wheretolog0's Reading List
7 cerita
no one | هیچکس oleh sputnik_orbit
sputnik_orbit
  • WpView
    Membaca 4,455
  • WpVote
    Vote 577
  • WpPart
    Bab 20
قلبم برای کمک فریاد میزد؛ اما کسی صدای من رو میشنید؟ من محکوم به فنا بودم! سرم زیر آب و تنم روی خشکی بود. این آخرین امید هم قرار بود تبدیل به ناامیدی بشه؟ آخرین شمع هم قرار بود خاموش بشه؟ یا کسی قراره دست یخ زده‌ام رو بین دستاش بگیره؟ من نمیخوام توی تاریکی عمق این اقیانوس گم بشم. تو صدای من رو میشنوی؟ ________________________________ GENER: Angst - Slice Of Life - Drama COUPLE: SooJun [Soobin+Yeonjun Of TXT] ________________________________ [SPUTNIK-1]
Endocardium | اندوکاردیوم oleh sputnik_orbit
sputnik_orbit
  • WpView
    Membaca 6,338
  • WpVote
    Vote 970
  • WpPart
    Bab 30
پریکارد، اپیکارد، میوکارد یا اندوکارد؟ برام سوال بود که تا کدوم لایه میتونی نفوذ کنی؟ تو پریکارد بودی و بهش بسنده نکردی؛ عمیق و عمیق تر شدی و کم کم به اندوکارد رسیدی. حالا که اینجایی، به اندوکاردیوم خوش اومدی! _________________________________ کاپل: سوجون [سوبین+یونجون] ژانر: bromance, rallying, political _________________________________ [SPUTNIK-1]
11:11' | یازده یازده oleh sputnik_orbit
sputnik_orbit
  • WpView
    Membaca 1,727
  • WpVote
    Vote 285
  • WpPart
    Bab 11
قرار ما، یازدهمین روز از ماه یازدهم سال، ساعت '11:11، همون نقطه ی شروع، منطقه ی یازده یازده. .---- .---- ---... .---- .---- کاپل: سوجون [سوبین و یونجون تی اکس تی] ژانر: برمنس، ملودرام، موزیکال .---- .---- ---... .---- .---- [SPUTNIK-1]
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) oleh tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Membaca 25,088
  • WpVote
    Vote 2,824
  • WpPart
    Bab 44
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق
Seducer oleh silviammiii
silviammiii
  • WpView
    Membaca 14,752
  • WpVote
    Vote 1,523
  • WpPart
    Bab 23
● Seducer _ اغواگر ○ این مسخره‌اس! برخلاف احساسی که من بهش دارم، اون از من متنفره...اون با من فرق داره؛ تهیون دوست‌دختر داشته و من...گذشته از تمام اینا رابطه‌ی ما چیزی بیشتر از برادر خواندگی نیست. °○ 𝘛𝘢𝘦𝘨𝘺𝘶 °○ 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢/ 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦/ 𝘚𝘮𝘶𝘵/ 𝘏𝘢𝘱𝘱𝘺 𝘦𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨 ○ تهگیو ○ درام/ عاشقانه/ اسمات/ پایان خوش _ داستان حول محور یه درگیری خانوادگی میچرخه اما همه چیز بعد از چهار سال تغییر میکنه؛ درست وقتی که نیروی عشـق وارد زندگیشون میشه و کم‌کم رقابت با دوستی و تنفر با عشق جاش رو عوض می‌کنه؛ داستان عشق بینهایت بومگیو، به برادر خوانده‌اش رو روایت می‌کنه که... _ - 𝘚𝘵𝘢𝘳𝘵 |Nov 2023|
505( Woosan, Yungi, Winrina) oleh tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Membaca 19,407
  • WpVote
    Vote 2,451
  • WpPart
    Bab 35
Name: 505 Genre: Romance , Sci-fi , drama, smut Couples: woosan, yungi, winrina خلاصه: در دنیایی که همه چیز بر اثر یک بیماری ناشناخته در خطرـه و حیات بشر دچار تهدید شده، چوی سان، فضانوردی که با فداکاری و پا گذاشتن به مأموریت تأیید نشده‌ای برای نجات بشریت، راهی میشه؛ غافل از اینکه با رو به رو شدن فضاپیما با کد خطای 505 ، سال‌های بسیاری بی‌خبر در کرهٔ زمین می‌گذره؛ در حالی که در اون طرف کهکشان ها، وویونگ، تنها کسی‌ـه که هنوز به زنده بودنش باور داره. چه اتفاقی میوفته وقتی که پس از بیست سال، برخلاف تصور همه، سان زنده به زمین برگرده؟!
LO$ER=L♡VER oleh ournvrlnd
ournvrlnd
  • WpView
    Membaca 16,547
  • WpVote
    Vote 2,389
  • WpPart
    Bab 46
وقتی به عنوان خبرنگار وارد اون محله متروکه شد فقط یک شهروند معمولی مثل بقیه مردم بود؛ ولی حالا زیر بارون بدون هیچ چتری‌ ایستاده بود، لباسش‌ بوی باروت‌ گرفته بود و باریکه های خون کنار کفش هاش‌ جاری بودن... GENRE: mafia, romenc, angst, tragedy COUPLE: YeonBin, TaeGyu‌ Writers: yuzumumu, csbdream