2
25 stories
Łuŋa fºresŧ by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 1,836
  • WpVote
    Votes 369
  • WpPart
    Parts 12
کابوس های تکراری، جنگل مه گرفته و صدای گرگی که از دور صداش می‌زد. جونگکوک نمی‌فهمید چرا، ولی هر بار که بیدار می‌شد، احساس تعلق داشت . به اون جنگل اون گرگ.. یه روز تصمیم گرفت به اون جنگل بره. با نقشه و مسیرهایی که از یه انجمن طبیعت‌گردی پیدا کرده بود، جایی که محلی‌ها می‌گفتن "گرگ‌ها هنوز اونجا حکومت می‌کنن." وقتی که پشیمون شده بود از اومدنش،تصمیم گرفت روی یه تکه سنگ بشینه تا نفسی بگیره، و همون موقع صدایی از لابه‌لای درخت‌ها شنید. صدایی آروم، سنگین، منظم. چشمش که افتاد به گرگی سیاه با چشم‌های طلایی، نفَسش بند اومد. نه به‌خاطر ترس، به‌خاطر همون حس آشنایی لعنتی که مدت‌ها تو خواب‌هاش میدید. «تو... منو می‌شناسی؟» گرگ عقب نرفت. فقط سرش رو کمی کج کرد. همون‌جا، وسط مه و سکوت، یه چیزی بینشون شروع شد . و اون لحظه، جونگکوک هنوز نمیدونست با دنبال‌کردن اون چشم‌ها، وارد دنیایی شد که دیگه راه برگشتی نداشت. NAME: luna forest CAPLE:VKOOK GANER:omegavers.ampreg.smut.drama.comedy
The Type [ Completed ] by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 231,789
  • WpVote
    Votes 43,680
  • WpPart
    Parts 68
دو نفر که آشنا شدنشون یه حادثه، عاشق شدنشون یه اتفاق و جدا شدنشون یه فاجعه بود. دونفری که کنار هم بهترین، شادترین و جذاب‌ترین کاپل رو تشکیل میدادن و به دور از هم پر از نقص بودن. دو نفر که سال‌ها پیش مسیرشون رو از هم جدا کردن. یکی برای تحصیل به آمریکا میره و روز به روز پیشرفت میکنه و دیگری، توی کره میمونه و... به قعر جهنم سقوط میکنه. پارک چانیول... آلفای مغرور و جدی‌ایی که به زودی قراره ازدواجش با دختر بزرگترین سهامدار شرکت‌های زنجیره‌ایی Mitchel اتفاق بیوفته. بیون بکهیون، امگایی که خانواده و دوستانش طردش میکنن، مجبور میشه درس و دانشگاهش رو ول کنه تا... بچه‌ایی رو که پدرش خبری از وجود داشتنش نداره بزرگ کنه. زندگی بعد از چهار سال... چه چیزی براشون داره؟ این دیدار مجددشون چطور میتونه رخ بده؟ آیا اون دلخوری‌ایی که از هم دارن، مانع این میشه که باز هم عاشق همدیگه بشن؟ ژانر داستان: فانتزی،امگاورس، رمنس، درام،اسمات، انگست، امپرگ
Clown  by callmedeesse
callmedeesse
  • WpView
    Reads 26,430
  • WpVote
    Votes 4,440
  • WpPart
    Parts 26
تهیونگ امگایی که از بچگی مخالف سرسخت نابرابری جامعه بود به سختی کار میکرد و تصمیم داشت تا جایی که میتونه مسیر متفاوتی از چیزی که به عنوان یه امگا باید باشه بره اما همه چیز با پیدا شدن جفت آلفاش بهم ریخت؛ اینکه اون آلفا یه دلقک بود که توی تمام مهمونی و جمع‌ها همه رو سرگرم میکرد همه چیز رو بیشتر بهم میریخت. **** Couples : kookv Genre :Romance-Omegaverse-smut Writer : Déesse
Just A Random Omega  by mahi_01
mahi_01
  • WpView
    Reads 13,788
  • WpVote
    Votes 1,481
  • WpPart
    Parts 35
کاپل: هونهان ژانر:امگاورس. امپرگ. رمنس. انگست. اسمات نویسنده:Mahi01 روزهای آپ: جمعه‌ها سایت آپلود: Www.exohunhanfanfiction.blogfa.com کانال تلگرام: @hunhanerafanfic @exohunhanfanfiction
The Sound Of Shells by maedeh_b_r
maedeh_b_r
  • WpView
    Reads 4,585
  • WpVote
    Votes 718
  • WpPart
    Parts 36
《به نام آفریننده صدف ها》 عنوان: آواز صدف‌ها قرون وسطی، عصر تاریک اروپا بود، جایی که خرافه‌ها نفس می‌کشیدند... در بحبوحه شورش دهقانان، قربانی سیاست کثیف فئودال‌ها و خنجری که به استخوان رسیده بود، فقط یک نفر بود... پسری نجیب‌زاده! چشمان او تیره بود. به رنگ دانه‌های قهوه، تن لطیف خاک، وجود خشک درختان، اما... آنچه که می‌دیدم درد داشت... تماما آبی شده‌ بود... ••••• "می‌گویند اگر زمانی، صدای آواز صدف‌ها به گوشَت رسید، کسی از درد، غم را بغل گرفته؛ بگو ای دلبند من، چرا تمام وجودت عطر دریا را می‌دهد؟" زمان آپ: هفته‌ای یبار "مرگ در آغوش مرگ بالاترین رستگاریست!" Couple : vkook genre : romance . angst . fantasy . smut
Second Chance by Badgalshookoo
Badgalshookoo
  • WpView
    Reads 9,784
  • WpVote
    Votes 1,294
  • WpPart
    Parts 28
اینکه هشت‌سال با همسرت زندگی کنی و فکر کنی یک زندگیِ شاد و بی‌دردسر داری خیلی خوبه؛ اما ممکنه پذیرفتن اینکه همسرت بهت خیانت کرده و یکی دیگه رو به تو ترجیح داده، مثل خندیدن به یک جکِ بی‌مزه و تکراری، سخت باشه. تهیونگ از الان به بعد دیگه فقط و فقط می‌خواست روی خودش تمرکز کنه، برای خودش زندگی کنه و از همه‌ی این ماجراها عبور کنه و این وسط جونگ‌کوک، دلش می‌خواست تهیونگ رو فقط برای خودش داشته باشه و بهش نشون بده که عشق می‌تونه واقعی و به دور از دروغ و خیانت باشه.
The last clover by takookforever9597
takookforever9597
  • WpView
    Reads 16,913
  • WpVote
    Votes 2,007
  • WpPart
    Parts 29
انگیمایی که تمام این سال ها با فکر و آرزوی از بین بردن جئون قد کشیده و قدرتمند شده پسری که پر شده از خشم نفرت و کینه اما چی میشه اگه جفت تعیین شده اش شاهزاده و جانشین قبیله جئون ها باشه مگ میشه روزی جئون جونگکوک کسی که اون انگیما به خونش تشنه اس روزی اجازه بده که یه جئون ماه آسمونش بشه؟ کی میدونه کی سرنوشت رو مینویسه شاید تاریکی که آدما ازش میترسن دقیقا چیزی باشه که بهش نیاز دارن تا به نور برسن اما خودشون بی خبرن Couple: vkook, Yoonmin, namjin, hoopli Genre: ‌Omegaverse, MPreg, Romance, Drama, Angst, Action, Smut,
llیاغی کلاس |Class Outlawll by llAlourall
llAlourall
  • WpView
    Reads 92,362
  • WpVote
    Votes 12,198
  • WpPart
    Parts 28
قضیه از این قرار بود که تهیونگ به مدرسه ی جدیدی انتقال پیدا کرده بود، و اون کلاسی که درونش بود به قفس گرگ ها معروف بود! و جونگکوک پسری که به بی رحمی و قلدری و کتک زنی شناخته میشد و سردسته ی قلدر های مدرسه هم بود ، همکلاسی جدید تهیونگ بود. • • 👀تیکه ای از فیک: _ جئون! من هزار بار گفتم هرجوری که دوست دارم لباس میپوشم ، ربطی نداره به کسی .. + پس منم هرجور که دوست دارم آدم جر میدم واست ، ربطی نداره به کسی .. • • GANER:Smut~Romance~Fake Caht~Dram~AU~little comedy Couple: Kookv Writer : Aloura
Henkoˎˊ˗ by miele_fic
miele_fic
  • WpView
    Reads 6,786
  • WpVote
    Votes 1,194
  • WpPart
    Parts 40
ִ ࣪𖤐 Genre: Omegavers, Smut, Romance, Dram ִ ࣪𖤐 Couple: Kookv ִ ࣪𖤐 Up: چهارشنبه‌ها ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ── هنکو⭒ من از همه‌ی خط قرمز‌هام بخاطرت گذشتم و همه چیزم رو گذاشتم وسط تا بتونم تو رو خوشحال کنم؛ اما از این مطمئن نیستم... که میتونم روت حساب کنم؟ حاضری بخاطر من چارچوب‌هات رو دور بزنی؟ نگران اینم هر چیزی که حس میکنم دو طرفه نباشه... اینکه حس دوس داشته شدنم از سمت تو توهمی بیش نباشه. پارت ها به طور پی دی اف شده تو چنل هم قرار داده می‌شن. آیدی چنل: @PAREA_HOME
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 42,128
  • WpVote
    Votes 5,092
  • WpPart
    Parts 19
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات