not read
199 stories
Believe Me | V.KOOK tarafından wicler_69
wicler_69
  • WpView
    OKUNANLAR 91,173
  • WpVote
    Oylar 486
  • WpPart
    Bölümler 2
Believe me باورم کن "هرچقدر میخوای ازم متنفر باش، تحقیرم کن، نابودم کن. اما آقای کیم، فراموش نکن. روزی که فهمیدی من بی‌گناهم، روزی که فهمیدی پسری رو که با تمام وجود عاشقت بود رو چطور از خودت روندی، اون روز حق نداری برگردی پیش من! حق نداری بهم بگی عاشقمی و میخوای دوباره همه چیز رو درست کنیم. یادت نره آقای کیم، روزی که بی‌گناهیِ من ثابت بشه، روزیه که تو ادعای عاشقی میکنی و این بار این منم، که باورت نمیکنم!" - - - Couple: taekook Genre: sad/angst/lovestory Writer: wicler Cover by: wicler Telegram: WICLER_69 - نسخه جدید فیکشن به هیچ عنوان بازگردانی کامل نیست! روند کلیِ داستان از یک رمان الهام گرفته شده، اما از ابتدا تا انتها مجدد توسط خودم نوشته میشه. ممنونم. - happy end.
+19 tane daha
Life is a joke.(kookv)  tarafından azin2013
azin2013
  • WpView
    OKUNANLAR 16,990
  • WpVote
    Oylar 3,945
  • WpPart
    Bölümler 38
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
Unforgotten Love tarafından itstina_mhds
itstina_mhds
  • WpView
    OKUNANLAR 4,650
  • WpVote
    Oylar 433
  • WpPart
    Bölümler 8
جئون جونگ کوک بوکسور شماره یک کره‌ی جنوبی با برگشتن برادر زنش دوباره دچار عشق دیرینه‌ی ۶ ساله‌اش میشه، کیم تهیونگی که بعد از ۶ سال فرار از تلخی عشق برای انتقام برمیگرده؛ اما چی میشه اگه این وسط اون حس دیرینه برگرده و زندگی خواهر تهیونگو خراب کنه و جی چانگ ووک، بزرگ‌ترین رقیب جونگ کوک نتونه از کیم تهیونگ چشم بگیره و برای به دست اوردنش بجنگه!! چه زندگی هایی با این عشق کهنه خراب و چه روح هایی زنده میشن؟ خواهر تهیونگ میتونه با حقیقت عشق بین همسرش جونگ کوک و برادرش تهیونگ روبه رو بشه؟! 📌 ژانر: اسمات، عاشقانه، بوکس (sport)، انگست 📌 کاپل: کوکوی، یونمین 📌 نویسنده: Tina ❌نوشتن این فیکشن به هیچ وجه به قصد ترویج خیانت و عادی جلوه دادن آن نیست فقط هدف آن نشون دادن توانایی کثیف بودن و قوی بودن عشق است❌
O&E | Vers/Oneshot✔ tarafından Tommy_jinx
Tommy_jinx
  • WpView
    OKUNANLAR 11
  • WpVote
    Oylar 2
  • WpPart
    Bölümler 1
꒰#The_old_man_and_his_little_elf꒱ ♡꙼̈ ─────────── ✯ Genre:Romance,smut ✯ Page: 31 ✯ writter: Baby_Tommy ✯ Couple: VERS ─────────── ✯ Summery⁀➷ قرار بود تهیونگ برای همسرش سالگرد ازدواج بگیره ولی فکر نمی‌کرد که هردوشون یه جور شوکه کننده‌ای سوپرایز بشن!
+1 tane daha
The BookSeller [KookV] tarafından H_The_Universe
H_The_Universe
  • WpView
    OKUNANLAR 17,166
  • WpVote
    Oylar 2,703
  • WpPart
    Bölümler 12
[کتاب‌فروش] ____ - خب پس من چه غلطی کنم؟ من قرار نیست این کتابه رو به این سلیطه خانوم ببازم! - چه می‌دونم خب! می‌خوای برو به کتاب‌فروشه بگو حاضرم بهت بِدَم فقط این کتابه رو بده به من. جیمین با لحن آغشته به خنده‌ش گفت و به شوخی خودش خندید. اما اگر می‌دونست که تهیونگ قراره اون رو جدی بگیره و دست به عملی کردنش بزنه، هیچ‌وقت اون رو به زبون هم نمی‌آورد. -می‌دونی چیه جیم... همین‌کار رو می‌کنم! ____ کاپل: کوکوی ژانر: رمنس، فلاف، برشی از زندگی شروع: ۱۴۰۳/۴/۱۸ پایان: ۱۴۰۳/۷/۲
+7 tane daha
Kak moya tarafından vk_hedi1997
vk_hedi1997
  • WpView
    OKUNANLAR 33,020
  • WpVote
    Oylar 3,552
  • WpPart
    Bölümler 65
🍷writter: vkook_hedi [ Complete ] 🍷couple: Kookv (the "vk ver" is in telegram) / Yoonmin 🍷genre: Mafia, Smut, Dark romance, Dark, TW, Omegaverse (Alpha×Alpha), Action, enemies to lovers 🍷Age limit: +19 🍷Telegram channel: @vkook_hedific 🔥خلاصه: کیم تهیونگ، آلفای غالبی که به اجبار وارد دنیای کثیف مافیایی می‌شه و بار مسئولیت‌های سنگین برادرش روی شونه‌هاش سنگینی می‌کنه، به خاطر دسیسه‌چینی‌های باند ویپِرا مجبور به همکاری با دشمن چند ساله‌ش، جئون جونگ کوک می‌شه اما کی فکرش رو می‌کرد اون آلفای خون خالص جفت حقیقی‌ش باشه و چیزهایی رو ازش پنهون کرده باشه که...!؟ 🔥ووت و کامنت هر پارت فراموش نشه!🍷 برای دیدن تیزر، ادیت‌ها، اسپویل‌ها و اطلاعیه‌ها درمورد این فیکشن، حتما توی چنل تلگرامی عضو باشین دوستدار شما، ویکوک هِدی
Wine tarafından nana42607
nana42607
  • WpView
    OKUNANLAR 6,077
  • WpVote
    Oylar 786
  • WpPart
    Bölümler 6
جونگ‌کوک، تک امگای خاندان آلفا پرست جئون بود و زمانی که به درخواست خانواده‌اش، قراری مبنی بر ترک خونه و رفتن به سئول گذاشته شد، همه چیز به هم ریخت. تمام آینده‌اش وابسته به تصمیمی بود که در اون لحظه باید می‌گرفت؛ به سئول می‌رفت و با فردی که پدربزرگش انتخاب کرده بود، تشکیل خانواده می‌داد؟ یا راهی برای بیرون اومدن از زیر سایه‌ی جئون بزرگ پیدا می‌کرد؟ _____________ «این رو خوب توی گوش‌هات فرو کن امگا، تو جزوی از خاندان من نیستی و فقط فامیل و خونم رو به یدک می‌کشی!» حالا که بعداز پنج‌سال دوباره مقابل هم قرار گرفته بودن، آخرین جملات جئون بزرگ، توی گوش‌هاش می‌پیچد و خشم نهفته‌اش رو بیدار می‌کرد. توله‌‌ آلفاهای شیطونش رو به پشتش هدایت کرد و نگاه تیزش رو به مرد مسنی داد که بچه‌های اون رو جزوی از خودش و خاندانش دونسته بود. بی‌توجه به حضور کیم‌ها و هرکسی که نگاهش بهشون زوم بود، فاصله‌‌شون رو به حد نصاب رسوند و نیشخند رضایت‌مندی روی لب‌هاش نشوند. برق نگاهش خبر از حضور گرگش می‌داد و برای حفاظت از توله‌‌هاش، با رایحه‌‌ی سنگینش، آلفاهای اطرافش رو تهدید می‌کرد. _این رو خوب به یاد بیار آلفا جئون؛ من جزوی از خاندان تو نیستم و با تأسف زیاد، فقط خون و اسم بی‌ارزشت رو به یدک می‌کشم! پس بچه‌هام هم به هم
•Interlude•|Vkook|Kookv tarafından Tiw_emw14
Tiw_emw14
  • WpView
    OKUNANLAR 2,556
  • WpVote
    Oylar 412
  • WpPart
    Bölümler 36
چکیده: در شهری که مرز میان نجات و نابودی تنها به ضخامت یک در بسته است، دو زندگی از دو جهان جدا به هم گره می‌خورند. تهیونگ، پزشکی آرام با گذشته‌ای پنهان، و جونگ‌کوک، پسری سرکش با قلبی زخمی، ناخواسته وارد بازی تاریکی می‌شوند که قوانینش را قدرت و ترس تعیین می‌کند. در دل شب‌هایی که صدای فریاد شنیده نمی‌شود، رازی دفن‌شده در اعماق بیمارستانی لوکس بیدار می‌شود. و وقتی عشق با تهدیدی مرگبار روبه‌رو می‌شود، فقط یک چیز باقی می‌ماند: تا کجا حاضری برای محافظت از کسی که دوستش داری، تسلیم تاریکی شوی؟ _ "داری از تاریکی فرار می‌کنی تهیونگ... اما نمی‌بینی؟ تو خودِ نوری هستی که من تمام عمر دنبالش می‌دویدم." _"و تو... تنها دلیلی هستی که هنوز نذاشتم این تاریکی منو کامل ببلعه." Genre: Romance | Thriller | Crime | Drama|Smut|medicine
𝓘𝓶𝓪𝓰𝓲𝓷𝓪𝓽𝓲𝓸𝓷(𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽) tarafından BLACKrosalita
BLACKrosalita
  • WpView
    OKUNANLAR 918
  • WpVote
    Oylar 94
  • WpPart
    Bölümler 10
👔پایان یافته👔 (Imagination:تخیل،تصور)Mini fic کیم تهیونگ که بخاطر شخصیت خاصش هیچ وقت با هیچ کسی تو رابطه نمیرفت شروع به تصور کردن پسرکی خوش چهره به اسم کوکی میکنه. اون به مرور زمان انقدر به اون پسر علاقه پیدا میکنه که اصلا راجعب روابط واقعی فکر نمیکنه و به کوکیش اعتقاد داره اما اینجا یه مشکلی وجود داره. اون نه میتونه ببوستش،بغلش کنه یا باهاش هم بستر شه چرا که بی تجربه‌ست. میگذره و میگذره تا این که یک روز اتفاقی میافته که کوکیش رو که نمیتونسته دیگه تصور کنه تو دنیای واقعی ملاقات میکنه و.... قسمتی از فیک: . . . وارد اتاق شد و دهان تهیونگ رو از تعجب باز کرد. "کوکی؟" مرد اخمی کردو با غضب گفت: "بله؟!" تهیونگ بلند شدو گفت: "ج.جوئن...جوئن جی‌کی شمایید؟" مرد با چهره ای خشمگین بخاطر اون مدل صدا شدنش در لحظه اول گفت: "گستاخانه بود که در لحظه اول منو انقدر با خودتون نزدیک ببینید جناب کیم!" تهیونگ نفس عمیقی کشیدو گفت: "متاسفم...فکر کردم یکی از دوستام هستید....اما..ا.اما حالا متوجه شدم اشتباه گرفتم....گستاخی منو ببخشید." . . . Days of update:every Monday's and Thursday's Genre:Romance,Fantasy.... Couple:Kookv. write by:𝑩𝑳𝑨𝑪𝑲𝒓𝒐𝒔𝒂𝒍𝒊𝒕𝒂
Number one  TAEKOOK / KOOKV tarafından raaraa_taekook
raaraa_taekook
  • WpView
    OKUNANLAR 19,890
  • WpVote
    Oylar 2,153
  • WpPart
    Bölümler 32
• جونگکوک وارد فصل جدیدی از زندگیش شده ... تهیونگ رو از دست داده ... و سعی میکنه برای دخترش بهترین زندگی رو بسازه ... اما همه چیز با برملا شدن رازها از کنترل خارج میشه ...! • ‏🄲🄾🅄🄿🄻🄴🅂 : taekook-kookv & jingi & hopemin ‏🅶🅴🅽🆁🅴 : bromance-drama-mafia-smut-diary ‏🅆🅁🄸🅃🅃🄴🄽 🄱🅈 : @raaraa_taekook • ·.¸¸.·♩♪♫ فصل دوم در حال آپ ♫♪♩·.¸¸. «محدودیت سنی‌ به دلیل ادبیات باز در روابط 18+» • The best ranking : #1 diary #1 jingi #2 برومنس #1 خاطرات #8تهکوک •