Mana
80 stories
Hot, Like Ice {کامل‌شده} by meow_hera
meow_hera
  • WpView
    Reads 42,749
  • WpVote
    Votes 7,194
  • WpPart
    Parts 32
Name: Hot Like Ice [ییجان] Genre: Romance, Mystery, Smut Type: Yibo Top «میتونم همین الان و همینجا بکشمت ! چون ده سال از عمرمو کشتی! سعی نکن جلوی من وایسی و شاخ و شونه بکشی! چون تو هنوزم همون بچه دبیرستانیه عقده ای هستی که روان مریضت از آزار دادن آدم پولدار ها ارضا میشه!» قصه مردی که آسیب دیده؛ کسی که برای درمان زخم هاش به سمت کسی که باعث و بانیشِ برمیگرده. اما می‌تونه به راحتی ِ پیش بینی هاش انتقامش رو بگیره؟!
𝙈𝙚𝙩𝙖𝙣𝙤𝙞𝙖 by MinSaya0_0
MinSaya0_0
  • WpView
    Reads 4,024
  • WpVote
    Votes 865
  • WpPart
    Parts 7
𝙈𝙚𝙩𝙖𝙣𝙤𝙞𝙖 | 𝙈𝙞𝙣𝙞 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚: 𝙔𝙞𝙕𝙝𝙖𝙣 , 𝘽𝙅𝙔𝙓 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨 , 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 , 𝙎𝙢𝙪𝙩 ~ جان: "من.. خب.. نمیدونم چی بگم.. صبر کن از کجا اسممو میدونی؟" پسر: "من همه چیزو راجبت میدونم جان ، شیائو جان ، ۲۸ سالته ، پدرت جز تاجرای قدرتمند چینه و به خانواده رهبر پک اینجا نزدیکه ، یه خواهر کوچکتر و یه برادر بزرگتر داری ، از یه پدر و مادر آلفایی و خواهر و برادرتم آلفان اما تو امگایی ، به کشیدن چیزای مختلف روی کاغذ علاقه ی زیادی داری ، متنفری ازینکه به خاطر امگا بودنت ضعیف میدوننت و به هیچ وجه یه امگای مطیع نیستی ، بازم لازمه ادامه بدم؟" جان: "هی هی تو کی هستی؟" پسر: "شاید یکی که از ۱۷ سالگی دوستت داره..؟" ~ های. زیاد جرعت نداشتم فیکشنامو تو واتپد آپ کنم چون یکم نگران کننده‌ست که دیگران اهمیتی به چیزی که نوشتی ندن ولی خب دلو زدم به دریا و اونقدرم امید ندارم که بهش خیلی توجه شه.. ممنونم ازتون اگه میخونیدش🥲😂💜
Wonderwall by merakiyz
merakiyz
  • WpView
    Reads 23,217
  • WpVote
    Votes 5,162
  • WpPart
    Parts 97
𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝐘𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 (𝐲𝐢𝐛𝐨 𝐭𝐨𝐩) 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 𝗪𝗿: 𝐚𝐫𝐢𝐞𝐬 -🔹️وضعیت: پایان‌یافته -🔹️خلاصه‌: شیائوژان هکر ماهریه که بعد از یک سال کار برای رئیس سختگیرش، تونسته اعتمادش رو جلب کنه و زمانش رسیده که به عمارت اصلی منتقل بشه؛ جایی که اسم یکی از ساکنینش بارها به گوشش خورده و کنجکاوی هکر جوان رو قلقلک داده: وانگ ییبو! اما اون پسر واقعا همون طوریه که ژان تصورش کرده...؟ سوال اصلی اینجاست، ژان میتونه یه زندگی عادی وسط غیرعادی‌ترین خونه‌ی شانگهای داشته باشه و درگیر چیزی نشه؟! •••••• معنی اسم داستان: Wonderwall یعنی فردی برای تو، که وقتی به خودت میای متوجه میشی که کل مدت داشتی ناخودآگاه به اون فرد فکر میکردی...
سیاه سفید by fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Reads 2,902
  • WpVote
    Votes 361
  • WpPart
    Parts 6
«بین ما هر چیزی وجود داشته باشه، قطعاً اون چیز "اعتماد" نیست! من نمی‌خوام بازم با بدبینی و اعتماد ناپایدار تو نسبت به خودم سروکله بزنم.» کلمات یوهان مثل تیغ بُرنده بودن و با هر جمله‌ش بدن گائون منقبض‌تر می‌شد‌. از نظر یوهان، گائون فقط یه خانواده می‌خواست تا بخشی از تنهایی و خلاء زندگیش رو پر کنه و یوهان... دنبال چیزی فراتر از خانواده می‌گشت. اون قلب گائون رو می‌خواست. روح اون پسر و جسمش رو... بدنش برای داشتن بدن اون پسر داشت فریاد می‌کشید و در مقابل تنها چیزی که دریافت می‌کرد، پوچی بود. نمی‌تونست با این احساسات، پسر مقابلش رو در کنار خودش نگه داره وقتی دائماً هوس سلطه پیدا کردن روی جسم گائون؛ منطقش رو می‌دزدید. نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ویراستار: ♧Fatemeh کاپل: کانگ یوهان و کیم گائون (فیک از سریال قاضی شیطان / the devil judge)
"𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐢𝐭𝐭𝐥𝐞🐇𝐋𝐚𝐧" by NoooNooy
NoooNooy
  • WpView
    Reads 20,638
  • WpVote
    Votes 3,854
  • WpPart
    Parts 33
+تو اگه جای سیژوی بودی انتخابت چی بود؟! وی ووشیان لبخند زد. _پس یشم لان خواستار توجه.. لانگوانگجی تارهای سپید پسر را از مقابل چشمانش کنار زد. +لان یه نیازمندِ،مخلوق! +جواب سوالم.. _جواب سوالت.. همیشه تو لانگوانگجی،همه جا تو لانگوانگجی، تا آخرش فقط با تو لانگوانگجی. تکمیل شده✔️
The Hidden Scars of a King by wang_xian1085
wang_xian1085
  • WpView
    Reads 3,522
  • WpVote
    Votes 1,830
  • WpPart
    Parts 60
کاپل اصلی: ییجان کاپل فرعی: تائون وضعیت: پایان یافته نام داستان: زخم‌های پنهان یک پادشاه مافیا ژانر:مافیا_کمدی_درام ژان پسریه با گذشته‌ای مرموز. به‌طور اتفاقی (یا شاید نه‌چندان اتفاقی...) وارد عمارت مرموز و ترسناک رئیس مافیای شهر، ییبو میشه؛ مردی که همه ازش می‌ترسن، اما خودش در سکوت و تنهایی غرقه. اما ژان فقط یه مرد عادی نیست... در سکوتش رازی هست. رازی که اگر فاش بشه، کل امپراتوری مافیا رو به لرزه می‌ندازه. و بدتر از همه اینه که قلب سرد رئیس مافیا، شروع به تپیدن کرده... برای مردی که اصلاً قرار نبود زنده بمونه
Right Person, Wrong Time by stancomabene
stancomabene
  • WpView
    Reads 14,841
  • WpVote
    Votes 2,499
  • WpPart
    Parts 55
𝘳𝘪𝘨𝘩𝘵 𝘱𝘦𝘳𝘴𝘰𝘯, 𝘸𝘳𝘰𝘯𝘨 𝘵𝘪𝘮𝘦 : آدم‌ها برای احساساتشون اسم انتخاب می‌کنن تا راحت‌تر خودشون و حالشون رو توصیف کنن. یکی از اون احساسات اسمش عشقه؛ چیزی که من بهش اعتقادی ندارم! هیچ چیزی به اسم عشق وجود نداره..هیچ‌وقت امکان نداره کسی رو به قدری دوست داشته باشی که نتونی بدونِ اون زندگی کنی. اگه این یه استدلالِ درست و منطقیه، پس چطور قبل از شناختِ اون آدم زنده بودیم و زندگی می‌کردیم؟ اون آدم.. امکان نداره وجود داشته باشه.. اون آدم.. قرار نیست هیچ‌وقت تو زندگیم بیاد.. اون آدم.. خودش نیست.. من با اون آدم هیچ چیزی به اسم عشق رو تجربه نکردم.. ═───~•⊱❃⊰•~───═ name- Right Person, Wrong Time genre- romance, dram, angst, smut, au couple- yizhan type- bjyx / yibo top part's- teaser + 60 ch. Author- yin Nov 30.2024
In the Name of Love: Blood and Duty
 
  by Farysky
Farysky
  • WpView
    Reads 535
  • WpVote
    Votes 129
  • WpPart
    Parts 6
همون کلیشه‌ی ییبوی سرباز و جان پزشک ولی اینبار یکم متفاوت😉 ❀ کاپل: ⌊ییجان⌉ ❀ ژانـر: ‌‌ ⌊پزشکی، اکشن، جنگی، درام⌉ ❀ نویسنده: ‌‌⌊#Stardust ✨️⌉ جان پزشک بدنامی است که سعی در پشت سر گذاشتن گدشته‌اش دارد.با اینحال پس از دیدن شخصی آشنا در میان بحران جدید زندگی‌اش متوجه می‌شود که هیچگاه نمیتواند از گذشته فرار کند. پس با او همراه می‌شود تا در مسیر ماجرای جدیدی قدم بردارد.
✺Gomeηasai till the Eηd✺′ʸⁱᶻʰᵃⁿ′ by Pinky-Moon
Pinky-Moon
  • WpView
    Reads 10,749
  • WpVote
    Votes 2,781
  • WpPart
    Parts 20
{𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥} ″امروز دوباره با مامان بابام بحثم شد...″ ″بخاطر من؟ ″ ″بخاطر علاقم .″ ″متاسفم...″ ″بابت علاقم؟″ ″نه! نمیدونم... بابت اینکه بخاطر من اذیت میشی″ ″ولی من دوستش دارم...″ ″پس تا آخرش شرمندتم″ ″منم تا آخرش عاشقتم...″ ✮𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘠𝘪𝘻𝘩𝘢𝘯✮ ✮Genre: Romance,Slice of life,Drama,Angst✮ ☁ 1 in #yizhan ☁ ☁ 1 in #ییبو ☁ ☁ 3 in #ییژان ☁
سایه آخر by lotosred
lotosred
  • WpView
    Reads 1,673
  • WpVote
    Votes 254
  • WpPart
    Parts 16
گاهی زندگی شبیه برفی‌ست که آرام می‌بارد، اما زیر لایه‌ی سفیدش زخمی کهنه پنهان مانده است. گاهی آدم‌ها در میان خیانت، تنهایی، ترس و عشق گرفتار می‌شوند، اما حتی در سخت‌ترین روزها، یک نگاه، یک لمس یا یک کلمه می‌تواند دیواری را فرو بریزد. این داستان، قصه‌ی دو قلب است:ییبو مردی زخمی از گذشته‌ای پر از درد و غم ، و دیگری پسری به نام ژان خسته از اجبار و بی‌پناهی. اما آیا عشق می‌تواند برف تازه‌ای بر آن زخم‌ها بباراند؟ تاپ:ییبو