Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
My favorite stories⁦ ♡
13 stories
His To Control ✔ by LetMeEatBaekhyun
LetMeEatBaekhyun
  • WpView
    Reads 6,957
  • WpVote
    Votes 672
  • WpPart
    Parts 33
Where she finds herself lying to a mafia's right hand man. Crime/Weird/ Unexpected/Cliché/Shitty/Fluff/FirstTry/Lighthearted(I guess) (will be soon taken down and rewritten to improve) 🚧UNEDITED! (needs heavy editing) ...... Start: 27th July 2019 End: 27th November 2019 A touch of Anime. Multi-fandom characters. (I hope you enjoy it. Happy reading!) ©CaptainParkChanYaoi
Unknown Blank (Exo Chanyeol)  by sullicoupleshipper17
sullicoupleshipper17
  • WpView
    Reads 62,379
  • WpVote
    Votes 2,200
  • WpPart
    Parts 29
They got married not because of arrangement, but because they love. She loves him and he loves her as well. But she can't feel his love, as the times pass, she feels like he slowly fading away. His place beside her became a blank to her. It's all because he vowed his life to his job. All time work. He couldn't even give any time to his wife. That was the start of the reason of their marriage started to crack. Their marriage can be broken down finally? Or, He can fill his blank back beside her finally? _____________________________ Another story of mine! I hope you all can enjoy this story as well. My first chanlli story, I didn't do well. So I decided to make it better. Please support this story as well.*Bow*. Chanlli is real!
In your arms ♡ᴼᶰᵉˢʰᵒᵗ by NabiLand_fiction
NabiLand_fiction
  • WpView
    Reads 173
  • WpVote
    Votes 24
  • WpPart
    Parts 2
همیشه هر چیزی اونطور که می‌خوای پیش نمیره حتی اگه اون شب، شب عروسیت باشه و تو ماه ها براش برنامه ریزی کرده باشی. عروسی منو چانیول زیبا ترین جشنی بود که توی عمرم دیدم، شاید چون خودم عروس بودم اما اونا نذاشتن جشن به خوبی تموم بشه. سیاست، دشمنی و جنگ بهترین شب من رو خراب کردن. اونا همسر من رو با لباس دامادی به میدان جنگ بردن. به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤,𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:જ⁀➴ 𝑹𝒆𝒅𝒗𝒆𝒍𝒗𝒆𝒕 ᵂᵉᶰᵈʸ 𝐄𝐗𝐎 ᶜʰᵃᶰʸᵉᵒᶫ
SentencedToDeathꢅ ᶜᵒᵐᵖᶫᵉᵗᵉ by NabiLand_fiction
NabiLand_fiction
  • WpView
    Reads 1,216
  • WpVote
    Votes 167
  • WpPart
    Parts 6
𓂃 ࣪ ִֶָ☾. ִֶ 𓂃⊹ بکهیون ،دورگه‌ی آسیایی و اروپایی، در سرزمین‌های اسکاتلند به دنیا اومد. سالیان دراز در اصطبل سلطنتی پادشاه ، اعلی‌حضرت کینگ ، مشغول بود تا این که روزی پا روی سنت‌های نژادپرستانه گذاشت و با شمشیرش به عنوان یک شوالیه سوگند یاد کرد. بکهیون که حالا با عنوان شوالیه دورگه معروفه رازی رو تو وجودش سال‌ها پنهان کرده؛ علاقه‌ نسبت به دختر دوم خاندان کینگ. این راز هیچ‌وقت آشکار ‌نمیشه. این حرفی بود که بکهیون بین خودش و دلش همانند قسم حک کرده بود اما شوالیه روزی در کنار رودخونه چیزی رو می‌فهمه که همه‌ی زندگیش رو متحول میکنه. به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤, 𝘩𝘪𝘴𝘵𝘰𝘳𝘪𝘤𝘢𝘭 ,𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:જ⁀➴ 𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 ᴸⁱˡʸ 𝐄𝐗𝐎 ᴮᵃᵉᵏʰʸᵘⁿ 𝒎𝒖𝒍𝒕𝒊-𝒔𝒉𝒐𝒕
𝓣𝓱𝓮 𝓛𝓸𝓻𝓭'𝓼 𝓒𝓪𝓵𝓵𝓪𝓽𝓮𝓻𝓪𝓵♡ᴼᶰᵉˢʰᵒᵗ by NabiLand_fiction
NabiLand_fiction
  • WpView
    Reads 18
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 1
«نباید می‌اومدی اونجا. مین‌هیوک به تو گفت بیای. درسته؟» ایرین آب دهانش رو به سختی فرو فرستاد. صدای امواج - مثل چرخش خون در رگ‌هاش - درون گوشش فریاد می‌کشید. اما با تمام آن سستی‌ها، هر طور بود، نفس عمیقی کشید. ابتدا شجاعت رو در نگاهش حفظ کرد. سپس، همان‌طور که در آینه به آن مرد خیره شده بود، زبانش به کنایه چرخید. « نمی‌دونستم بلدی حرف هم بزنی.» «زبونم غیر از لیس زدن دهنت، حرف زدن هم بلده.»
𖠁 Self Portrait 𖠁 by Shiny_ownstory
Shiny_ownstory
  • WpView
    Reads 246
  • WpVote
    Votes 67
  • WpPart
    Parts 10
گاهی یک لبخند می‌تونه شروعِ سقوط باشه ... من فقط خواستم ناجی باشم ؛ اما مهربانیم بهانه‌ای شد برای یک بازی کثیف. میونِ عکس‌هایی که همه‌چیز رو به آتش کشیدند و دروغ‌هایی که همه باورشون شد ؛ فهمیدم هیچ‌کس اونطور که نشون می‌ده نیست. در شهری پر از فلاشِ دوربین و چشمان قضاوت‌گر، در شهری که هر نگاه، یک رسوایی تازه می‌سازد، من ماندم میونِ انتقام و بخششی که شاید هرگز نیاد...
𝑀𝑦 𝑏𝑒𝑙𝑜𝑣𝑒𝑑  by NabiLand_fiction
NabiLand_fiction
  • WpView
    Reads 1,219
  • WpVote
    Votes 201
  • WpPart
    Parts 17
سال‌ها بعد از پایان جنگ جهانی دوم، در سرزمینی زخمی از جدایی و فقر، کره جنوبی بین سرمای سرمایه‌داری و آتشِ انقلاب نفس می‌کشد. شهر، پر بود از خیابان‌هایی که صدای رژه‌ی سربازها رو به خاطر دارند... و خانه‌هایی که هنوز بوی دود می‌دهند. در قلب این کشاکش خاموش، عشق‌هایی متولد می‌شوند که تقدیرشون گره خورده با نفرت، سیاست و خیانت . سرنوشتی از تقابلِ دو جهان: عشق و قدرت، آزادی و تعهد، خانواده و آرمان... این داستان، قصه‌ی آدم‌هایی‌ست که مجبورند بین قلب‌شون و عقایدشون یکی رو انتخاب کنند، و گاهی، هیچ انتخابی بدون درد نیست... به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤,𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:જ⁀➴ 𝐄𝐗𝐎 ᴮᵃᵉᵏʰʸᵘⁿ ,ᶜʰᵃⁿʸᵉᵒˡ 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤𝐏𝐢𝐧𝐤 ʲⁱˢᵒᵒ نکته:این داستان کارکتر‌های خیلی زیادی داره که همه رو توی بوک معرفی کردم🩵
last human (Chanyeol) by PurpleflowerBlooms
PurpleflowerBlooms
  • WpView
    Reads 2,014
  • WpVote
    Votes 273
  • WpPart
    Parts 10
وقتی حس میکردم همه چیز تموم شده دیدمش... یه "انسان" بود، برخلاف همه کسایی که دیده بودم! شایدم آخرین انسان روی زمین و ...اون پدر بچه امه! _یه اشتباه بزرگ کردم... _عاشقت شدم...خیلی...نمیتونم ازت دست بکشم... لبم رو گاز گرفتم... +خوب نکش... . این فیک سد انده، با مسئولیت خودتون بخونید ^_^
Cursed Spell by Black_lotus_17
Black_lotus_17
  • WpView
    Reads 137
  • WpVote
    Votes 24
  • WpPart
    Parts 6
دو فرزند برای یک نفرین، و فرشته‌ای زخمی با چشمانی آبی در قلب تاریکی. رازی نهفته، چون ماهی پشت ابرها، عشقی نابهنگام، ممنوعه و محکوم به مرگ. آسپین‌آفی از دنیای «اکاهارد» ُ🪽نام: #طلسم‌نفرین‌شده ╮ ژانر: فانتزی؛ عاشقانه؛ هیجان‌انگیز؛ انگست؛ اسمات ╮ کاراکترها: › #EXO ⎧ ᴄʜᴀɴʏᴇᴏʟ/ ꜱᴜʜᴏ/ ꜱᴇʜᴜɴ/ ʙᴇᴀᴋʜʏᴜɴ/ ᴋᴀɪ › #REDVELVET ⎧ ɪʀᴇɴᴇ/ ꜱᴇᴜʟɢɪ › #BLACKPINK ⎧ ʟɪꜱᴀ/ ᴊᴇɴɴɪᴇ/ ᴊɪꜱᴏᴏ › #T_ARA ⎧ ᴊɪʏᴇᴏɴ › #2PM ⎧ ʟᴇᴇ ᴊᴜɴ ʜᴏ › #BTS ⎧ ᴛᴀᴇʜʏᴜɴɢ/ ᴊɪᴍɪɴ › #TWICE ⎧ ɴᴀʏᴇᴏɴ/ ᴊɪʜʏᴏ
𝐑𝐨𝐬𝐞'𝐬 𝐇𝐚𝐥𝐥 ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ✓ by Oyun1485
Oyun1485
  • WpView
    Reads 31,703
  • WpVote
    Votes 5,374
  • WpPart
    Parts 66
[عمارت رز 🥀 Rose's Hall] Genre : Romance, Action, Criminal, Mafia, Smut🔞 EXO , Redvelvet , Blackpink Writer : Oyun [ سهون دنبالش دوییده بود، اون قاتل پشت سرش بود و پاهای بلندش چند برابر سریع تر از یری میدویید، خیلی زود بهش رسید و از پشت دستاش رو دور کمر اون حلقه کرد و نگهش داشت. دستش که به بدن یری خورد اون شروع کرد به جیغ کشیدن، با تمام توانش جیغ میکشید و دست و پا میزد تا سهون رهاش کنه اما زورش به اون نمیرسید. یریِ 17 ساله از قبل هم لاغر تر شده بود و انقدر سبک بود که نگه داشتنش برای سهون سخت نبود. با این حال اون توی آغوشش دست و پا میزد تا رها بشه و با تمام توانش جیغ میکشید. انگار توی یه کابوس گیر افتاده بود و نمیتونست بیدار بشه. صدای جیغ های وحشتناکش دیوارای اون عمارت رو میلرزوند و لب های سهون روی گوشش نشست و زمزمه کرد تا شاید بتونه کنترلش کنه. _تو مال منی توی زندان منی، انقدر برای فرار تقلا نکن من نمیذارم بری. ] #1 Luhan #1 Kai #1 RedVelvet #1 لوهان