favorites
19 stories
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 13,538
  • WpVote
    Votes 1,793
  • WpPart
    Parts 8
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 2,954
  • WpVote
    Votes 473
  • WpPart
    Parts 6
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
INRED | VKOOK by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 1,383,084
  • WpVote
    Votes 92,665
  • WpPart
    Parts 124
In Red - سرخ‌پوش جونگکوک جئون، رئیس زاده‌ی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلول‌های اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓ تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش می‌ایستاد و با گستاخی جوابش رو می‌داد اما کی فکرش رو می‌کرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساخته‌اش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬 _______________________ "اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت! اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!" writer: Nren couple: Vkook Genre: prison-crime-romance-smut
Darvin's Clover | VKOOK  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 16,070
  • WpVote
    Votes 1,960
  • WpPart
    Parts 25
┊Summary: شبدر داروین... کلمه غریبیه، وقتی اولین بار شنیدمش انگار همون کلمه ای بود که لازم بود بلندم کنه، کلمه ای که ما رو وارد دنیای شخصیت هامون میکنه... همه چیز از جونگکوک سیزده ساله ای شروع شد که هیچوقت فکرش رو نمیکرد، یه دوچرخه سواری ساده اینطور سایه تنهایی رو روی زندگی خودش و تهیونگ بندازه...حالا بیست سال، تاوان راضی کننده ای برای سرنوشته؟ ┊Teaser: _ باهام بخواب... _چ... جونگکوک جراتی به خودش داد و در حالی که تلاش میکرد نگاهش رو از عضلات مرد منحرف کنه با صدای بلند تری گفت: _ گفتم باهام بخواب! _ مطمئنی ولیعهد؟ من غریزه‌ی جنسی کنترل نشده ای دارم... نگاه مستقیم و مطمئنش رو به چشمهای تهیونگ داد و مثل خودش جواب داد: _ بذار من به فکر اون بخش باشم، من اولین بارمه...تو باید به فکر لذت بردن من باشی! تهیونگ که تمام این مدت فکر نمیکرد چنین چیزی رو ازش بشنوه، ابروهاش رو بالا فرستاد و نگاهش رو توی اتاق چرخوند: _ اینجا؟ کلی مهمون بیرونه! جونگکوک کت جینش رو روی تخت انداخت و در حالی که گره‌ی کش موش رو از پشت محکم میکرد، لبخندی پر از شرارت زد. _ دقیقا همینجا...حالا اون درو قفل کن و نشونم بده چی بلدی ببر وحشی! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, angst, smut ┊Couple: Vkook, Hopemin ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Saturday
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 72,745
  • WpVote
    Votes 8,587
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 275,409
  • WpVote
    Votes 30,338
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
-3101- | Vkook | Completed  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 136,100
  • WpVote
    Votes 18,393
  • WpPart
    Parts 20
خلاصه: تهیونگ یک نظامیه و توی ارتش کار میکنه و چند سالی هست که با دوست پسرش جونگکوک یک زندگی ساده ولی پر از استرس رو میگذرونن! چون دوست پسرش هر بار که اون به ماموریت میره روز و شبش رو با استرس و دلهره میگذرونه... -3101- Wr: @Moonlike_Rmy Main Couple: Vkook Genre: Angst. Romance. Drama. Imaginary
the ShowCase :::... by btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Reads 886,225
  • WpVote
    Votes 177,980
  • WpPart
    Parts 96
ıllıllı ویترین ıllıllı + خب ، جونگکوک. بهم بگو...چی میبینی؟ - یک بدبخت بیچاره...یک جنس...یک هرزه! + میخوای بدونی من چی میبینم؟ - ....؟ + یک شاهکار...یک زیباییِ غیر قابل انکار! ~.~ ~.~.~ فیکشنی که در "کلیشه ترین" و "قابل پیش‌بینی ترین" وضعیت شروع میشه و در "غیر کلیشه ترین" و "غیرقابل انتظار ترین" حالت ممکن ادامه پیدا میکنه.... ~.~ ~.~.~ ژانر : ( روانشناسی جنسی / سمات / رمنتیک / درام / اکشن / سیاسی ... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامشخص
No Choice by arin_oo
arin_oo
  • WpView
    Reads 1,260
  • WpVote
    Votes 226
  • WpPart
    Parts 13
در جهانی که سایه‌ها نفس می‌کشن و عشق، حکم مرگ داره، دو قاتل از گروه SYN با زنجیر خون به هم بسته‌شدن. ته‌هیونگ، مردی با ذهنی عجیب و قلبی پر از عشق. جونگ‌کوک، سلاحی کامل که فقط برای کشتن برنامه‌ریزی شده. میون مأموریت‌هایی که بوی مرگ می‌ده، میون گلوله‌ها، رازها و حافظه‌های پاک‌شده، عشقی زاده میشه که باید وجود داشته باشه. عشقی که هرچه بیشتر رشد می‌کنه، بیشتر می‌سوزونه. و در انتهای این مسیر، فقط یک حقیقت باقی می‌مونه: وقتی قلبت برای کشتن ساخته شده، عاشق شدن، بدترین گناه ممکنه. 🟣 ژانر:روان‌شناختی / جنایی / عاشقانه‌ی تاریک / دلهره‌آور / معمایی / اکشن / درام کاپل:ویکوک
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 17,459
  • WpVote
    Votes 2,161
  • WpPart
    Parts 21
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00