Exo
24 stories
I wish you were real by -Haraw-
-Haraw-
  • WpView
    Reads 4,591
  • WpVote
    Votes 634
  • WpPart
    Parts 13
⑅ - COMPLETE - ⑅♡ کدوم رومئو‌یی رو میشناسی که بعد جولیت‌ش عشق رو تجربه کنه؟ اگه این، عشق بی حد و مرزشون نسبت به همدیگه بوده ؛ پس فاک به رومئو و جولیت..! ⁦☬🪐 -ꫀꪀꫝꪗρꫀꪀ-
silent Scream_ فریاد خاموش  by morthin13
morthin13
  • WpView
    Reads 7,862
  • WpVote
    Votes 728
  • WpPart
    Parts 14
Couple : jakehoon _ جیکهون _sungjake_heesun_ jaywon این سوختن میپرستم وقتی جهنم تویی.! نفس هایی که خواستنش رو فریاد می‌کشید باید درون هیاهو قلبش گم میشد تا این درد رو برای همیشه دفن می‌کرد. اما هر دو نمی دانستن چقدر برای هم بی تابن، این نداستن همان نفرتی بود که عشق ممنوعه شد. Genre : مافیایی _ Exciting _عاشقانه _ فیکشن انهایپن _ Mystery Jaywoon_جیوون_هیسان_هونجیک_hoonjake enhypen _انهایپن
Tacenda by mellirora
mellirora
  • WpView
    Reads 1,454
  • WpVote
    Votes 269
  • WpPart
    Parts 3
"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.
Pieces of a Rose [TXT fanfiction] by _mulannn
_mulannn
  • WpView
    Reads 2,666
  • WpVote
    Votes 345
  • WpPart
    Parts 18
سکوتی که همه‌جارو پر کرده بود، حتی از ناقوس مرگ بلندتر و کرکننده‌تر بود. پسر قسم میخورد که بوی خون رو احساس می‌کرد. انقدر شدید که باعث پیچ خوردن دلش میشد ولی بازهم قدم‌های لرزونش رو به سمت تالار مگنولیا برمیداشت. وقتی با سر انگشتان یخ‌زده‌ش در بزرگ و کنده‌کاری شده رو هل داد و وارد تالار شد، وحشتناک‌ترین کابوسش رو اونجا دید. کابوسی که بلاخره اونجا بود تا شکارش کنه و گیرش بندازه. نگاه شوکه و پر از اشکش رو از روی بدن بی‌جون و غرق درخونِ کسانی که روزی بهشون "خانواده" میگفت رو روی شخصی کشید که بالای سرشون ایستاده بود. نیمی از صورتش با خون بقیه قرمز شده بود و همینطور تیغه شمشیرش از خیسی برق میزد. مرد آشنا که حالا براش غریبه‌ترین بود نگاه سوزانی بهش انداخت: _ ببین مجبورم کردی چکار کنم عزیزدلم؟ [txt fanfiction] Yeongyu-beomkai-yeonbin Genre: •Drama •omegaverse •mpreg •angst •Historical •Romance
I Hate My strawberry smell  by shionisher
shionisher
  • WpView
    Reads 38,295
  • WpVote
    Votes 5,086
  • WpPart
    Parts 25
همه چیز از یه پروژه ی زمین‌شناسی شروع شد و با یک افسردگی بعد از سکس (البته فقط توی تصورات خودش ) تموم شد . اما امکان نداشت حتی بعد از پنج سال بومگیو هنوز هم بوی اون فرمون سرد سونبه اش رو یادش باشه ---------- ژانر : امگاورس ، فلاف ، رومنس کاپل : یونگیو ، سوکای امیدوارم دوسش داشته باشین ฅ^•ﻌ•^ฅ
Exile by boyfr1
boyfr1
  • WpView
    Reads 1,361
  • WpVote
    Votes 251
  • WpPart
    Parts 12
پدر بومگیو کاندید ریاست جمهوری کره ست چی میشه رقیبش قصد کشتن بومگیورو داشته باشه. بومگیو باید به یونجون اعتماد کنه؟ ☆̸ ׄ ྀིׅׄ ⊹ 𓂃𓈒 ❀ ۫ ִ 𓈒‌  𔓘生きがい ִֶָ ◞ Author: "beomjunsgirls"
𝙊𝙣𝙚 𝙇𝙖𝙨𝙩 𝙆𝙞𝙨𝙨🥂 [ 𝙊𝙣𝙚𝙨𝙝𝙤𝙩 ] by RealWinko
RealWinko
  • WpView
    Reads 504
  • WpVote
    Votes 36
  • WpPart
    Parts 1
⊹ وانشات: One Last Kiss ⊹ کاپل: جیکهون ⊹ ژانر: انگست، روزمره ⊹ نویسنده: Winko «میتونست بفهمه ذهنش دیگه به مرور کردن این خاطرات اعتیاد پیدا کرده. درست مثل اینکه، دردش باعث میشد بفهمه چرا دیگه گرمایی تو قلبش حس نمیکنه.» لینک چنل تلگرام: @BabyPeachandHisIkeu
Shelter 🪐༉ by RealWinko
RealWinko
  • WpView
    Reads 21,485
  • WpVote
    Votes 2,022
  • WpPart
    Parts 55
⊹ فیکشن: Shelter ⊹ کاپل: جیکهون ⊹ ژانر: School life, Angst, Slice of life ⊹ روز های‌ آپ: جمعه‌ها ⊹ نویسنده: Winko خلاصه: «همه چی از جایی شروع میشه که تو وجود داری..وقتی میخوام بخندم به تو نگاه میکنم، وقتی نیاز داری گریه کنی شونمو بهت قرض میدم، وقتی میخوام فرار کنم دستمو میگیری وقتی میخوای حرف بزنی ذهنتو میخونم. خیلی سعی میکنم ازت فرار کنم ولی حتی موقع فرار کردن هم به پشت سرم نگاه میکنم تا مطمئن شم هنوز داری دنبالم میای. اینجا یه نقطه ی امن واس تو بود و تو اون نقطه ی امن برای من بودی. یه نقطه ی امن با تمام ناامنی‌هاش.» لینک چنل تلگرام: @BabyPeachandHisIkeu
𝘿𝙚𝙜𝙣𝙤 𝙙𝙞 𝙣𝙤𝙩𝙚 [ 𝙊𝙣𝙚𝙨𝙝𝙤𝙩 ] by RealWinko
RealWinko
  • WpView
    Reads 671
  • WpVote
    Votes 42
  • WpPart
    Parts 1
⊹ وانشات: Degno di note ⊹ کاپل: جیکهون ⊹ ژانر: رمنس، روزمره ⊹ نویسنده: Winko «چشم گیر، چیز یا شخصی که وقتی بهش خیره میشی، نمیتونی چشمت رو از روی اون برداری و سرت رو برگردونی» لینک چنل تلگرام: @BabyPeachandHisIkeu
monster  by shinNabiiiii
shinNabiiiii
  • WpView
    Reads 2,216
  • WpVote
    Votes 301
  • WpPart
    Parts 27
دکتر ارشد چوی یونجون؟ دکتر کانگ تهیون؟ دکترچوی بومگیو یا دکتر کای؟ دستای کی جوهری بود؟ اگه اون روز بارون نمیبارید سوبین میتونست اون دفتر خاطراتو بین کتابای دور ریختنی پیدا کنه؟ ژانر: معمایی، عاشقانه، درام کاپل: سکرت، سکرت کارکتر ها: چوی سوبین، چوی یونجون، چوی بومگیو، هیونینگ کای، کانگ تهیون، چوی جیهون.....