Mana
48 stories
𓂃Elysian⋱ by Veronikanoir
Veronikanoir
  • WpView
    Reads 1,788
  • WpVote
    Votes 411
  • WpPart
    Parts 10
اِلیسیـان [تمام شده] ⨳ کـاپل: ییـجان ⨳ ژانـر: ماورایی، رومنس، انگست، فانتزی، ماجراجویی، اسمات ⨳ کانال: 𝗎𝗄︎𝗂𝗒𝗈𝗌𝗍𝗈𝗋𝗒 ⨳ تایپ: 𝖿︎𝖺𝗇︎𝖿︎𝗂𝖼︎/𝖻︎𝗃︎𝗒𝗑︎ 🕯 خلاصه ای از داستان: موران بعد از شنیدن افسانه‌ی «اِلیسیان» از زبان گابریل کتاب‌دارِ کاخ، درمورد این اسم کنجکاو می‌شه. اما درست زمانی که داره دنبال معنای قایم شده پشت این اسم می‌گرده، با حقیقتی درمورد زندگی خودش رو به رو می‌شه! 🧚🏻برشی از داستـــان: جان کمربندی که دستش بود رو بالا آورد و لبخند کجی زد "بلد نیستم ببندمش!" ییبو جلو رفت و وارد اتاق شد "همم..." کمربند رو از دستش گرفت و پشت سرش ایستاد. دست‌هاش رو جلوی شکمش برد و کمربند رو روی لباسش تنظیم کرد "اونجا کی برات کمربندتو می‌بست؟" جان لبخند بامزه‌ای زد و انگشت‌هاش رو روی پیشونیش کشید "خب خدمت‌کارا و اکثراً آریان این‌کارو برام انجام می‌داد..." ییبو بعد از شنیدن آخر جمله‌ش فشاری به کمربند وارد کرد که ناخودآگاه "آخی" از بین لب‌های جان خارج شد. بعد از تموم کردن کارش، عقب اومد "تموم شد..."
[You Are My Destiny]~(Yizhan) by Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Reads 73,272
  • WpVote
    Votes 17,548
  • WpPart
    Parts 88
اسم: تو سرنوشت منی! کاپل: ییژان [ییبو تاپ] ژانر: رومنس، انگست، اکشن، امگاورس، یه چسه درام، اسماااات، امپرگ بخشی از داستان: مچ ظریف فرمانده ش رو گرفت و مجبورش کرد توی چشم های شعله ورش نگاه کنه: - اصلا مهم نیست که از من خوشت میاد یا نه، تو امگای منی و امگای من هم باقی میمونی! امگا پوزخندی زد و گفت: - رودل نکنی یه وقت! اینکه تو یه آلفایی دلیل بر قدرتمند تر بودنت نیست! میدونی که به راحتی آب خوردن میتونم کاری کنم جلوم زانو بزنی! آلفا با لحنی که غرور ازش می‌بارید گفت: نظرت چیه امتحان کنیم؟ منم چیزی دارم که میتونم باهاش تو رو کاملا خلع سلاح کنم! امگا غرید و دستش رو وحشیانه از دست بزرگ آلفا بیرون کشید: - تمومش کن! حق نداری با من اینجوری رفتار کنی! به اندازه ی کافی از دستت عذاب کشیدم! دیگه نمیتونم بیشتر از این بهت باج بدم! عقب‌گرد کرد و به سمت در رفت که دوباره توی چنگال آلفا گرفتار شد و صدای تهدید آمیزش رو شنید: - کافیه اون دستگیره رو لمس کنی تا تبدیلت کنم به موجودی که از دیدنش لذت ببرم! ~~~~~~ به خدا قسم نمی‌دونم این دفعه چندمیه که این بیوی بفاک رفته رو ویرایش میکنم/: فقد بدونین تو همه هشتکای فیکشن رتبه ۱,۲,۳ و.. رو داشتیم فقد گشادیم میاد برای بار n ام لیستشون کنم.... نویسنده: Glass ادیتور و بازگرداننده: Midoria ────────
SWITCH  by 2027nia
2027nia
  • WpView
    Reads 10,426
  • WpVote
    Votes 1,726
  • WpPart
    Parts 49
وانگ ییبو از صحبت های دانشجوها در مورد پروفسور شیائو ژان شنیده که پروفسور مردی سختگیره و آرامش کاریزماتیکی داره که می تونه هرکسی رو به آرومی بکشه. ییبو قبلاً اونو ندیده بود و واقعاً اهمیتی نمی‌داد چون اون استاد در بخش تاریخ هنر، باستان‌شناسی تدریس میکرد؛ در حالی که خودش تو بخش رقص بود و حتی با اینکه بخش‌ها در کنار همدیگه هستن، هیچ راهی وجود نداره که همدیگه رو ببینن. خب، این همون چیزی بود که ییبو فکر می کرد تا اینکه به طور تصادفی آینه بغل ماشین استاد باستان شناسی رو شکست.
⚓forgotten|ازیادرفــته⚓ by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 4,236
  • WpVote
    Votes 1,133
  • WpPart
    Parts 61
📌وضعیت: درحال نوشتن...✒️🕯️💜📚 ⏳آغاز: ۶ نوامبر ۲۰۲۵ ⌛پایان: --- ⏰بازنویسی: --- ⟨چگونه پیدایت کنم، وقتی به‌ یاد نمی‌آورم چگونه گُم‌ات کرده‌ام؟!⟩ یک وصیت‌نامه، یک شرطِ ناممکن. او باید با کسی ازدواج کند که روزی دشمنش بود، و تا پیش از گذشت یک سال، فرزندی از عشقشان متولد شود. اما هیچ‌کس نمی‌دانست عشق، درست در میان اجبار و انکار، چطور ریشه می‌دواند... در میان بوی تلخ نارنج و قلب‌هایی که از هم می‌ترسند. #S_M_H #ییبو‌تاپ #آنگست #هپی‌اند #امگاورس
dark and light by samira_f59
samira_f59
  • WpView
    Reads 7,021
  • WpVote
    Votes 1,154
  • WpPart
    Parts 31
ژان یه کارمندمعمولی واستریت هستش که درنامزدی شکست میخوره و دریک تصادف فلج میشه.ییبو پرستاراورژانس اجتماعیه و دست سرنوشت راه ایندونفرو بهم گره میزنه. همراه بامن ازبالاوپایین رفتنهای داستان لذت ببرین تاپ:ییبو
𝙇𝙤𝙨𝙩 𝙄𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙅𝙪𝙣𝙜𝙡𝙚☘︎ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by yadegar
yadegar
  • WpView
    Reads 13,468
  • WpVote
    Votes 2,911
  • WpPart
    Parts 35
🍀𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑳𝒐𝒔𝒕 𝑰𝒏 𝑻𝒉𝒆 𝑱𝒖𝒏𝒈𝒍𝒆 🍀𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒀𝒊𝒁𝒉𝒂𝒏(𝐿𝑆𝐹𝑌) 𝑽𝑲𝒐𝒐𝑲/𝑱𝒊𝑿𝒖𝒂𝒏 🍀𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑨𝒅𝒗𝒆𝒏𝒕𝒖𝒓𝒆/𝑪𝒐𝒎𝒆𝒅𝒚/𝑫𝒂𝒊𝒍𝒚 𝑳𝒊𝒇𝒆 🍀𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : °•𝔂𝓪𝓭𝓮𝓰𝓪𝓻•° 🍀 گمشده در جنگل🍀 🍀خلاصه: ژو چنگ گا قراره با دوستانش به یه سفرِ مجردیِ قبل از ازدواج بره..اما درست یه روز مونده به بازگشتشون، شیائوجان و وانگ ییبوی دردساز گم میشن و یه سفر جدید آغاز میشه..! 🍀وضعیت : پایان یافته
تصویرِ عشق♡ by ll_yizhan_ll
ll_yizhan_ll
  • WpView
    Reads 243
  • WpVote
    Votes 46
  • WpPart
    Parts 1
در نفرت بی پایانش، عشقی نو جوانه میزند.... ییبو تاپ:)
⚡« عشق و جنون» Love And Madness ⚡ by wy85mah
wy85mah
  • WpView
    Reads 45,720
  • WpVote
    Votes 9,957
  • WpPart
    Parts 104
Love and Madness🥂 Writer : mahdie Yibo Top Happy End خلاصه : شیائو جان سی ساله وکیل کارکشته کمپانی بزرگ چین برای بستن قرارداد بزرگی به آمریکا سفر میکنه و با وانگ ییبو بیست و چهارساله وارث زنجیره تجاری لئون، پلی بوی سرکش و رام نشده آشنا میشه پسری که آتش شهوت و هوس داشتن این مرد زیبا از اولین دیدار گریبان گیرش میشه و برای به دست آوردن وکیل وکیل اغواگر ولی سرسخت دست به هرکاری میزنه. و در آخر این جدال بین عقل و هوس به احساسی ناب ختم میشه و عاشقانه های پر از جنونی رو به ارمغان میاره 🥂 ______ *این فیک ییبو تاپ ولی شیائو جان این فیک یک وکیل خفن و فول پاور که روی دستش نیست *عاشقانه های این فیک گرا خاصی داره و نیاز به خوندن با دقت و با احساسات بالا داره ______ http://instagram.com/mah_yizhan صفحه اینستاگرام آپ فیک « عشق و جنون» همراه دو مانهوای سکسی و طولانی ییجانی ❤️ لذت ببرید 🔐❤️
𝚂𝚎𝚡𝚜𝚢 𝚕𝚒𝚝𝚝𝚕𝚎 𝚋𝚞𝚗𝚢 🐰 by Sadafm_Honarmand
Sadafm_Honarmand
  • WpView
    Reads 24,281
  • WpVote
    Votes 4,758
  • WpPart
    Parts 71
𝚂𝚎𝚡𝚜𝚢 𝚕𝚒𝚝𝚝𝚕𝚎 𝚋𝚞𝚗𝚢☃︎ 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛 : 𝙷𝚘𝚗𝚊𝚛𝚖𝚊𝚗𝚍 𝚌𝚘𝚞𝚙𝚕𝚎 : 𝚢𝚒𝚣𝚑𝚊𝚗 𝚝𝚘𝚙: 𝚢𝚒𝚋𝚘 𝚝𝚘𝚙 𝚐𝚎𝚗𝚛𝚎 : 𝚜𝚖𝚞𝚝 , 𝙵𝚕𝚞𝚏𝚏, 𝚛𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎☯︎Ꙭ𓆉︎
HE ALWAYS WAS / او همیشه بود by Supernatural313
Supernatural313
  • WpView
    Reads 3,480
  • WpVote
    Votes 763
  • WpPart
    Parts 10
📌وضعیت: پایان یافته.💜📚 ⏳آغاز: ۱۷ نوامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۱ دسامبر ۲۰۲۲. ⏰ بازنویسی: --- [ نمیدانم... نمیدانم این « بدترین شب‌ها » را شروع کرده‌ام یا دارم شروع می‌کنم. اما به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بی‌امید، این روزهایی که دست کم اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید دیدار تو شروع می‌شد و حتی اگر هم در آخرین ساعات شب با نوامیدی کامل، مثل دفتری بر هم نهاده میشد، باز این امید که فردا بتوانم ببینمت زنده نگهم میداشت، میدانی؟ از فردا صبح، دیگر این امید را هم از دست خواهم داد.♡ ] زن مردد پرسید: یعنی اون پدرته؟ پسر اما با غم پیشانی ژان‌اش را بوسه زد: اون همه چیزمه! پدرم مادرم برادرم رفیقم و تنها عشق زندگیم:). اون ژانِ منه...💔 🫀🫀🫀چند‌شاتیِ:او‌همیشه‌بود🫀🫀🫀 #S_M_H #هپی‌اند #پدرخوانده #ییبو‌تاپ #آنگست #برومنس