teakook
7 stories
⌠ Apocalypse², آخرالزمان ⌡ by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 26,255
  • WpVote
    Votes 3,082
  • WpPart
    Parts 25
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
fake chat, tweet | VKOOK by Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    Reads 72,041
  • WpVote
    Votes 9,182
  • WpPart
    Parts 21
اگه عاشق لوزر هستی... این بوک شامل فیک‌چت‌های کمدیِ ویکوک و توییت‌های چند قسمتیه. امیدوارم از خوندنشون لذت ببرین🌟
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  by 00_baraniii
00_baraniii
  • WpView
    Reads 189,767
  • WpVote
    Votes 19,637
  • WpPart
    Parts 48
«جئون جونگکوک،جوان‌ترین جراح بیمارستان سدار سینای لس‌آنجلس، وقتی تنها کسی شد که جرئت کرد قلب بانوی اعظم خاندان کیم را نجات دهد، وارد دنیایی شد پر از قدرت، رمز و راز و بازی‌های خطرناک. خانواده‌ای که در ظاهر باشکوه، زیر پوست سردشان توطئه‌ها و خیانت‌ها جریان دارد. اما میان تمام این پیچیدگی‌ها، یک چهره بود که همه را به سکوت وامی داشت... کیم تهیونگ، بزرگ‌ترین نوه‌ی خاندان کیم. و همان که بی‌صدا، قلب جونگکوک را ربود.» Main couple :vkook Side cuple: yoonmin,namjin,... Genre:Darck, Drama , Smut Writer:بـــــاران Channel: vkookjjkv
𝐀𝐞𝐳𝐫𝐚𝐞𝐥'𝐬 𝐂𝐡𝐢𝐥𝐝 by Ladykim--
Ladykim--
  • WpView
    Reads 268,252
  • WpVote
    Votes 20,479
  • WpPart
    Parts 63
-چرا اجازه نمیدی به سیگار لب بزنم؟ _چون نمیخوام به چیزی جز من معتاد شی. ✡⟷✧⟷✡ اون مَردِ تنها برای من حکمِ اکسیژن رو داشت،کنارِش نفس میکشیدم، یادم میرفت چه گذشته ی بی معنی ای داشتم، ریه هام پر میشد از عطرِ همیشگی‌ش"همون سیگارِ قهوه ای،همونکه هرزگاهی بهش حسادت میکردم، چرا باید اینقدر خوش شانس میبود که بین لبهای تهیونگ جا خوش میکرد؟ اونجا متعلق به زبونِ من بود!"هر چند، هنوز هم دوست داشتم بین لبهای معشوقه‌م ببینمش، وقتی دودِ سیگار رو ازبین لبهای نم‌دارِش به بیرون دعوت میکرد، قلبِ من یک تپش رو جا می انداخت،حتی سیگار کشیدنش هم پرجذبه و مسخ کننده بود، حتی اون دودِ خوش شانس هم وقتی از بین لبهای رییس کیم خارج میشد توی هوا به رقص در میومد! ᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒᚒ 🖤کاپلها : تهکوک(اصلی)_چانبک_جونگمین 🤍نویسنده: لی‌لی(--ladykim) 🖤ژانر: رمنس.درام.جنایی 🖤محدودیت سنی : 18+ چنل تلگرامِ فیکشن:Aezraelschild@ #vkook #taekook #chanbaek #kai #jimin #mafia #police #lisa #rose #chaelisa
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 1,128,921
  • WpVote
    Votes 128,307
  • WpPart
    Parts 46
هیچوقت حتی توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که جدیداً زیاد درموردش صحبت می‌شد جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
+12 more
𝆭  ‌𝆹𝅥 𝐌𝐫.𝐖𝐨𝐤𝐨𝐮 𝆹𝅥 𝆭   by alfalotus
alfalotus
  • WpView
    Reads 116,320
  • WpVote
    Votes 15,666
  • WpPart
    Parts 69
💚Completed💚 ୣ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:Alfalotus ୣ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:adventure, smut, historical, romance, royal اسمات،ماجراجویی، عاشقانه، سلطنتی ୣ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:vkook، yoonmin, namjin,... ویکوک،یونمین،نامجین،.... 𝐔𝐩.𝐝𝐚𝐲𝐬: Monday & Friday 🕘21:00 ୣخلاصهୣ 𝆭 𝆭 𝆭 _صبر کن شاهزاده، تو نمیتونی همچین تصمیمی رو بگیری اینجا کاپیتان منم، حرف آخرو من میزنم نه یه اسیر! جونگکوک خنده ای کرد و نوازشوار دستشو رو سینه ی تهیونگ کشید. _یه زمانی من به عنوان اسیر وارد این کشتی شدم... لباشو نزدیک لبای وی برد، با پوزخند به چشمای خمار از شهوت وی خیره شد... _ولی مطمئنی الان اینجا حرف آخرو تو میزنی مستر واکو؟! *** چی میشه اگه شاهزاده ای اتفاقی یه کاپیتان دزد دریایی رو نجات بده؟! چی میشه اگه اون کاپیتان ناجی خودشو اسیر کنه؟ داستان بین کاپیتان دزدان دریایی و شاهزاده ی چهارم، گنجی که منتظر پیدا شدنه..... قصری که پر از آشوب و خیانته... عاقبت دزد دریایی و شاهزاده ی سلطنتی چی میشه؟
Raven [ ریوِن] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 934,223
  • WpVote
    Votes 120,782
  • WpPart
    Parts 75
-اینقدر استاکم نکن. -تو مال منی، دردونه‌ی رئیس. ... -دهنت رو باز کن پسر خوب. -...ولم...کن. لبخند گرمی زد و فک پسر زیرش رو محکم تر فشورد. -خوش ندارم حین بوسه همکاری ازت نبینم تهیونگ. چشم هاش رو محکم بست و سعی کرد به تن خسته و کرختش حرکتی بده...وزنش زیاد بود و انگار کاملا به زمین پینش کرده. -روانی...ولم کن. سرش رو جلو برد و گونش رو با انگشت شصت نوازش کرد. به جنون رسیده بود. -خیلی زیبایی...اره من روانیتم، جوری که دلم میخواد تا اخر عمرم پیش خودم اسیرت کنم...دکتر کوچولو. ... -چرا باید بهت اعتماد کنم؟ -واقعا نباید بکنی‌. ... کیم تهیونگ...روانپزشک مرموزی که اخرین پروندش متعلق به یک بیمار خطرناک با هویت جعلیه. یک روانی تمام عیار. ... کاپل:kookv/ vkook کاپل فرعی: ؟ ژانر: دارک رومنس_ درام _ جنایی_ مافیا_ اسمات_ هپی اند. ... به بچم عشق بدین♡ لاویو 🐯🐰