Kookv
111 stories
𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖕𝖊𝖗𝖘𝖔𝖓 𝖎𝖓 𝖂𝖗𝖔𝖓𝖌 𝖜𝖔𝖗𝖑𝖉 by ihatemae
ihatemae
  • WpView
    Reads 37,725
  • WpVote
    Votes 5,430
  • WpPart
    Parts 30
"ᴡʀᴏɴɢ ᴘᴇʀsᴏɴ ɪɴ ᴡʀᴏɴɢ ᴡᴏʀʟᴅ" ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴜᴘᴇʀɴᴀᴛᴜʀᴀʟ, ғᴀɴᴛᴀsʏ, ʜᴀʀsʜ, sᴍᴜᴛ, ᴍᴘʀᴇɢ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · خلاصه: تهیونگ گوشه‌ی توالت کلاب به خواب می‌ره و در جهانی بیدار می‌شه که متعلق به اون نیست؛ میون گروهی از دختران و پسران باکره. جهانی که افراد رایحه‌های غلیظ از خودشون به جا می‌ذارن و رفتار بدوی پیشه کردن. اون دزدیده شده و طبق گفته‌های دیگران مجبور به تقدیم بدن خودش به رئیس خون‌خوار قبیله‌ست. قبل از این‌که تهیونگ فرصتی برای تطبیق و خو گرفتن با جهان اطرافش داشته باشه، وسط یکی از رسوم وحشیانه‌ی ساکنین جهان موازی گرفتار می‌شه و مجبور به فرار کردن از ده‌ها مرد درشت‌اندام و گرگ‌های وحشتناک، مثل طعمه‌ای بیچاره می‌شه؛ مراسم شکار همسر. تهیونگ توسط جاکوب، قدرتمندترین پادشاه خون‌خواری که جهان به خودش دیده انتخاب می‌شه؛ این یک شانسه یا بداقبالی؟ · · ─────── ·𖥸· ─────── · · این کتاب ترجمه، بازگردانی و تغییریافته‌ی یک رمان انگلیسی‌زبانه و تمام حقوق نسخه‌ی فارسی‌زبان اون متعلق به مترجمه.
Affliction  by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 165,149
  • WpVote
    Votes 13,804
  • WpPart
    Parts 55
جئون جونگکوک، کسی که دقیقا‌ً مثل یک آفت درست وسط زندگی کیم‌ تهیونگ افتاده، یک بوکسور ماهره،ولی تهیونگ اینطور فکر نمی‌کنه، به‌نظر تهیونگ، جونگکوک بداخلاق‌ترین، بی‌ادب‌ترین، و بدترین آدمی هست که اون به چشمش دیده. ولی مرز بین عشق و نفرت، یک مرز باریکه. و اون‌ها باید از اون مرز بگذرن تا متوجه بشن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.
Wild heart by glanda_kv
glanda_kv
  • WpView
    Reads 114,563
  • WpVote
    Votes 9,219
  • WpPart
    Parts 34
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
🔞Seducer daddy🔞 by taevau
taevau
  • WpView
    Reads 366,781
  • WpVote
    Votes 38,525
  • WpPart
    Parts 36
جانگکوک پسر گی ای🏳️‍🌈 که تو بار کار میکنه و تهیونگ پسری که مطمئنه استریته و از گیا بدش میاد چی میشه اگه جانگکوک نقطه ضعف پسر رو پیدا کنه و بخواد اذیتش کنه؟ ⛓ کاپل : کوکوی (کوک : تاپ_ته : باتم) کاپل فرعی : (یونمین ) ژانر : رومانتیک ، دراما ، یکم کمدی ، مدرسه ای ، اسمات 💦 ، (میبی بی دی اس ام 🔞👩🏻‍🦯) وضعیت : تموم شده ***** خبب بزارین چند تا نکته رو بگم بهتون • اول اینکه این فیک شامل صحنه های باز اسماته🔞 پس اگه بدتون میاد نخونین❌ •دوم اینکه هر دوشون سال اخر دبیرستانشونه کوک یه سال عقب افتاده و چون از همه بزرگتره همه ازش حساب میبرن •و در اخر اینم بگم که ته یجورایی هموفوبیکه (یجورایی...نه اینکه تنفر داشته باشه) بخاطر همین کوک تصمیم میگیره اذیتش کنه و ... خب بقیشو خودتون بخونین دیگه🥲😂 Ranking : 1 => jungkook 1 => boyxboy 1 => btssmut 1 => btssuga 1 => fanfic 1 => btsboys 1 => btsfanfic Start at : 01/1/1 => 1 , farvardin , 1401 Finished at : 01/6/13 => 13 , shahrivar , 1401
𝙎𝙖𝙡𝙞𝙫𝙖 𝙏𝙝𝙚𝙧𝙖𝙥𝙮  |  𝖪𝖵ᵃᵘ by Theota7
Theota7
  • WpView
    Reads 3,086
  • WpVote
    Votes 492
  • WpPart
    Parts 17
𓍯 𝗡𝗮𝗺𝗲: 𝖲𝖺𝗅𝗂𝗏𝖺 𝖳𝗁𝖾𝗋𝖺𝗉𝗒 | بزاق‌درمانی 𓍯 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲𝘀: 𝘚𝘶𝘱𝘦𝘳𝘯𝘢𝘵𝘶𝘳𝘢𝘭, 𝘍𝘢𝘯𝘵𝘢𝘴𝘺, 𝘙𝘰𝘮𝘤𝘰𝘮, 𝘚𝘮𝘶𝘵. 𓍯 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲𝘀: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝖵, 𝖭𝖺𝗆𝗃𝗂𝗇, 𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇. 𓍯 𝗨𝗽 𝗦𝘁𝗮𝘁𝘂𝘀: 𝘙𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘰𝘯 𝘝𝘪𝘳𝘵𝘩𝘥𝘢𝘺~! ‌ خلاصه: یکی بود، یکی نبود... غیر از خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها و آدمیزادها هیچ‌کس نبود! الانِ ما خیلی سال بعدتر از زمانی بود که خون‌آشام‌ها برای سیراب‌شدن آدم می‌کشتن و گرگینه‌ها برای سیرشدن، خون‌آشام. در زمانِ حال، کیم تهیونگ، خون‌آشامِ هیلِرِ دویست‌وبیست‌ساله‌ایه که آب‌دهنش درمانگره. موهبتِ غیربهداشتی‌ایه؛ اما چی می‌شه اگه توی فستیوالِ صلح، جئون جونگ‌کوک یک گرگینهٔ زخم‌و‌زیلی باشه که برای درمان‌شدن به غرفهٔ اون میاد؟! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ⏔⏔⏔ ꒰ ᧔ෆ᧓ ꒱ ⏔⏔⏔ ‌ _ می‌خوای باور کنم لب و..گردن و..اون..اون..نـ-نیپلت رو..از قصد زخمی نکردی؟! _ باور کنی یا نه، الان قراره لیس‌شون بزنی! ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌⏔⏔⏔ ꒰ ᧔ෆ᧓ ꒱ ⏔⏔⏔ ‌ ‌ به مناسبتِ سالروزِ میلادِ باسعادتِ کیم تیرتیر! کامینگ سون ;d
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 119,051
  • WpVote
    Votes 11,411
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
Koko and Meow |au| by Itsshadowbaby
Itsshadowbaby
  • WpView
    Reads 46,469
  • WpVote
    Votes 6,770
  • WpPart
    Parts 23
تبدیل شدن گربه زخمی ای که به خونه‌ش آورده بود، میتونست آخرین چیزی باشه که جونگ‌کوک انتظارش رو داشت! "-لعنتی چشمات... بگذریم، لطفا بهم بگو این یه خواب فاکیه و تو واقعا دم و گوش نداری." "+دارم... میخوای دست بزنی؟" "-چی؟!!" کاپل: کوکوی - هر جمعه آپ میشه
 𝐈 𝐜𝐚𝐧 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐬𝐚𝐲 :)  l̷m̷ s̷o̷r̷r̷y̷ h̷o̷n̷e̷y̷  by namjin_emmaa
namjin_emmaa
  • WpView
    Reads 5,914
  • WpVote
    Votes 492
  • WpPart
    Parts 4
_ فقط یک چیز میتونم بگم :) متاسفم عسلم _ زندگی همیشه پایدار نیست... زندگی تهیونگ همیشه پایدار بود اونم به روی خوبش.. خانواده پولدار و عالی و جفت جنتلمن و زیبا... اما وقتی خانواده شو از دست داد الفاش کنارش بود... اما...دقیقا پنج سال از زندگی مشترک شون گذشته بود و روزی که توله خودشو الفاشو به دنیا اورد زندگیش از پایداری خارج شد... دیگه قرار نبود هیچ وقت خوشحال باشه :) ژانر : امگاورس - امپرگ - انگست - سد اند 🍓 پارت ها زیاد بلند نیستن پس نگران تعداد نباشید 🍓 وضعیت : پایان یافته کاپل اصلی : کوکوی نویسنده : 🪄 Mirai 🔮
𝐃𝐄𝐀𝐑 ��𝐌𝐘 by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 71,606
  • WpVote
    Votes 5,919
  • WpPart
    Parts 23
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
Jaguar|vkook /kookv by kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    Reads 7,488
  • WpVote
    Votes 1,012
  • WpPart
    Parts 10
خلاصه داستان ؛ جئون‌جونگکوک و کیم تهیونگ دوتا از مسابقه دهنده های فرمول یک تیم جگوار‌سیاه ، بخاطر یک شایعه بزرگ که باعث محبوبیت بیشترشون بین مردم میشه ،تیمشون مجبورشون میکنه تا پایان مسابقات نقش یک کاپل عاشقو بازی کنن و خب چی میشه که این نقش بازی کردنا اون هارو بهم نزدیک کنه؟ برشی از داستان : -کیم کاری نکن که تبدیل به دوست پسر واقعیت بشم -از همون اول قصدم همین بود ✘ اتمام یافته