خوانده نشده ۶
115 stories
TigerBun🐯🐰 by sara860606
sara860606
  • WpView
    Reads 316,473
  • WpVote
    Votes 49,765
  • WpPart
    Parts 57
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!" ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد. پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟" پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟" پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!" ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ کاپل: ویکوک
 Vkook fics by kookie78draem39
kookie78draem39
  • WpView
    Reads 44,102
  • WpVote
    Votes 979
  • WpPart
    Parts 16
معرفی فیک های ویکوکی که عاشقشونم ❤️❤️ و ممنون از همه ی رایترا واقعا که وقت میزارن و همیچین فیکای قشنگی مینویسن🤧❤️ همچنین اهنگ های انگلیسی مختلف و مانهوا و وان شات های مورد علاقم رو هم باهاتون به اشتراک میزارم🖤
Silence & shadow/سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 67,992
  • WpVote
    Votes 7,444
  • WpPart
    Parts 22
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko
My Beloved Spouse🦢°"روانیه جذاب" °My love🍷⛓️ by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 19,997
  • WpVote
    Votes 1,730
  • WpPart
    Parts 24
- تو منو دوست داری؟ -اگه بگم آره میری و تنهام میزاری! کیم تهیونگ پسری که با خنگ و کیوت بازی هاش دل قلدر مدرسه جئون جونگکوک. رو میبره کسی که همه ازش میترسن کسی که صاحب بزرگ ترین شرکت تجاری کشور هست... نه نههه عاشقش نشو بهش وابسته نشو نزدیکش نشو.... من عاشقش شدم عاشق کسی که نامزد داره ی عشق ی طرفه «پایان یافته» «احتمال فصل 2» کاپل :کوکوی یونگمین نامجین و.... دوستانه، عاشقانه، امگارس، مدرسه ای ، ازدواج،
vampires shift  by Q_loco
Q_loco
  • WpView
    Reads 49,136
  • WpVote
    Votes 8,068
  • WpPart
    Parts 46
جونگکوک برای یه ماموریت به یه شهر مرموز میره و تازه میفهمه حرفایی که درمورد اونجا شنیده شایعه نیست خلاصه*~~~ -خودتو با اینکه تهیونگ عاشقته گول نزن -احساس گناه چیز بدیه -عشق؟ توی لغت نامه کیم تهیونگ تعریف نشده. -مامانتو خیلی دوس داشتی مگه نه؟ #vkook #horror #romance
𝖯𝗈𝗂𝗌𝗈𝗇𝗈𝗎𝗌 𝖩𝖺𝗌𝗆𝗂𝗇𝖾 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 48,975
  • WpVote
    Votes 5,840
  • WpPart
    Parts 17
{ کامل‌شده ✓ } تنها قانونی که برای حفظ امنیت وجود داشت، ساده بود: "هیچ‌وقت در رو برای کسی باز نکن." اما تهیونگ اون شب استثنا قائل شد...و حالا دیگه راهی برای فرار نداشت. ┆ ᯓ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 ┆ ᯓ𝘎𝘦𝘯𝘦𝘳: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘚𝘭𝘰𝘸𝘣𝘶𝘳𝘯, 𝘖𝘣𝘴𝘦𝘴𝘴𝘪𝘰𝘯, 𝘚𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝘭𝘪𝘧𝘦 ┆ ᯓ𝘊𝘩𝘦𝘤𝘬 𝘖𝘶𝘵 𝘛𝘩𝘦 𝘗𝘳𝘰𝘭𝘰𝘨𝘶𝘦 𝘍𝘰𝘳 𝘔𝘰𝘳𝘦 𝘐𝘯𝘧𝘰 ┆ ᯓ𝘗𝘶𝘣𝘭𝘪𝘴𝘩𝘦𝘥 𝘖𝘯: 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩 4, 2025
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ by Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Reads 33,784
  • WpVote
    Votes 4,628
  • WpPart
    Parts 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒
ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ by Parallel_2006
Parallel_2006
  • WpView
    Reads 34,256
  • WpVote
    Votes 4,435
  • WpPart
    Parts 32
《 جیسونگ امگا 19 ساله ای که برای قبولی تویه دانشگاه شب رو تو بهترين بار سئول میگذرونه به خاطر هیتش بدون این که بهفهمه هیتش رو با یک آلفا می‌گذروند اما صبح بعد اون اتفاق میترسه و قبل بیدار شدن الفا فرار میکنه حالا چی میشه اگه جیسونگه داستان ما یک ماه بعد دقیقا موقعی که قرار برای دانشگاه آماده بشه بفهمه که بارداره!؟ و از ترس این که اون الفا بچش رو سقط نکنه یا از جیسونگ بخواد بعد به دنیا امدن بچه اون و بهش بده بهش چیزی نگه و شیش سال تمام خودش بچه رو به تنهایی بزرگ کنه؟! و حالا چی میشه اگه اون آلفا لی مینهو آلفای اصلی باشه که صاحب بزرگ ترین شرکت واردات تجهیزات پزشکی و این دم و تشکیلات فقط پوشیش باشه برای کثافت کاری هاشه!؟ حالا دیگه جیسونگ 25 ساله شده و قرار سونو پسر شیش سالش رو به مدرسه ای ببره که دقیقا خواهر زاده مینهو میره به نظرتون مینهو جیسونگ رو یادشه؟! جیسونگ با دیدن مینهو اونم بعد شیش سال چه ری اکشنی نشون میده!؟ _دایی دایی سونو خیلی شبیه شماست مگه نه!؟ _حتما الفاتون خیلی خوشحاله از داشتن همچین خانواده ای _تو از اولم تو این خونه جایی نداشتی _امیدوارم بتونی پاپا رو ببخشی پسرم ولی این به نفع خودته به نظرتون چی در انتظار این خانواده سه نفره هست!؟》 Coupel:Minsung,Hyunlix,Chanmin Gener:Omegaverse,comedy,smut Writer:The parallel
Luscious Love (AU)✅️ by OceanBlue_soul
OceanBlue_soul
  • WpView
    Reads 55,760
  • WpVote
    Votes 8,759
  • WpPart
    Parts 34
Up: fridays Couple: minsung - hyunlix - 2chan - seungin Genre: romance - fluff - smut -هوانگ یجی خواهر هوانگ هیونجین، مدل معروف، اشتباهی با اکانت اصلی خودش زیر پست لی فلیکس شیرینی پز و ولاگر معروف کامنت میذاره و باعث میشه برادرش و لی فلیکس توی مسیر یه عشق شیرین حرکت کنند.
{ Deaf mute }KOOKV by ah_fiction
ah_fiction
  • WpView
    Reads 54,415
  • WpVote
    Votes 4,543
  • WpPart
    Parts 14
اگر عاشق امگاورس هستی این فیک واسیه تو عه پایان یافته📍 ژانر : امپرگ - امگاورس - اسمات - هپی اند خلاصه جونگ کوک 37 ساله بعد از مرگ جفتش به این فکر کرد که بچه نداره پس بهتره که زودتر واسه خودش یه جفت پیدا کنه تهیونگ امگای زیبا و دلربا بایه مشکل بزرگ سیع داره که از خودش و پدر فلج و مادر پیرش مراقبت کنه