Avinwin's Reading List
68 stories
Devil husband |TK|  by MINIJKlover
MINIJKlover
  • WpView
    Reads 38,735
  • WpVote
    Votes 3,564
  • WpPart
    Parts 21
(کامل شده)✔ "حالا چیزایی که میگم رو تو کله پوکت فرو کن عزیزم: ۱. حق لمس کردنم رو نداری. ۲. حق فضولی تو کارام رو نداری. ۳. فقط حق داری تاییدم کنی. ۴. از درس خوندن خوشم نمیاد و قصدی براش ندارم، حق مجبور کردنم بهش رو نداری‌‌." کیم جونگکوک هشدار های جدیش رو به شوهر شیطان صفتش کیم تهیونگ داد؛ کسی که بیتوجه به خشم همسرش با چشم هایی مجنون، خیره نگاهش میکرد و تو دلش قربون صدقه اش میرفت. ▪︎ داستان زندگی مشترک جونگکوکی که به خواست پدرش ازدواج کرده و تهیونگ دلباخته ای که در نظر همسرش شیطانی ظالمه چه طور قراره پیش بره؟ 《ترجمه شده》 کاپل~> ویکوک ~فلاف~ رمنس~کمدی~ -پاور باتم کیوت^^ -ازدواج از پیش تعیین شده . . . باید بگم که همون طور که میدونین فیک ترجمه شده ست ولی بعضی از قسمت هاش رو خودم بازنویسی کردم و یا پروبال دادم که کمدی ماجرا حفظ و داستان جذاب تر بشه.... پس دوسش داشته باشین^^ شروع-> 1403/7/27 پایان -> 1403/12/7 -- A translated version of book《Sometimes chaotic》 Thanks to main author: @kimbarbiedolljk
Miran by bangtennn
bangtennn
  • WpView
    Reads 3,900
  • WpVote
    Votes 325
  • WpPart
    Parts 15
"میران" داستان کسانی که دچار درد و رنج‌های روحی هستند و به دنبال آرامش می‌گردند.[ آرامش بعد از زخم] ________________________ "چرا باید ترسید از چیزی که به اندازه عشق، زیبا و در عین حال شکننده است؟" _ من فقط توی خونه ی خودم احساس امنیت میکنم + خونت کجاست؟ _ جایی که بوی نفس کشیدن های تو رو بده ⚠️ توجه ⚠️ این داستان قصد توهین به هیچ دین، شغل،شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکر شده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند. # Bts fanfic # Vkook # Yoonmin #Action #Romance
Beloved - kookv by Alexi_vk
Alexi_vk
  • WpView
    Reads 138
  • WpVote
    Votes 13
  • WpPart
    Parts 5
«دلبر» گفته میشود خون غلیظ تر از آب است خون است که ما را تعریف میکند ما را در بر میگیرد ما را طلسم میکند برای بعضی ها خون یعنی زندگی پر از ثروت و امتیاز برای دیگران یعنی زندگی بردگی *** جئون جونگ کوک محقق محفل نوکترا خون آشام های سئول بعدش زیرپا گذاشتن قوانین محفل و دل باختن به یک انسان به دویست سال حبس در تابوتش محکوم شد اما چه میشود اگر بعد بیست سال برای حل معمایی بیدارش کنند معمایی که تهش به خانواده معشوقش میرسد زیرا انها دارای خون استثنایی هستند چه رازهایی در مسیر معمای پر پیچ خمش فاش میشود؟ نوکترا چیست؟و چرا وجود دارد؟ راز هایی که جونگ کوک و تهیونگ باید انها را پیدا کنند اما تهیونگ سال ها پیش مرده.. ««دلبر-سه شنبه ها»»
When You're Here by gahanbakhshmona
gahanbakhshmona
  • WpView
    Reads 1,853
  • WpVote
    Votes 311
  • WpPart
    Parts 12
فرشته ای که قراره جون کیم تهیونگ رو نجات بده ولی یه قانون وجود داره! عاشق یه انسان شدن ممنوعه...اما داستان ازونجایی شروع میشه که فرشته دچار این عشق ممنوعه میشه...پس تاوانش چی میتونه باشه؟! بهم بگو چیکار کنم قلبم اروم بگیره هیونگ؟ چیکار کنم فراموشی بگیره؟ برم شب اهنگ گوش کنم و برقصم؟ برم کتاب بخونم و بخندم؟ برم فیلم ببینم و پرت شم از واقعیت؟ چیکار کنم به خودم برگردم؟ هیونگ قلبم چقدر ضعیف شده چیکار کنم عطر تنش لحظه هامو رها کنه؟ +برگرد به اغوش معبودت فرشته! برگرد و گناه کن فرشته که این گناه تنها راه نجاته..
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎‌ «𝚅𝙺» by xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Reads 44,334
  • WpVote
    Votes 5,624
  • WpPart
    Parts 22
جونگکوک یه هکر شیطون و بددهنه که اسمش توی دنیای زیرزمینی از خودِ ارازل و اوباش اون منطقه‌ هم ترسناک‌تره. کله‌گنده‌های کشور یا دنبالش می‌گردن، یا هنوز دردِ «نه» شنیدن ازش رو دارن. مشکلش؟ فقط وقتی کار می‌کنه که حالش بخواد، نه وقتی پول یا تهدید وسطه. ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ───── ⋆⋅☆⋅⋆ ── «مطمئنی کار کردن با منو میخوای؟من‌..هم سیستم‌ها رو می‌شکنم، هم اعصابارو.» «هوم...اشکالی نداره. منم هم اعصابمو قفل می‌کنم، هم سیستممو.» 🐈𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 🐈‍⬛𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝙼𝙰𝙵𝙸𝙰, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽, 𝙰 𝙻𝙸𝚃𝚃𝙻𝙴 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴 🌸Start: 1404/09/29 🐞END: 1404/11/18 بیاید یک عدد تهیونگ رو جونگکوک ذلیل کنیم :)🎀✨️
TINNITUS  by moneli_vk
moneli_vk
  • WpView
    Reads 118,507
  • WpVote
    Votes 11,402
  • WpPart
    Parts 29
فرار از مراسم ازدواج اجباری‌اش، چیزی بود که مدت‌ها براش برنامه داشت؛ اما جایی همه‌چیز پیچیده‌ شد که در حین فرار، با جفتش روبه‌رو می‌شه؛ جفتی که برادرِ نامزد عزیزش بود. "_ فرار نکن، بامبی... مکثی کرد و با قدمی به جلو، کمی از نور تابیده‌شده از سمت حیاط رو به‌طرف خودش کشوند و مقابل نگاه گیج امگا، ادامه داد: «از من، از جفتت فرار نکن بامبی.» جفت؟ متعجب ابرویی بالا انداخت و خواست با خنده و بی‌حوصلگی سیگما رو به سخره بگیره که حرف جونگ‌کوک و خنده‌ی دل‌نشینش، زبون به دهنش خشک کرد. _ به‌جای برادرم، با من ازدواج کن." ژانر: امگاورس، امپرگ، هیجانی، عاشقانه، اندکی جنایی و وحشت کاپل: کوکوی رایتر: مانلی
𝑴𝒚 𝑫𝒆𝒂𝒓 ᵛᵏᵒᵒᵏ by Lililoxu
Lililoxu
  • WpView
    Reads 14,662
  • WpVote
    Votes 1,095
  • WpPart
    Parts 18
بخشی از فیک👇🏻 بغلش کرد و به آرومی موهاشو نوازش کرد. "دور سرت بگردم.. دیگه نمیذارم کسی تو رو از من بگیره. تو تا همیشه مال منی. تو تا همیشه کیم جونگکوک باقی میمونی و به هیچکس جرعت اذیت کردنتو نمیدم ، کوکی شیرین من." بوسه ای روی موهاش نشوند و از بغلش بیرون اومد. به چشمای اشکیش خیره شد و لبخند غمگینی زد. "ولی بعد از تموم اینا، مطمئن نیستم که دیگه منو بخوای!" دوباره اشکاش شروع به ریختن کردن. کوک که تازه موقعیتو درک کرده بود به خودش اومد و تهیونگ رو گرفت توو بغلش. "من همیشه میخوامت." _________________________________ Couple: Vkook-Yoonmin-Namjin Genre: Angst-Smut-Mafia-Tragedy-Romance
⌠ Apocalypse², vkook ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 7,118
  • WpVote
    Votes 894
  • WpPart
    Parts 11
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
Desiree After Story | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 5,163
  • WpVote
    Votes 775
  • WpPart
    Parts 2
┊Summary: ( این بوک افتر استوری فیکشن دزیره‌ست که خود بنده نوشتمش) ما از شهر های زیادی گذر کردیم، عشق ما توی سئول جوونه زد، به مارسی رسید و شکوفه داد، شکوفه هامون پر پر شدن و مارو به شهر آبها رسوندن، چند سال گذشته ژنرال؟ چند ساله که دست به کلتت نزدی؟ شاید نشونه خوبی باشه، نه؟ شاید به این معنیه که خیلی وقته آرامش رو توی نگاه هامون احساس میکنیم... هیچکس نمیدونه ولی قصه‌ی ما خیلی عجیب تر بود، درست از وقتی پا به ونیز گذاشتیم، و این تازه شروع همه چیز بود... ┊Teaser: با ذوق به سمت کانتر بار کافه رفت و با دور زدنش، خودش رو به تلفن رسوند، در حالی که یک گوشش به موسیقی فرانسوی دلنشینی از چارلز ترنت بود، چشمکی برای مورگان که با تماشای جونگکوک میخندید، زد و شماره تهیونگ رو گرفت. چیزی نگذشته بود که صدای بم و دلنشینش به زبان فرانسوی توی گوشش پیچید. _ بفرمایید. _ روز بخیر ژنرال! لحظه ای مکث و سپس دوباره با صدای مرد قلب جوان پسر به لرزیدن افتاد. _ این صدای زیبای اوژنی منه؟ _ بله بله موسیو...سرت شلوغه؟ _ برای تو؟ هیچوقت! پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Genre: dram, Romance, angst, Smut Writer: Sylvie Telegram: @Callmesylvie
Silence & shadow|سکوت و سایه by writerokiko
writerokiko
  • WpView
    Reads 83,768
  • WpVote
    Votes 8,872
  • WpPart
    Parts 27
درحال آپ📌 -اوه... اون خیلی زیباست! چطور تونستم اذیتش کنم؟ -حرومزاده لعنتی! یه تار مو از پسرم کم شه خودت و سیاستتو به آتیش میکشم! -عجیبه... پسر منه و تو پسرم صداش میکنی؟ -وقتی تو براش پدری نکردی لازمه که کسی دیگه پدرش باشه! -چرا ابرک صدام میزنی؟ -چون با دیدنت یاد بارون می افتم... *** سئول زیر سایهٔ سیاستمدارهای فاسد و قدرت‌های پشت‌پرده خفه شده؛ و در دل همین آشوب، جونگ‌کوک و شش نفر از نزدیک‌ترین همراهانش تبدیل به کابوس شبانه‌ی دنیا میشن. گروهی که با برنامه‌ریزی دقیق و بی‌رحمانه، یکی‌یکی مهره‌های اصلی فساد رو حذف می‌کنن و پلیس فقط ردّی از مرگ پشت سرشون پیدا می‌کنه. پسر هفده‌ساله‌ای به اسم کیم تهیونگ که هیچوقت توی زندگیش حرف نزده. پسر بچه ای که هیچ نقشی تو فساد شهر نداشته؛ فقط اشتباهش توی دنیا این بوده که به خانواده‌ای وصل بوده که قدرت دستشونه و به دست شکارچیان مرگ دزدیده می‌شه. جونگ‌کوکی که همیشه یخ‌زده، محاسبه‌گر و بدون ترحم کار کرده، وقتی با سکوت سنگین تهیونگ و نگاه‌های درهم‌شکستۀ اون روبه‌رو می‌شه، چیزی تو وجودش از ریتم می‌افته. کی فکرش رو می‌کرد جونگکوک دلیل حرف زدن اون پسربچه لال باشه؟ 𝑵𝒂𝒎𝒆: silence & shadow 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst, Smut, kink, BDSM, age gap 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: kookv 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: okiko