPart
    Parts 20
تهیونگ فهمید که خوابگاهِ همسایه‌ و دوست قدیمیش، دقیقا کنار خودشه. باعث خوشحالی بود، چون دوست داشت که دوباره با پسر وقت بگذرونه؛ اما چیزی که نمی‌دونست... جونگ‌کوک هیچوقت اون رو به چشم دوست نگاه نکرده و نمی‌کرد. ⁂ Couple: Kookv ⁂ Genre: Romance, Friends to Lovers, Daily-life, Drama, AU (می‌تونین از چنل تلگرام با آیدی @jungitata به صورت تلگراف هم بخونیدش!)
fake love ❗عشق دروغین by khakestar
khakestar
  • WpView
    Reads 9,652
  • WpVote
    Votes 655
  • WpPart
    Parts 14
✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶
𝐵 𝑙 𝑢 𝑒  by plapue
plapue
  • WpView
    Reads 3,429
  • WpVote
    Votes 610
  • WpPart
    Parts 30
اون بدون خدافظی رفت. حالا برگشته، ولی نه کنار اون. - خب تهیونگی این نامزدمه؛ جونگکوک. چطوره؟ تهیونگ فقط لبخند تلخی زد و گفت: - اون خیلی خوبه...میشناختمش. ------ 𝑊ℎ𝑦 𝑏𝑙𝑢𝑒? 𝐵𝑒𝑐𝑎𝑢𝑠𝑒 𝑏𝑙𝑢𝑒 ℎ𝑜𝑙𝑑𝑠 𝑏𝑜𝑡ℎ 𝑡ℎ𝑒 𝑜𝑐𝑒𝑎𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑡ℎ𝑒 𝑠𝑘𝑦 - 𝑒𝑣𝑒𝑟𝑦𝑡ℎ𝑖𝑛𝑔 𝑡ℎ𝑎𝑡'𝑠 𝑒𝑛𝑑𝑙𝑒𝑠𝑠. -چرا آبی؟ -چون آبی رنگ دریاست و آسمون... هرچی که بی‌نهایته. -از اینکه زمان واینمیسته تا بتونم تا ابد کنارت باشم متنفرم. - از هر چیزی که متنفری متنفرم. -خب چه اشکالی داره رویامو بهت بدم؟ -بدون تو چطور باید نفس بکشم؟ جونگکوک نمی‌دونست اون پسر قراره روزی عزیز‌ترینش شه، نمی‌دونست تهیونگ از عکس گرفتن از آدما بی‌زاره، اما اون همیشه از چهره‌اش عکس میگیره چون فکر میکنه اون حتی از آسمون هم زیبا تره. -دوباره انجامش بده. - همیشه منتظر هم بودیم نه؟
Dandelions by taeguvkphillia
taeguvkphillia
  • WpView
    Reads 958
  • WpVote
    Votes 124
  • WpPart
    Parts 23
- خلاصه : تهیونگ همیشه فکر می‌کرد سرنوشتش رو از قبل دیده. توی رویاهاش همیشه یک آلفایی بود که قرار بود شریک آینده‌اش باشه و تهیونگ سال‌ها منتظرش مونده بود. اما وقتی بالاخره با اون آلفا روبه‌رو شد، انگار همه‌چیز روی سرش خراب شد. جونگ‌کوک حتی سعی هم نمی‌کرد از تهیونگ خوشش بیاد؛ آلفایی سرد، بی‌تفاوت و بی‌حوصله بود که امگایی مثل تهیونگ حتی لحظه‌ای هم توجهش رو جلب نمی‌کرد. با این همه، قرار نبود تهیونگ دست از تلاش کردن برداره و تصمیم گرفته بود هرطور شده، قلبِ جفت حقیقی‌ش رو به دست بیاره. ولی هرچی زمان می‌گذشت، امیدش و اراده‌‌اش کم و کم‌تر می‌شد... نکنه اصلاً تمام رویاهایی که دیده بود، فقط یک‌ مشت دروغ بودن؟ ‹ Genre: Omegaverse, Romance, Angst, Smut, Drama ‹ Translator: Xookoo ‹ Couple: Kookv