Finished Books ✅️
4 historias
𝐕𝐀𝐍𝐈𝐋𝐋𝐀 por asaltito
asaltito
  • WpView
    LECTURAS 15,777
  • WpVote
    Votos 1,962
  • WpPart
    Partes 22
وانیل «پایان یافته» ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات، انگست، رومنس کاپل:کوک‌وی رایحه: تهیونگ-وانیل _ جونگکوک-قهوه‌‌تلخ رابطه‌اشون بخاطره یه سوع‍ تفاهمه مسخره تموم شده بود؛ اما اون دونفر، حتی بعد از گذشت یکسال از آخرین خداحافظیشون، هنوزم در خَفا عاشقانه همدیگه رو میپرسیدن، با این تفاوت که تهیونگ فکر میکرد آلفای بی‌رحمش تمام مدت اونو بازی داده بود ⋆ ⋆ _حالا که از هم دوریم، از این ناز و عشوه دست بردار، وانیل. +تو تسلیم شدی و ترکم کردی آلفا، یادته؟ _لطفا این کارو باهام نکن زندگی، لطفا به عشقم شَک نکن، این تنها چیزیه که ازش مطمئنم، لطفا +عاشقِ تو بودن عواقب داره قهوه تلخِ من
Chocolate & Coffee (Kookv) por MarziehMostafazadeh
MarziehMostafazadeh
  • WpView
    LECTURAS 7,515
  • WpVote
    Votos 582
  • WpPart
    Partes 16
کامل شده چی میشه که به جرم امگا بودن هیچ‌جا بهش کار ندن و اون توی بار moon استخدام و مشغول به کار بشه. و چی میشه که صاحب اون بار که از قضا رئیس مافیا هم هست از اون کارمند جدید خوشش بیاد. چی میشه که اون از صاحب بار خوشش بیاد ولی ندونه که رئیس مافیاست و یه سادیسمیه آیا اون میتونه از پس یه ددی سادیسمی بر بیاد؟ یا باید ازش فرار کنه؟ اگه بخواد فرار کنه، آیا جایی رو داره که بره یا باید پیش اون باشه؟ کاپل: کوکوی کاپل فرعی: یونجین ژانر: امگاورس، شاید اسمات، مافیایی، انگست و... شروع: ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۲۱ می ۲۰۲۵) پایان: ۲۳ تیر ۱۴۰۴ (۱۴ جولای ۲۰۲۵)
Jeon's Fucking Brothers  por the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    LECTURAS 2,443
  • WpVote
    Votos 199
  • WpPart
    Partes 2
کیم تهیونگ، صاحب یک مغازه‌ی پت‌شاپ‌ هست و یک روز به جای دریافت پول در قبال غذای حیوانات، یه نامه‌ی اعتراف عجیب از یه پسر مرموز دریافت می‌کنه. اولش اهمیتی نمی‌ده. نه تا وقتی که اون پسر داداش بزرگه ی قلدرش رو نیاورده بود بالا سرش!
Your Bloody EYES por the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    LECTURAS 2,373
  • WpVote
    Votos 147
  • WpPart
    Partes 1
کیم‌تهیونگ، پسر انسانی‌ هست که پدر دائم‌المستش‌ اون رو توی قمار به جئون جونگکوک، ومپایر‌اصیل زاده می‌بازه. همسر کیم وحشت‌زده پسرش رو از خونه فراری میده ولی خودش و شوهرش‌، در اتیش‌سوزی از بین میرن. جئون که پسر بچه‌ی انسان رو پیدا میکنه‌ اون رو در کاخ خودش نگه میداره و روز به روز پسربچه بزرگ تر میشه و .....