Berila_15's Reading List
7 stories
Heir of Love by Jinavkook7
Jinavkook7
  • WpView
    Reads 3,297
  • WpVote
    Votes 822
  • WpPart
    Parts 17
"_عقلتو از دست دادی تهیونگ؟ به همجنس خودت علاقمند شدی؟" "_کجای این کار گناهه؟ مگه عشق دست خود آدمه هیونگ؟ " "_بگو... بگو که دارم کابوس میبینم و این واقعیت نداره...بگو که قرار نیست چشمات کسی جز من رو ببینه، دستات تن کسی جز منو لمس کنه و لبات، روی لبای کسی جز من بشینه... بگو که قرار نیست نیلوفر آبیتو ترک کنی شاهزاده من." "_گریه نکن قلبم... میخوای تو بارون چشمات غرق بشم که حتی آسمون هم بفهمه چقدر عاشقتم؟" ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ عشق؛ زیباترین احساسی که ندانسته به جانت میوفته و داخل قلبت جوانه میزنه و وقتی به خودت میای، میفهمی نمیتونی ریشه اش رو ببری. عشقی ممنوعه و تلخ در کل تاریخ، میان شاهزاده و رعیت...قلب هایی که ناخواسته و ندانسته به هم پیوند میخورن و حالا...چه کسی میدونه قوانین بی رحم دنیا چه برنامه ای برای آن دو مرد جوان در نظر داره و قلم سرنوشت، قراره چطور داستان عشق اونا رو بنویسه؟ ⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒⭒ ♛Couple: Vkook, Yoonmin ♛Genre: Romance, Dram, Historical, Smut, Royal ♛Ending: Happy end ♛Writer: Stella ♛Chanel: @Vkook_temple7
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
w_crow
  • WpView
    Reads 20,284
  • WpVote
    Votes 2,033
  • WpPart
    Parts 28
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
I'M SORRY by kDancerr_
kDancerr_
  • WpView
    Reads 3,580
  • WpVote
    Votes 372
  • WpPart
    Parts 19
_ولی من ازت حاملم +خودت و بچت هردو با هم برین به جهنم ________________________________________ تهیونگ یه امگای ۱۸ ساله، به خاطر جفتش از همه‌چیز و همه‌کس می‌گذره و انتظار داره که اونم پشتش باشه... اما جونگ‌کوک، آلفایی که تهیونگ رو به خاطر پول، قدرت، و یه آینده بدون دردسر، تنها می‌ذاره - با یه بچه تو شکمش.» حالا بعد از سال‌ها، وقتی سرنوشت دوباره روبه‌روی هم قرارشون می‌ده... آیا تهیونگ هنوز هم اون امگای عاشقه؟ کاپل:کوکوی_یونمین.... ژانر:امگاورس_درام_خیانت_اندکی اسمات روزهای آپ: بستگی داره چقدر ازش خوشتون بیاد ❗️❗️تمامی این فیک بر اساس تخیلات یک نویسنده هستش و هیچ ربطی به زندگی واقعی اشخاص نداره
Our Mistake  by hkkbfrdv
hkkbfrdv
  • WpView
    Reads 104
  • WpVote
    Votes 16
  • WpPart
    Parts 3
در دنیایی پر از هیاهو امگایی بی رحم همراه با الفایی پشیمان.. ایا زندگی ماجرای انها را در همین یک جمله خلاصه میکند و تمام؟ «هر که خود داند و خدای دلش.. که چه دردیست در کجای دلش!» *** کاپل: یونمین. تهکوک. ژانر: امگاورس. طنز. درام
𝙺𝚊𝚛𝚏𝚘 by Me_Teshbo
Me_Teshbo
  • WpView
    Reads 836
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 11
اسم فیک‌چت : Karfo کاپل : ویکوک/کوکوی (ورس) ژانر : فیک چت، روزمرگی، اسمات، کمدی خلاصه‌ی فیکشن : طی یه سوءتفاهم خیلی پیش پا افتاده و کلیشه‌ای، کیم تهیونگ بازیگر معروف از جئون جونگ‌کوک بازیگر تازه‌کار و خواننده‌ی تازه‌کار جدا میشه. پس از گذشت چند سال جئون جونگ‌کوک دوباره به حرفه‌ی بازیگری برمیگرده اما تهیونگی رو میبینه که کاملا عوض شده و حالا از کوک متنفره... تیکه‌ای‌ از فیک‌چت : -ازت متنفرم حتی یه لحظه هم نمیخوام ببینمت بعد تو میگی بخشیدن؟ جای بخشیدنی نمونده کیم جونگ‌کوک! +هنوزم منو کیم جونگ‌کوک صدا میزنی تهیونگیِ من، همین یعنی هنوزم ته دلت منو میخوای:) چنل تلگرام : @btsvkmoon آیدیِ‌ واتپد و تلگرامِ نویسنده : @Me_Teshbo نویسنده : تشبو
predetermined(از پیش تعیین شده) by minhana1378
minhana1378
  • WpView
    Reads 503
  • WpVote
    Votes 68
  • WpPart
    Parts 6
کاپل: تهکوک فرعی ها: یونمین، نامجین ژانر: امگاورس، انگست، عاشقانه، اسمات خلاصه: همه چیز از پیش تعیین شده بود. ازدواجش با جانشین پک لوتوس، بچه دار شدنش، نشستنش، بیدار شدنش، هیت شدنش و همه چیز از پیش تعیین شده بود و حق دخالت توش رو نداشت چرا؟ چون به امگا بود. نویسنده: hana
The Unfinished Half of Us by Berila_15
Berila_15
  • WpView
    Reads 387
  • WpVote
    Votes 64
  • WpPart
    Parts 5
+یعنی داری میگی تموم اون عذاب هایی که کشیدم و اون همه بلا هایی که سرم اومد به خاطر این عشق بود؟ پس اگه عشق اینه...من قید همه چی‌‌ رو میزنم..و بیخیال این عشق میشم...