میخوام بخونم
6 příběhy
✧⁩✧⁩ goddess of love ⁦⁦✧⁩✧⁩ od MARY_RILL
MARY_RILL
  • WpView
    přečtení 13,128
  • WpVote
    Hlasy 1,874
  • WpPart
    Části 23
اگر عاشق بشید تا کجا پای عشقتون میمونید؟ حتما میگید تا آخرش. خب بیاید آخرش رو ببینیم. این فیک از جایی که با خودتون میگید تموم شد تازه شروع میشه و خوندنش اعصاب فولادین میخواد. couple : sope genre : romance , drama , angst , fantasy , historical , smut [happy end]
+ 9 další
Reflections/بازتاب od fatemeh_mmm
fatemeh_mmm
  • WpView
    přečtení 54
  • WpVote
    Hlasy 9
  • WpPart
    Části 3
اسم فيک: بازتاب/Reflections کاپل اصلی: تهکوک(کوکوی/ویکوک) کاپل فرعی: یونمین ژانر: درام ، معمایی ، فول اسمات ، اکشن ، کمی تخیلی 🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞🔞 چه میشود؟؟ کی فکرشو میکرد؟؟؟ که کیم تهیونگ، بهترین مبارز رزمی و تیراندازی از اجبار مهم ترین قانون جهان را میشکند و روحش را به تن یک زن فاحشه انتقال دهد؟؟؟ پنج ماه فرصت دارد به بدن خود بازگردد، واگرنه روحش شروع به خوردن جسم میزبان می‌کند و تن تبدیل به یک جسم سرگردان می‌شود که به همه حمله میکنم، بی هیچ رحمی. اما شخصی ناشناس جسم واقعی تهیونگ را برده و کسی از جای آن با خبر نیست، به جز یک نفر. شکارچی احیا کننده روح ها.... یعنی جئون جونگکوک....
Mafia's wife🍷Luna"King VKOOK⛓️ همسر مافیا od vkook3748
vkook3748
  • WpView
    přečtení 28,655
  • WpVote
    Hlasy 2,587
  • WpPart
    Části 42
هیچ وقت فکرشم نمیکردی ی روز باهمون حسرتی که نگاهش میکردی بهت نگاه کنه اما..... کارمای عشق : اسیر مافیایی شدم که همه از شنیدن اسمش هم میترسن اما نه من ی احمقم عاشقش شدم فقط با زل زدن به اون چشم ها دلمو بهش باختم اونم وقتی که نامزد سابقش داره برمیگرده تا باهاش ازدواج کنه... ی حس عجیبی داره انگار دیگه قلب ندارم انگار دیگه اون آدم سابق نیستم این بده یا خوب؟ شاید چون رها شدم و رها کردم باختم... چون بهشون اعتماد داشتم کاش هیچ وقت اعتماد نمیکردم کاش هیچ وقت باهاش نمیدیدمش کاپل :تهکوک، نامجین، یونگمین وکاپل های دیگه امگارس، ازدواج اجباری، عاشقانه، دوستانه مافیایی،
I CAN MAKE IT RIGHT od yeki7bts
yeki7bts
  • WpView
    přečtení 40
  • WpVote
    Hlasy 8
  • WpPart
    Části 1
Name: I can make it right Up time:? درست بعد از اینکه فهمید بارداره... دلش از طرف کسی که باتمام وجود عاشقش بود، شکست... و همون آدم تنهاش گذاشت خانوادش طردش کردن.. اما کم نیاورد حالا 5 سال گذشته و اون الان اینجاست... یه آدم موفق، صاحب بزرگترین برند فشن توی دنیا.. مدل ووگ و از همه مهمتر، یه آپای مهربون برای کوچولو هاش.. چی میشه اگه یه دفعه با کسی که از ته دل ازش متنفره رو به رو شه؟ Couple: kookv translater: yekta main author: Taekookieinacuteway
+ 2 další
my wolf🐺 od Lilyrobersonmira
Lilyrobersonmira
  • WpView
    přečtení 957
  • WpVote
    Hlasy 120
  • WpPart
    Části 7
متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
❄️Royal wedding ❄️ od Narsia_alia
Narsia_alia
  • WpView
    přečtení 318
  • WpVote
    Hlasy 76
  • WpPart
    Části 2
❄️قرار بود سئوکجین وارث تاج سلطنتی، جواهرات گرانبها و یک زندگی اشرافی تو قصر باشه. ولی چه اتفاقی میفته زمانی که برای ازدواج به یک پادشاهی کوچیک تو شمال فرستاده میشه. ❄️کاپل اصلی :نامجین ❄️فیک ترجمه ای ❄️کامل شده