ایتیز
9 stories
می‌دونی من چی میبینم  by user20576447
user20576447
  • WpView
    Reads 10,194
  • WpVote
    Votes 1,299
  • WpPart
    Parts 44
می‌دونی چی میبینم 👁️ کامل شده کاپل : ووسان ، جونگسانگ ، یونگی ژانر : اکشن ، رمنس نگاش به دختر جوانی افتاد که داشت با دقت به گلها نگاه میکرد ، مطمئنا داشت فکر میکرد کدوم یکی رو می‌تونه انتخاب کنه .... ماشین با سرعت داشت نزدیک میشد و وویونگ داشت میدید سوختن بیش از اندازه ی دختر جوان رو و مرگی که براش اتفاق میوفته : نه نمیذارم اتفاق بیوفته .... میتونم جلوش رو بگیرم . ماشین کامل نزدیک شده بود و وویونگ کج شدنش رو دید .... همزمان که ماشین واژگون شد و اون صندوق های چوبی پشتش روی زمین ریختن وویونگ با شیرجه ای به سمت دختر جوان اونو عقب کشید : مراقب باش . مردم با وحشت و داد از اطراف فرار میکردن .... محتویات توی صندوق ها شیشه هایی پر از اسید بودن که حالا روی زمین ریخته بودن : هی شما دو نفر خوبین .... _ اون پسره ، دختره رو نجات داد .... _ یکی زنگ بزنه به اورژانس انگاری این پسره بدجور سوخته .
I'm The MFKIN' DEVIL (Yungi | Woosan) by SanShineAfterRain
SanShineAfterRain
  • WpView
    Reads 10,030
  • WpVote
    Votes 1,711
  • WpPart
    Parts 17
جونگ یونهو رئیس مافیا شده بود که انتقامشو بگیره و نمیزاشت هیچکس جلوشو بگیره. نه رئیس یه کِلَن مافیای دیگه مثل خودش!!نه اون سونگ مینگیِ لعنتی که فقط بلد بود پاشو بین پاهاش بزاره و با گذاشتن لباش روی لبای یونهو اونو خفه کنه!! مینگی نمیتونست نظر یونهو رو عوض کنه..نه تا مثل سان بهش پیشنهادی مثل کشتنش رو نمیداد! ولی یونهو هیچوقت نمیدونست مینگی به دنبال بهتر کردن اون نبود..بلکه به دنبال چشماش بود.چشمایی که فقط میخواست نگاهشون به اون باشه! Ateez - Yungi , Woosan
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 24,280
  • WpVote
    Votes 2,784
  • WpPart
    Parts 44
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق
Atonement | جبران   by Zherminal
Zherminal
  • WpView
    Reads 4,590
  • WpVote
    Votes 625
  • WpPart
    Parts 24
برای خیلی از آدم ها ناامیدی مستمر جای خودش رو به درد و افسردگی میده. ولی برای وویونگ اینجوری نبود؛ ناامیدی رو به خشم رفت. سان، افسر جاه طلب مواد مخدر مدت ها بود که اکس غیرقابل کنترلش، وویونگ‌، رو کنار گذاشته بود. ولی اون شب، دقیقا زمانی که داشت مجبور میشد شکست رو بپذیره، وویونگ مثل یه بلای آسمونی ظاهر شد؛ مثل یه صاعقه.
The Marsh فصل سوم by Baran_moongirl
Baran_moongirl
  • WpView
    Reads 214
  • WpVote
    Votes 26
  • WpPart
    Parts 3
کاپل: یونگی، ووسان، سونگجونگ، جونگسانگ ژانر: مافیا، روانشناختی، انگست، اکشن، اسمات (حتما فصل‌های اول و دوم رو از بوک دیگه‌ای بخونید.)
The marsh فصل دوم by Baran_moongirl
Baran_moongirl
  • WpView
    Reads 3,018
  • WpVote
    Votes 385
  • WpPart
    Parts 23
کاپل: یونگی، ووسان، سونگجونگ، جونگسانگ ژانر: روان‌شناختی، مافیا، انگست، اکشن، اسمات (مرداب، داستان زندگی کسی که در مرداب دنبال دستی برای نجات بود) حتما فصل اول رو از بوک دیگه‌ای بخونید.
The Telepath |Woosan| by SanShineAfterRain
SanShineAfterRain
  • WpView
    Reads 13,318
  • WpVote
    Votes 1,825
  • WpPart
    Parts 15
"تو استریت نیستی نه؟" "با از این بالا دیدن اون چهره..انتظار داری بازم استریت باشم چوی سان؟" چوی سان یه تلپاته.اگر این مفهومی درست برای تعریفشه‌.در واقع اون وقتی کسی رو لمس میکنه همراه خاطراتش درد هاش رو هم به خودش جذب میکنه. تمام روزای زندگیش رو همینطور گذرونده..ولی چی میشه اگر کسی پیدا شه که بتونه کمکش کنه؟چی میشه سان بلاخره کسی رو پیدا کنه که افکارشو بهش تحمیل نکنه؟ جونگ وویونگ یه پلیسه. کسی که چوی سان رو توی یه ماموریت نجات میده. و سان توی همون دیدار اول ازش متنفر میشه. ولی مشکل اصلی اینه که با اینکه سان زخمی و خسته بود، وویونگ با دیدنش فقط به یه چیز فکر کرد. "اوه..اون زیباست." و یه روز جونگ وویونگ به خودش میاد و میفهمه که میخواد هر چیزی که توی مسیر اون پسر قرار میگیره رو نابود کنه!
The Marsh  فصل اول by Baran_moongirl
Baran_moongirl
  • WpView
    Reads 6,941
  • WpVote
    Votes 651
  • WpPart
    Parts 24
ژانر:مافیا.روان شناختی.انگست.اسمات کاپل:یونگی.ووسان.سونگجونگ.جونگسانگ (مرداب، داستان زندگی کسی که در مرداب دنبال دستی برای نجات بود) خلاصه: وویونگی که توسط یکی از دوستای قدیمیش که رئیس مافیاست دزدیده می‌شه، تلاش می‌کنه از دستش فرار کنه، ولی این شخص از بیماری روانی رنج می‌بره و باعث می‌شه وویونگ تا مدتها آزار ببینه...
𝐑𝐞𝐝 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐢𝐜🩸 (𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧) by Hera_ishere
Hera_ishere
  • WpView
    Reads 3,065
  • WpVote
    Votes 418
  • WpPart
    Parts 12
سرگرد چوی سان، رئیس جدید واحد جرایم سایبری، اخیرأ در مقابله با موج جعل اطلاعات شخصاً رهبری تیم مقابله رو برعهده گرفته بود؛ اما خبر نداشت که تحت نظر هکری خطرناک به نام جونگ وویونگ قرار گرفته. پسر بیست و هشت ساله‌ای که وقتی فهمیده بود رئیسش قصد داره چوی رو از بین ببره، درموردش کنجکاو شده و برای شناختش نقشه‌ای کشیده بود؛ اما افسر خیلی زود متوجه شد و تلاش کرد تا بازی رو به‌نفع خودش برگردونه. این رویارویی باعث شد که پسر جوون نه تنها سرگرم بشه، بلکه کنجکاویش هم تقویت و جذبِ این مرد باهوش و جدی بشه. بنابراین تصمیم گرفت که اجازه نده تیم قدرتمندِ مافیایی که براشون کار می‌کنه جون سرگرد رو بگیره. اما بازی بین این دو نفر پُر از رمز، خطر، و کششی پنهانه که ممکنه خشم مافیا به‌ویژه ریچارد لی رو برانگیخته کنه... Couple: Woosan, Yungi Channel: @Herahomee