♡♡
96 stories
𝐌𝐘 𝐃𝐀𝐃𝐃𝐘(𝐨𝐧𝐞𝐬𝐡𝐨𝐭) by bluebutblack
bluebutblack
  • WpView
    Reads 43,301
  • WpVote
    Votes 3,830
  • WpPart
    Parts 5
-من یه ددی دارم که عاشقشم.اون منو دوست هم نداره ولی بهم اعتماد داره.ددی من به هیچکی اعتماد نداره حتی به مامانش که عزیزترینشه.اون دچار بیماری پارانوئیده.حقم داره. یه دشمن بزرگی داره.میدونید کی؟پدرش.چرا؟فقط بخاطر اینکه تصمیم گرفت مثل اون قاچاقچی نباشه.پدرش هر کاری میکنه تا اونو عصبی کنه و به سمت خودش بکشونه.جانگکوک وقتی عصبی میشه غیر قابل کنترل میشه و هر از گاهی دلش میخواد ادم بکشه.من حاضر شدم خودمو مازوخیسم جا بدم وبردش بشم تا به من اسیب بزنه، حرصشو رو من خالی کنه ولی کسی مثل باباش نشه.نمیخوام اونم قاتل بشه. عشقه دیگه خود به خود باعث میشه بخاطرش هرکاری بکنم ژانر: اسمات،اکشن،بی دی اس ام،انگست
Regected by barfikooki
barfikooki
  • WpView
    Reads 1,572
  • WpVote
    Votes 227
  • WpPart
    Parts 8
جئون جونگکوک، امگایی که از جانب همه اطرافیانش طرد شده بود،اون تصمیم گرفت به دوراز بقیه به زندگیش ادامه بده امابا برگشت جفت خیانتکارش همه برنامه هاش بهم خورد #vkook #yoonmin
The Originality (اِصالَت- ویکوک) by ficswan
ficswan
  • WpView
    Reads 33,447
  • WpVote
    Votes 2,821
  • WpPart
    Parts 64
•240710•~•030419• 𝐍𝐀𝐌𝐄: The Originality (اصالت) 🧬 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: تهکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Mafia, Angst, Ramance, Smut 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Parmin Telegram Channel: swanzone یک عشق.. یک جنایت.. دو خاندان مافیا با اختلافات قدیمی، اما جنگجوهای جدید.. جئون جونگکوک (کایان)، امگای خون‌خالصی که به عنوان نائب‌رییس پک جئون شناخته میشد، به دنبال کشف حقیقت مرگ مادرش، به عشق نسبت به دشمنش دچار میشه. کیم تهیونگ (ویلیام) هم متقابلا دل به پسر امگا میده. اما همه چیز زمانی خراب میشه که جونگکوک از واقعیتی «دروغین» آگاه میشه و با دست‌های خودش به معشوقه‌اش شلیک میکنه.. -چیو می‌خوای ثابت کنی؟! +که دوستت دارم.. -و چرا باید حرفتو باور کنم؟ +اون موقع که عاشقت نبودم.. بهم اعتماد کرده بودی. حالا که عاشقتم، بهم اعتماد نمی‌کنی..؟ مشکلت چیه..؟! -نمی‌خوام دوباره فریب بخورم. +اگه فریبت دادم، بهم شلیک کن. -شلیک کردن.. گلوله زدن.. ضرب و شتم و کشتن.. غیر از اینا کاری بلد نیستی؟! +بلد نیستم.. ولی تو که بلدی.. بهم یاد بده. [الهام گرفته از فیلم Dilwale، با تغییرات] Start: ۱۴۰۳/۰۴/۱۹ End: ۱۴۰۴/۰۲/۱۲ 🥇#action 🥇 #taekook 🥇 #mafia
red lips by mamacita80
mamacita80
  • WpView
    Reads 5,965
  • WpVote
    Votes 467
  • WpPart
    Parts 16
🔞اکثر پارت ها اسمات داره ممکنه یادم بره هشدار بزارم ... خلاصه : :فکر نکردی اگر منو رها کنی و بری چه اتفاقی میوفته انیگما ... : کال مراقبت بود ... : کال قدرتی نداشت ... امگایی که همه میخاستنش مال تو بودو با خودت فکر نکردی اگر ولش کنی و بری چه بلایی سرش میاد ... من با بچه ی تو تو شکمم ... و چشمهایی که میخاستن منو از هم بدرن ... #امگاورس #تاریخی #اسمات
Bewildered || سردرگم {VKook} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 1,829
  • WpVote
    Votes 300
  • WpPart
    Parts 14
در این مینی ناول که آبی دریا و سمفونی قشنگ موج‌های آروم رو توی خودش داره، ازدواج شیرین جونگ‌کوک و تهیونگ با تصادف هولناکی به دره‌ی ترسناک فراموشی کشیده می‌شه. بعد این حادثه جونگ‌کوک همسرش تهیونگ و هیچ کدوم از خاطراتش با اون رو به یاد نمیاره. در حدی که حتی چهره‌ی تهیونگ هم براش آشنا نیست. می‌تونین حال معلم کیم رو تصور کنید؟ داستان سفر تهیونگ توی دل خاطرات به سمت امیدی از دوباره‌ عاشق شدن جونگ‌کوک به خودش رو می‌خونید؛ چه با خاطرات و چه تهی از همه‌ی اون قاب‌های آشنا. ༺ Liberté Novels ༻ Name: Bewildered نام داستان: سردرگم Couple: VKook کاپل: ویکوک Drama, Slice of Life, Romance, Angst, Smut درام، روزمره، عاشقانه، غم‌انگیز، اسمات ■ A Mini Novel By Marcy■
White Peacock  by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 21,897
  • WpVote
    Votes 3,042
  • WpPart
    Parts 16
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: دوشنبه
MISTAKE by angila123
angila123
  • WpView
    Reads 18,513
  • WpVote
    Votes 2,012
  • WpPart
    Parts 16
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (:
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 by vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Reads 36,286
  • WpVote
    Votes 4,089
  • WpPart
    Parts 35
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬اسمات٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
love Wins  by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 14,307
  • WpVote
    Votes 1,324
  • WpPart
    Parts 12
چی میشه اگه رئیس جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب بخواد یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی بگیره؟ این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستاش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
Risk it all by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 25,613
  • WpVote
    Votes 1,941
  • WpPart
    Parts 22
جونگکوک بچه‌ی درس‌خونی بود که بدون درست کردن هیچ مشکلی، همیشه به حرف پدر و مادرش گوش می‌کرد. مسیر همیشگی‌اش، دانشگاه به خونه و برعکس بود. اون هیچ تفریحی نداشت و از این اوضاع خسته شده بود. برای همین جیمین، صمیمی‌ترین دوستش، اون رو به یک مسابقه‌ی رالی غیرقانونی برد و اونجا بود که کیم تهیونگ رو ملاقات کرد. از وقتی اون راننده‌ی جذاب رو دیده بود زندگی‌اش عوض شده بود و اون پسر داشت مسیر زندگی‌اش رو به‌ کل تغییر می‌داد...