Seokjin✨
6 stories
youth  by yoonseok7
yoonseok7
  • WpView
    Reads 109
  • WpVote
    Votes 22
  • WpPart
    Parts 5
_یعنی ما برای خوشحال بودن فقط باید پیش هم باشیم؟ این فیکشن از روی سریال Begins youth نوشته شده
You owe me a dance by Mariajin1994
Mariajin1994
  • WpView
    Reads 43,633
  • WpVote
    Votes 5,846
  • WpPart
    Parts 39
جین از این مهمونی ها متنفر بود...اون ها ثروتمند نبودند...حتی کمی از اقشار متوسط هم پایین تر بودند و این برای یکی از پسران خاندان بزرگ و سرشناس کیم نوعی سرشکستگی محسوب میشد...
I succeeded [Jinkook] by focus_on_jinkook
focus_on_jinkook
  • WpView
    Reads 24,553
  • WpVote
    Votes 3,373
  • WpPart
    Parts 28
خدایا بیخیال میدانم اشتباه است اما من عاشق این اشتباهم اشتباه هم آغوشی با او خدایا بیخیال من بوی تن او را میخواهم زل زدن به چشم های قشنگش برایم اوج تمام لذت هاست شیرین ترین اشتباه زندگیم چشیدن لب های اوست خدایا بیخیال " پایان یافته "
A Silent Voice [NamJin] [Completed] by BangtanOT7_0613
BangtanOT7_0613
  • WpView
    Reads 15,682
  • WpVote
    Votes 3,347
  • WpPart
    Parts 31
پسر بالاخره برگشت و با دیدن او آنجا، انگار شوکه شد. دستپاچه اطراف را نگاه کرد. به دنبال چیزی می‌گشت. دفترچه‌ای برداشت و آن را مقابل چشم‌های مشتری بی صبرش گرفت. نوشته‌ها از قبل آماده بودند. (معذرت می‌خوام. نمی‌تونم بشنوم.) کاپل: نامجین ژانر: درام/انگست/رمنس/اجتماعی
I succeeded 2 [Jinkook] by focus_on_jinkook
focus_on_jinkook
  • WpView
    Reads 33,013
  • WpVote
    Votes 4,645
  • WpPart
    Parts 37
"دوست داشتن" عضوی از بدن است. درست است که همه فورا به فکر "قلب" می‌افتند ولی من می‌گویم که "دوست داشتن" دندان آدم است دندان جلویی که هنگام لبخند برق می‌زند... حالا تصور کنید روزی را که "دوست داشتن" آدم درد می‌کند! آرام و قرار را از آدم می‌گیرد! غذا از گلویت پایین نمی‌رود، شب‌ها را تا صبح به گریه می‌نشینی... آن قدر مقاومت می‌کنی تا یک روز می‌بینی راهی نداری جز اینکه دندان "دوست داشتن" ات را بکشی و بیاندازی دور! حالا... دندان دوست داشتن را که کشیده باشی، حالت خوب است، راحت می‌خوابی، راحت غذا می‌خوری و شب‌ها دیگر گریه‌ات نمی‌گیرد ولی... همیشه جای خالی‌اش هست، حتی وقتی از ته دل می‌خندی... #دیل_کارنگی
Nepo by T_snowflake_
T_snowflake_
  • WpView
    Reads 10,815
  • WpVote
    Votes 1,741
  • WpPart
    Parts 30
داستان درباره کیم سوکجین ۲۷ساله، پزشک ماهر وجذابی که به عنوان مدیر تیم پزشکی بیمارستان هانسان به نپو اعزام میشه... * * * بین اون همه هیاهو جونگکوک تمام حواسش معطوف به دلبرش بود که جلوتراز خودش نشسته و به نقطه ای وسط گود خیره شده. برای جونگکوک مثل روز روشن بود که فقط جسم جینِ که اینجاست ولی فکر وروحش جای دیگه است، درست مثل اتفاقی که امروز تو کمپ افتاد. جین دوباره خودکارو دست گرفته بود ومدادم درشو باز وبسته میکرد وجونگکوک اونقدری عمیق محو دیدن جین شده بودکه می تونست پرده شفاف اشک که تو چشم های جین جمع شده رو ببینه. قلبش امونشو بریده بود تا بره ودستشو دور کمر باریک جین حلقه کنه، سرش وروشونه خودش بذاره وباهاش حرف بزنه. "چی شده قربونت برم ؟چرا حال وهوات ابریه ؟چرا چشمات بارونیه ؟ دورت بگردم باهام حرف بزن." _______________________ Couple : kookjin Genre : Action , Romance , Drama , Mystery , Thriller , Millitray , Medical , Psychological , Suspense • توجه توجه همونطور که میبینید همه چی داره🙄☝🏻 صبور باشید تا به همشون برسیم😁🤌🏻