Hecate_97's Reading List
2 stories
 دفتر واژها 🪐 by Belle-26
Belle-26
  • WpView
    Reads 14
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 4
حرف‌هایی که گاهی فقط در سکوتِ شب راه ی برای گفته شدن پیدا می‌کنند💫 2026/3/3🌻 اپ 2شنبه /4شنبه 🌙
BOSEGAH ▪︎ بوسِگاه by rakhshanpazhuhan
rakhshanpazhuhan
  • WpView
    Reads 382
  • WpVote
    Votes 83
  • WpPart
    Parts 25
((اتمام یافته )) بوسهِ گاه، جایی که عشق در اولین بوسه از یک رویا به حقیقتی ابدی بدل میشه؛ ژانر : کمی انگست ، روزمره ، اسمات ، رمنس کاپل: تهکوک ( اصلی ) یونمین و نامجین ( فرعی ، در طول داستان با رابطه شون کاری نداریم ) ●●● نویسنده : rakhshanpazhuhan ملقب به : GOLDEN قسمتی از داستان : لب های گرم مرد رو روی گردنش احساس کرد ، پوستش مور مور شد ، دست هاش رو روی بازوش گذاشت تا صورت مرد به سمتش بالا بیاد و بهش نگاه کنه . _ تهیونگ... _ جانم؟ نگاهش رو با معصومیت و اشوه ی خاص خودش که تازه کشف کرده بود نقطه ضعف مرده بهش داد. _ چه طوری یه کاری کردی که این قدر عاشقت بشم ؟ پشت حرفش خندهی زیبای کرد که ارامش ازش میبارید... تهیونگ که صداش گرم و دلنشین به گوش میرسید زمزه کرد. _دل بری میکنی پسرم؟ با لحن صر حالیی که شیطنت ازش میبارید گفت. _نکنم؟ چشم های مردش با مهربونی روی اعضای صورتش میگذشت بعد از چند ثانیه لب زد ... _ من خیلی وقته دل رو بهت باختم شیرینم . _ویکتور ؟ با صدایی همیشه گرمش لب زد _جانِ دلش؟ _دوستت دارم! مرد خنده ی خوشحالی کرد و پیشونیه جونکوک رو بوسید : _منم دوستت دارم؛