insomnia28fic's Reading List
21 stories
Reverie oleh Aynaznanaly
Aynaznanaly
  • WpView
    Membaca 11
  • WpVote
    Suara 2
  • WpPart
    Bagian 1
ᰍ Reverie ᭝ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: Hyunsung, Minmin ᭝ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙎𝙥𝙤𝙧𝙩𝙨, 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙡𝙞𝙛𝙚, 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚, 𝙁𝙡𝙪𝙛𝙛 ᭝ 𝙒𝙧𝙞𝙩𝙚𝙧: Louis . . . همه چیز از ده سال پیش شروع شد. هوانگ هیونجین هشت ساله فکرش رو هم نمی‌کرد یک روز، با پسر ساکت و گوشه‌گیری که هر روز به پارک نزدیک خونه‌شون می‌اومد دوست بشه اما اتفاق افتاد. حالا بعد از ده سال، هیونجین احساسات متفاوتی رو تجربه می‌کرد، چیزی که هیچ‌وقت باهاش سروکار نداشته بود. چیزی شبیه به عشق.
Caramel (Completed) oleh KimSKZOT8
KimSKZOT8
  • WpView
    Membaca 8,969
  • WpVote
    Suara 1,054
  • WpPart
    Bagian 28
کامل شده ❦ 𝘾𝙖𝙧𝙖𝙢𝙚𝙡 ▷Couple: #2min ▷Genre: Romance, Drama, Action, Angst, Smut ✐ Writer: #Kim ... ◂سونگمین عاشق دوست صمیمی برادرش، مینهو هست، چی می‌شه اگه شبی که داره یواشکی مینهو رو می‌بوسه برادرش ببینتشون؟ یعنی می‌تونن پنهانی فرار کنن یا برادرش پیداشون می‌کنه؟ ... سئوک دست از لگد زدن برداشت، خم شد و موهای سونگمین رو محکم از پشت کشید. «چرا حرف نمی‌زنی؟ تو که می‌خواستی از بوسیدن یک پسر برای برادرت بگی.» ... نگاه مینهو به لباس‌هایی که برای امشب آماده کرده بود افتاد، دوباره بغض کرد. «اون لباس‌ها رو می‌بینی؟ قرار بود امشب ببرمش کافه و بهش اعتراف کنم مامان. ببین چی‌شد؟ برای همیشه از دستش دادم. مامانش بهم گفت اجازه نمی‌ده بهش نزدیک شم.» روزهای دوشنبه منتظر کارامل باشید. #Caramel #teaser
𝐌𝐲 𝐅𝐫𝐞𝐜𝐤𝐥𝐞𝐬𝐲 𝐃𝐚𝐜𝐢𝐚𝐧𝐚 oleh Radiatafiction
Radiatafiction
  • WpView
    Membaca 89,289
  • WpVote
    Suara 14,660
  • WpPart
    Bagian 20
[𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅] - و درنهایت، شاهزاده با بوسیدن امگای زندانی شده در قلعه، طلسم رو شکست و جفت عزیزش رو از زندان نجات داد. حالا اون دو نفر، تا ابد در کنار هم خوشحال زندگی میکردن. با بستن کتاب، امگا کوچولوی بلوند پنج ساله، دست پدرش رو گرفت و با لحن کودکانه‌اش پرسید + اگه منم الفامو پیدا کنم خوشحال میشم؟! - البته عزیزم! + میتونم ببوسمش؟! کریس، خنده‌ای به شیرین زبونی امگای دلبندش کرد و دستی به سرش کشید و بوسه‌ای روی گونه کک مکیش کاشت. - اره میتونی ببوسیش... اون بوسه قلبتون رو به همدیگه پیوند میده. پیوندی که تا ابدیت مال هردوی شماست... 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑯𝒚𝒖𝒏𝑳𝒊𝒙, 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑯𝒐 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆, 𝑺𝒄𝒉𝒐𝒐𝒍, 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑺𝒎𝒖𝒕 [فصل دوم رو با عنوان Amias میتونین از داخل همین پیج دنبال کنین]
When the Rain falls | 2min oleh Min_Yeungro
Min_Yeungro
  • WpView
    Membaca 1,765
  • WpVote
    Suara 330
  • WpPart
    Bagian 26
• سونگمینم... ببخشید که انقدر دیر بهت اعتراف کردم، منِ احمق رو ببخش که بی‌احتیاطی کردم و وسط خیابون بوسیدمت... منو میبخشی سونگمین؟... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ~ژانر: درام، رمنس، معمایی ~کاپل‌ها: تومین، هیونلیکس(کاپل‌های فرعی: چانین، چانگسونگ) اولین بی الیه که مینویسم پس امیدوارم دوستش داشته باشید و از خوندنش لذت ببرید✨ ✓ترتیب پارتا درست شد. Writer: Yeungro✨ (Stray ghost)
dance under bullets(chanho/hyunsung) oleh Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Membaca 17,609
  • WpVote
    Suara 3,789
  • WpPart
    Bagian 28
Completed به افکارش پوزخند زد و وقتی سردی فلز نوک اسلحه رو پشت سرش حس کرد، ثابت ایستاد. جواب سوالش کاملا واضح بود. لی مینهوی قدیمی عاشق شده بود و به خاطر ناراحتی از دست معشوقه‌اش چند شب نخوابیده بود و حالا هم نزدیک بود به همین خاطر بمیره. شبیه یه پایان پوچ به نظر می‌رسید. مخصوصا وقتی کسی که قرار بود بهش شلیک کنه، کریستوفر نبود °°° نگاه کریستوفر به ماشه‌ی تفنگ سرباز خورد که در حال فشرده شدن بود. مردمک‌هاش با ترس گرد شدن و چشم‌هاش رو به صورت آروم مینهو داد. مرد کوچک‌تر چشمک کوتاهی براش زد و بعد با لبخند گفت: "شلیک کن فرمانده، می‌خوام برات برقصم" name: dance under bullets couple: chanho, hyunsung genre: romance, angest, thriller, smut
𝖳𝗈𝗌𝗄𝖺(𝖢𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈,𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑) oleh lliyaldall
lliyaldall
  • WpView
    Membaca 21,281
  • WpVote
    Suara 3,878
  • WpPart
    Bagian 26
𓂃𝖥𝗎𝗅𝗅𓂃 𝖳𝗈𝗌𝗄𝖺: درد روح باورم کن مین، خواهش میکنم! من واقعا واقعا عاشقتم. اگه... اکه قبولم نکنی و پسم بزنی، من میمیرم و این، شعار نیست... سر به زیر انداخت و با نوک کفشش روی زمین خاکی ضربه زد: بازی دادن احساسات درست نیست آقای بنگ پس میخوام از همین اول جواب منفیمو بهت بگم. چان با چشم‌های گرد جلو رفت و گونه‌های مینهو‌ رو گرفت: برات مهم نیست؟ احساساتم، عشقم و حتی زندگیم برات مهم نیست؟ مینهو خودش رو عقب کشید، دستکش‌هاش رو از جیبش بیرون آورد و پوشید: متاسفم که اینو بهت میگم، اما من مسئول احساساتت نیستم آقای بنگ‌ به خودت بیا 𓂃 𝖳𝗈𝗌𝗄𝖺 𓂃 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖧𝗂𝗌𝗍𝗈𝗋𝗂𝖼𝖺𝗅, 𝖬𝗒𝗌𝗍𝖾𝗋𝗒, 𝖲𝗆𝗎𝗍 𓂃 𝖢𝗁𝖺𝗇𝗁𝗈, 𝖧𝗒𝗎𝗇𝗅𝗂𝗑
My Alpha Enemy oleh mohimm
mohimm
  • WpView
    Membaca 24,492
  • WpVote
    Suara 2,485
  • WpPart
    Bagian 44
*به پیر به پیغمبر هپی اندهههههههه چی میشه اگر یه الفای مغروری که امگاهارو یه وسیله برای رفع نیازش میبینه به امگایی بربخوره که از همه الفا ها متنفره؟ "_تمیزش کن +مطمئنم خودت از پسش بر میای _همین الان گندی که زدی رو درست میکنی،تازه نیازی به دستمال هم نداری ، زبونت میتونه مشکل رو حل کنه +من کمک کردن به معلولین جسمی رو دوست دارم ولی متاسفانه نمیتونم به معلولین ذهنی کمکی بکنم،بهتره خودت دلا بشی و لیسش بزنی اگر تمیز بودن کفشت برات مهمه " ژانر: 𝑆𝑚𝑢𝑡, 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎𝑣𝑒𝑟𝑠, 𝐶𝑜𝑚𝑒𝑑𝑦 کاپل اصلی:minsung کاپل فرعی:chanmin,hyunlix
𝗦𝗽𝗶𝗱𝗲𝗿𝗪𝗲𝗯 | 𝗠𝗶𝗻𝘀𝘂𝗻𝗴 oleh apurpleana
apurpleana
  • WpView
    Membaca 4,264
  • WpVote
    Suara 513
  • WpPart
    Bagian 10
‌ «تارِعنکبوت» -جیسونگ می‌دونست که گیر افتاده. از همون لحظه‌ای که از پله‌های اضطراری خونه‌ش پایین رفت و کوچه‌پس‌کوچه‌های سئول رو بی‌نفس دوید تا دستِ مامورهای سازمان دفاع بهش نرسه، می‌دونست که توی چه‌جور دامی افتاده و زندگی‌ـش چه‌طور قراره از این رو به اون رو بشه. جیسونگ از همهٔ این عواقب خبر داشت، به‌جز هویت کسی که براش تله گذاشته. "نیش‌هام رو دیدی، اما با این‌حال، چه من یک عنکبوتِ هشت‌پا باشم و چه یک عقرب، باز هم زهر رو با زبونِ خودت می‌چشی- بدون این‌که متوجه باشم، با تار عنکبوت برام دام پهن کردی... و گیرش افتادم. " - 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: Harsh, Political-Crime, Action, Romance. 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: Minsung, Binchan? 𝗔 𝘀𝘁𝗼𝗿𝘆 𝗯𝘆: Ana. ⚠️ فصل دوم با نامِ «تارعنکبوت: پادزهر» رو می‌تونید توی همین اکانت پیدا کنید! ⚠️
Near the Thetford forest(minsung) oleh Tafi_kareiVersion_
Tafi_kareiVersion_
  • WpView
    Membaca 11,079
  • WpVote
    Suara 2,112
  • WpPart
    Bagian 18
Completed تیغه گوشت و پوست را برید و از استخوان عبور کرد و قلبش را پاره کرد و امگا، در حالی که هنوز دست های آلفا را از روی خنجر در دست داشت، کنار او روی زمین افتاد. بوی نان سوخته با بوی هیزم های گردو مخلوط شد و دقایقی بعد، بدن امگا گرمایش را کنار جسد آلفا از دست داد. سال ها گذشت. بدن آن دو زیر خاک، جایی نزدیک به جنگل تتفورد، مدفون شد. سایه ی درخت گردو روی خاک افتاد و گل های بابونه از زیر خاک جوانه زدند و روییدند. گلبرگ بابونه ها، قرمز رنگ بودند. ژانر: انگست-رومنس-امگاورس-تاریخی-فانتزی کاپل:minsung فصل دو رو می‌تونین به اسم spider lily توی اکانت Dyakamin@ پیدا کنین
Gold Stealer oleh Raviofbooks
Raviofbooks
  • WpView
    Membaca 417
  • WpVote
    Suara 65
  • WpPart
    Bagian 4
قصه ای از دزدی! و پایانی غیر قابل تصور. یک تندی سورمه ای رنگ برای زندگی. Couple(s): MinBin (BinMin), ChanLix Genre(s) : Romance, slice of life, (mafia), Smut