𝖽𝗋𝖺𝗋𝗋𝗒
25 historias
Our future is shaped by our past. || Drarry por 1413na520
1413na520
  • WpView
    LECTURAS 3,618
  • WpVote
    Votos 511
  • WpPart
    Partes 33
آینده ما همیشه تحت تاثیر گذشته ماست سرنوشتی پر از عشق و جدایی قضاوت های اشتباه و تفرقه پراکنی قهرمان یک داستان شرور داستانی دیگر آیا همه چیز آتگونه است که به نظر می آید ''این داستان با این که ربط هایی به هاگوارتز داره اما خط داستانیش کاملا جداست'' داستان با دراکویی شروع میشه که یه پدر مجرده هنری ای که دنبال مادره و هری ای که باید تو تاریخ دنبالش گشت تا پیدا بشه اولین داستان منه پس شاید عالی نباشه ولی دوستش دارم
LOST IN YOU [DRARRY] por lumos_dl
lumos_dl
  • WpView
    LECTURAS 41,580
  • WpVote
    Votos 5,732
  • WpPart
    Partes 20
جسد بی جان معشوقش را در اغوش گرفته بود و به اندازه ی تمام سال های عمرش اشک میریخت که ندایی به گوشش رسید _تو باعث شدی که این اتفاق بیفته...
Skating at Midnight [Drarry] [Persian Translation] por Tara_00l
Tara_00l
  • WpView
    LECTURAS 2,286
  • WpVote
    Votos 326
  • WpPart
    Partes 12
هری تمام تقصیرها را انداخت گردن نقشه‌ی غارتگران. اون فقط از سر کنجکاوی یه نگاه به نقشه انداخت بوده! اصلاً نمی‌خواست نصفه‌شب سر از جایی دربیاره که مالفوی رو در حال اسکیت‌سواری ببینه. بوک متعلق به من نیست و من فقط ترجمه می‌کنم.
Our Life[Drarry] por kimiyach
kimiyach
  • WpView
    LECTURAS 7,930
  • WpVote
    Votos 808
  • WpPart
    Partes 37
من همان درخت تنومند میشم که تو گرمای تابستون زیر سایه‌ش پناه میبردی پس حالا ترکم نکن که جز تو کسی را ندارم
Dark light [Drarry] por lizardmtm
lizardmtm
  • WpView
    LECTURAS 129,273
  • WpVote
    Votos 16,393
  • WpPart
    Partes 50
دراکو: میخواستم روی ماه ببوسمت اما وقتی بوسیدمت تو خود ماه بودی هری!
flowers on my skin|drary por _sev_iiin
_sev_iiin
  • WpView
    LECTURAS 15,699
  • WpVote
    Votos 1,778
  • WpPart
    Partes 25
-درحال ادیت- "نتونستم جلوش رو بگیرم، اولش مثل یک دانه ی کوچیک توی قلبم نشست و بعد بزرگ شد، با بزرگ شدنش کنترل و پنهان کردنش هم سخت تر شد، بعد مثل یک شاخه ی بزرگ و قوی کل من رو احاطه کرد و من فقط-فقط نتونستم جلوش رو بگیرم." دریکو دستش که هنوز روی شانه هری بود را به سمت صورتش آورد.چانه او را گرفت و بلند کرد.هری را که نگاهش بر روی زمین بود،وادار کرد تا به او نگاه کند.لبخند کوچکی به هری زد. "مقاومت نکن.بذار روحت با روحم قاتی شه.بذار فقط‌‌ تمام وجودم از تو پر بشه،بذار فقط اسم تو روی لب‌هام جاری بشه. بذار فقط صدای تورو بشنوم،بهم اجازه بده تا با بوی تن تو مست شم،بهم اجازه بده تا چشمان خاکستری ام فقط در چشمان جنگلی تو غرق شه." هری از حرف های او تعجب کرد،اما نتوانست جلوی درخشش چشمانش را بگیرد.دریکو لب هایش را با زبانش خیس کرد و با صدای ملایمی که هری هرگز قبلاً نشنیده بود به سخنانش ادامه داد:"بذار پوستت رو لمس کنم، بذار گلها روی پوستت شکوفا شن." _ __ __ _ پروردگارا،به مردی همچو زیبایی بهار عشق ورزیدم.با موهایی که گل بابونه آغشته در آن است. پروردگارا،آن مرد به مردی همچو زمستانی سفید عشق ورزید. با موهایی که از نور زیبا و فریبنده ماه می‌درخشد. "Persian Translation" cr:@malfoyunyesilelmasi
Love Is Gone <3.Drarry ( Persian por elliotex
elliotex
  • WpView
    LECTURAS 7,713
  • WpVote
    Votos 608
  • WpPart
    Partes 17
" فقط اون کلمات نیستن که می‌تونن بهم آسیب بزنن. گاهی آسیب هایی که سکوتت، اون نگاه پر از نفرتت، نفرتی که هرگز نفهمیدم از کجا اومد، و حتی بوسه‌هایی که با هر کسی غیر از من تجربه میکنی، دراکو.. جبران ناپذیر تره. " this book is being edited. Plz, wait to read.
Always [Drarry] por Sirius_1121
Sirius_1121
  • WpView
    LECTURAS 45,837
  • WpVote
    Votos 6,192
  • WpPart
    Partes 38
هری یه نقاشی پاره پاره شده بود، و دریکو کسی که این شاهکار رو میپرستید.
Drarry one shot por nrn_08r
nrn_08r
  • WpView
    LECTURAS 241
  • WpVote
    Votos 13
  • WpPart
    Partes 1
خب از اونجایی که خودتون می‌دونین معلومه قراره چه اتفاقایی بیوفته پس اگه دوست ندارید نخونید و ریپورت هم نکنید✨️
Drarry_My Beautiful Mistake por Purlpex
Purlpex
  • WpView
    LECTURAS 168,315
  • WpVote
    Votos 22,933
  • WpPart
    Partes 63
"کسی بهم تنه میزنه و از کنارم میگذره،میچرخم به عقب.باز هم مالفوی.نگاهی بهش می کنم و بی حوصله میگم:خدا رو شکر کورم شدی مالفوی. و دوباره میچرخم سمت پنجره ی قطار.مالفوی میاد جلو کنارم می ایسته و با لحنی که تمسخر از توش حس میشه میگه:حواست به حرفات باشه پاتح.من امسال دانش اموز ارشدم.فکر نکنم تا به حال کسی قبل از رسیدن به مدرسه باعث شده باشه گروهش امتیاز از دست بده،یه کاری نکن تو اولین نفری باشی که این رکورد رو میشکنه. سرم رو میچرخونم سمتش و میام حرفی بزنم که میچرخه و بی توجه بهم میره.با نگاه رفتنش رو دنبال می کنم و ابرویی از تعجب بالا میندازم.عجیبه که حرفش رو زد و رفت و صبر نکرد تا عصبانیتم رو ببینه." با منو دراری همراه باشید لاوز:*